عوامل تاثير گذار در حل مساله اجتماعي

از جمله عوامل تاثير گذار: عوامل ژنتيكي، صفت و ويژگي هاي شخصيتي، نوع عاطفه، اميد، كمال گرايي، جنسيت، نژاد و زمينه اجتماعي است .كه در زير به آنها پرداخته خواهد شد. كه در زير به آنها پرداخته خواهد شد (دي زوريلاونزو، 2004) .

2-32-1  عوامل ژنتيكي:

امروز هيچ تحقيقي نيست كه مستقيماً نقش عوامل ژنتيكي را در حل مساله اجتماعي مورد تحقيق قرار داده باشد، اگرچه مطالعات دوقلوها در مورد سازه هاي مرتبط نشان مي دهد كه حل مساله اجتماعي مي تواند زير بناي ژنتيكي داشته باشد. محيط بين فردي اوليه با پيش زمينه هاي ژنتيكي براي بنيان گذاري چهار چوبي به منظور قابليت هاي حل مساله اجتماعي، تعادل مي كنند (گاوين، 2001.دیزوریلا،2004)

2-32-2 ويژگي هاي شخصيتي :

به منظور مي رسد تفاوت هاي فردي پايدار در شخصيت بر حل مساله اجتماعي تاثير گذار است. نقشهاي بالقوه تعديل كنند. پنج عامل شخصيتي، عاطفه مثبت و عاطفه منفي، خوش بيني و بدبيني، اميد و كمال گرايي،درون بافت حل مساله اجتماعي مورد تحقيق قرارگرفته اند(چانگ، دي زوريلا و سانا[1] ،2004).

2-32-3 عاطفه :

چانگ و دي زوريلا (2004) به اين نتيجه رسيدند كه اگرچه جهت گيري ومثبت و منفي به مساله، سازه هاي مرتبطي هستند ولي دو سازه جداگانه محسوب مي شوند. عاطفه مثبت ممكن است حل مساله اجتماعي را تعديل كند در حاليكه حالات عاطفي ممكن است بين نمونه هاي خاص حل مساله وارد شود و تغييرات بلند مدتي را در توانايي هاي حل مساله اجتماعي موجب مي شود (آيس[2] ، 2000، به نقل از چانگ دي زوريلا و سانا،2004) .

2-32-4 خوش بيني بدبيني:

پژوهش ها نشان مي دهد كه جدا از عاطفه، خوش بيني و بدبيني، حل مساله اجتماعي را تعديل مي كند. دي زوريلا و چانگ دريافتند كه مستقل از عاطفه، دانشجويان خوش بين، جهت گيري مساله بيشتري داشتند و دانشجويان بدبين جهت گيري منفي مساله بيشتري داشتند .شواهدي وجود دارد كه در مقايسه با بدبيني ها، افراد خوش بين بهتر قادر هستند تا باورها و رفتارشان را با توجه به واقعيت تعديل كنند (آپسين وال[3] و همكاران 2001، چانگ، دي زوريلا و سانا، 2004) .

2-32-5 اميد :

پژوهشها اثرات مثبت اميدواري در ارتقاء بهزيستي جسماني و روانشناختي رامورد آزمون قرارداده­اند.دو بعد متقابل پويايي و خط سير، سازه اميد را متوقف مي كند. پويايي به تصميم در راستاي هدف اشاره دارد در حاليكه خط سير به توانايي ادراك شده براي توليد گزينه هاي موفقيت آميز براي اكتساب هدف گفته مي شود .

چانگ[4] (1991)، گزارش مي كند كه دانشجو يا به اميد اميدواري بالا در مقايسه با دانشجويان با اميدواري پايين، جهت گيري مثبت مساله بيشتر و جهت گيري منفي مساله كمتري را گزارش مي كنند. دانشجويان با اميدواري بالا از حل مساله منطقي نيست به راهبرد اجتنبابي بيشتر استفاده مي كنند .

2-32-6 كمال گرايي :

كمال گرايي به عنوان يك سازه چند بعدي تعريف مي شود كه لازمه آن داشتن استانداردهاي بالاي شخصي بيش از حد و نگراني هايي در مورد مواجهه با انتظارات اجتماعي، شك كردن در مورد قابليت هاي شخصي براي مواجهه با انتظارات و استاندارد ها و خود انتقادي فوق العاده مي باشد

چانگ (2005) شواهدي را يافت كه كمال گرايي، در يك نمونه دانشجويان دانشگاه، حل مساله اجتماعي را تعديل مي كند. به ويژه مشكوك بودن در مورد كارها ي شخصي باجهت گيري منفي مساله واستفاده از راه حلهاي غيرمنطقي از طريق مولفه انتظار اجتماعي كمال گرايي مورد پيش بيني قرار گرفت.جهت گيري مثبت مساله پايين دانشجويان وتمايل خودسنجي حل مساله منطقي پيش بيني كننده كمال گرايي افراطي است

[1] Chang ,Dzurilla&Sanna

[2] Aies

[3] Apsinwal

[4] Cheung

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثر بخشی آموزش مهارتهای خودآگاهی و حل مساله بر افزایش رضایت زناشویی بیماران معتاد درطول درمان، کلینیک درمانی و بازتوانی پویا، شهرستان بندرلنگه در سال 1392