منافع و مزایای اندازه‌گیری سرمايه فكري

  • شناسایی و نقشه‌یابی (نقشه‌برداری[1]) داراییها نامشهود
  • شناخت الگوهای جریانهای دانشی در درون سازمان
  • اولویت‌بندی مباحث دانشی حیاتی و سرنوشت‌ساز
  • تسریع و شتاب دادن به الگوهای یادگیری درون سازمانی
  • شناسایی بهترین عملیات[2] و اشاعه آن در سرتاسر سازمان
  • تحت نظارت داشتن مستمر ارزش داراییها و پیدا کردن راههایی برای افزایش ارزش آنها
  • درک شبکه‌های اجتماعی سازمان و شناسایی عاملان تغییر
  • افزایش نوآوری
  • درک بیشتری از این موضوع که چگونه دانش، یکسری روابط متقابل را بوجود می‌آورد.
  • افزایش فعالیتهای همکاری و فرهنگ تسهیم دانش در نتیجه افزایش آگاهی از منافع و مزایای مدیریت دانش
  • افزایش خود ادراکی کارکنان از سازمان و افزایش انگیزش آنها
  • ایجاد و خلق فرهنگ عملکردگرا (Kannan et al., 2004).
  • افزایش شفافیت
  • منجر به هزینه سرمایه کمتر
  • افزایش قیمت سهام
  • می‌تواند به عنوان یک وسیله بازاریابی مورد استفاده قرار گیرد.(Seetharaman et al., 2002)
  • بهبود خط مشی‌گذاری در سطح ملی و کاهش شکاف اطلاعاتی در بازارهای مالی و موفقیت شرکتها در زمینه اجرای استراتژیهای خود.

و … .

چرا باید با وجود اینکه اندازه‌گیری سرمايه فكري دارای این چنین مزایایی است اما تلاشهای کمی در این زمینه صورت گرفته است ؟

شاید یکی از مهمترین دلایل این امر، بخاطر عدم اجماع در مفهوم، طبقه‌‌بندیها و اجزای سرمايه فكري و گوناگونی و تعدد روشهای اندازه‌گیری سرمايه فكري است که شرکتها را به اندازه‌گیری سطح سرمایه‌های فکری خود، راغب نمی‌کند.

  • اندازه‌گیری و گزارش‌دهی سرمايه فكري، یکسری هزینه‌های عملیاتی را افزایش می‌دهد که محصول قوانین جدید و بوروکراسی است.
  • اندازه‌گیری و گزارش‌دهی سرمايه فكري موجب می‌شود که برخی از اطلاعات حساس رقابتی که قبلاً فاش نشده بود در قلمرو عمومی افشا شود که ممکن است به ضرر سازمان تمام بشود.
  • اندازه‌گیری سرمايه فكري باعث افزایش ریسکهای بدهی کاربران می‌شود که این بخاطر نمایش و نشان دادن اطلاعات آینده مداری که نمی‌تواند مستدل باشد.
  • ارزشگذاری سرمايه فكري برخلاف داراییها مشهود، خیلی ذهنی است یک نمونه کوچک از این موضوع اندازه‌گیری مهارتهای فنی شرکتهای با تكنولوژي پيشرفته و بالا است.
  • استانداردها اندازه‌گیری و گزارش‌دهی هنوز درمراحل ابتدایی خود بسر می‌برند و مبهم و ساختار نیافته هستند. (Seetharaman et al., 2002)
  • با افزایش پیچیدگی طبقه‌بندیها سرمايه فكري یک مشکلی که بوجود می‌آید این است که عملیات حسابداری سنتی نمی‌تواند برای شناسایی و اندازه‌گیری داراییها نامشهود جدید در سازمان بویژه در سازمانهایی که مبتنی بر دانش هستند کاری انجام دهد. (Petty et al., 2000)

مطالعه و اندازه‌گیری سرمايه فكري بیشتر به عنوان یک هنر توصیف می‌شود تا یک علم و دربرگیرنده عوامل روانی و خلاقیت و شامل یک ترکیبی از مطالعات رفتاری است. (Lim et al., 2004)

  • بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه سرمايه فكري ، پیمایشی و مطالعه موردي بوده است و برای درک بهتر از روشهای اندازه‌گیری سرمايه فكري باید از سایر روشهای تحقیق نیز باید استفاده کرد(Petty et al., 2000). استفاده از رویکرد اقدام پژوهشي و رویکردهای چند روشي و متعدد در این زمینه بسیار مفید است.
  • اما یکی از مهمترین مشکلات در زمینه اندازه‌گیری سرمايه فكري ، به روشهای و سیستم‌های ناکارآمد و ناکارآ حسابداری و پارادایم حسابداری سنتی مربوط می‌شود (Lim et al., 2004 and Chen et al., 2004 and Kannan et al., 2004, Seetharaman et al., 2002)

[1]– Mapping

[2]– Best Practices

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

« بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي فکری(سرمايه انساني، سرمايه ساختاري،سرمايه مشتري) واثرات اين سرمايه ها فکری بر عملكرد سازماني شعب بانک ملت استان تهران