دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي
پايان‌نامه‌ي كارشناسي ارشد
گروه آموزشي تربيت بدني و علوم ورزشي -گرايش فيزيولوژي ورزشي
تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مصرف اسطوخودوس بر سطوح لاکتات، کورتيزول و VO2max دانشجويان پسر غير ورزشکار
نام و نام خانوادگي استاد راهنما:
دکتر مهتاب معظمي
نگارش:
اميد هاشم زاده
پاييز 1392
بسمه تعالي
مشخصات پايان نامه تحصيلي دانشجويان
دانشگاه فردوسي مشهدعنوان پايان نامه: تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مصرف اسطوخودوس بر سطوح لاکتات، کورتيزول، VO2max دانشجويان پسر غير ورزشکارنام نويسنده: اميد هاشم زاده
نام استاد راهنما: دکتر مهتاب معظميدانشكده?تربيت بدني و علوم ورزشيگرايش : فيزيولوژي ورزشيرشته ي تحصيلي: تربيت بدني و علوم ورزشيتاريخ تصويب: ?? تاريخ دفاع:? ?27/8/1392
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد ????????????دكتريتعداد صفحات: ?128
چكيده پايان نامه :
يكي از موانع مهم اجراي مطلوب و موفقيت آميز فعاليت هاي ورزشي، بروز خستگي است كه از پيامدهاي اجتناب ناپذير فعاليت هاي شديد است. دلايل متفاوتي براي بروز خستگي گزارش شده است. هدف از انجام اين تحقيق بررسي تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مصرف اسطوخودوس بر سطوح لاکتات، کورتيزول، VO2max دانشجويان پسر غير ورزشکار بود.
مواد و روشها: تعداد 37 نفر دانشجوي پسر غير ورزشکار (سن: 54/2 ± 13/23 سال و شاخص توده بدني: 77/2 ± 11/22) در 3 گروه تجربي و يک گروه شاهد شرکت کردند. آنها به مدت 8 هفته (3 جلسه در هفته) به تمرين هوازي با شدت 60-75 درصد حداكثر ضربان قلب بيشينه پرداختند. دو گروه اسطوخودوس مصرف کردند که يکي از اين گروه ها همراه با مصرف اسطوخودوس تمرين ورزشي نيز انجام دادند.
يافته ها : يافته ها نشان دهنده کاهش معنادار سطوح لاکتات پلاسما و کورتيزول سرم و افزايش معنادار VO2max در گروه هاي تجربي پس از هشت هفته تمرين هوازي به همراه وبدون اسطوخودوس بود. ليکن اين تغييرات به اندازه اي نبود که بتواند تغييرات بين گروهي را معنادار کند. هم?چنين تفاوت معناداري در سطوح لاکتات پلاسما کورتيزول سرم و VO2max بين گروه هاي تجربي مشاهده نشد.
نتيجه گيري: بر اساس نتايج اين تحقيق هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مصرف اسطوخودوس با کاهش سطوح لاکتات، کورتيزول و افزايش VO2max دانشجويان پسر غير ورزشکار موجب به تعويق افتادن خستگي و بهبود عملکرد ورزشي مي شود.کليد واژه:
1. تمرين هوازي 2. اسطوخودوس 3. لاکتات
4. کورتيزول 5. VO2maxامضاي استاد راهنما:
تاريخ:
اظهارنامه
اينجانب اميد هاشم زاده دانشجوي دوره كارشناسي ارشد رشته تربيت بدني و علوم ورزشي گرايش فيزيولوژي ورزشي دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي دانشگاه فردوسي مشهد نويسنده پايان نامه ” تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مصرف اسطوخودوس بر سطوح لاکتات، کورتيزول، VO2max دانشجويان پسر غير ورزشکار” تحت راهنمايي خانم دکتر مهتاب معظمي متعهد مي‌شوم:
* تحقيقات در اين پايان نامه توسط اينجانب انجام شده است و از صحت و اصالت برخوردار است.
* در استفاده از نتايج پژوهشهاي محققان ديگر به مرجع مورد استفاده استناد شده است.
* مطالب مندرج در پايان نامه تاكنون توسط خود يا فرد ديگري براي دريافت هيچ نوع مدرك يا امتيازي در هيچ جا ارائه نشده است.
* كليه حقوق معنوي اين اثر متعلق به دانشگاه فردوسي مشهد مي‌باشد و مقالات مستخرج با نام ” دانشگاه فردوسي مشهد ” و يا ” Mashhad Ferdowsi University of ” به چاپ خواهد رسيد.
* حقوق معنوي تمام افرادي كه در به دست آمدن نتايج اصلي رساله/پايان نامه تأثيرگذار بوده‌اند در مقالات مستخرج از پايان نامه رعايت شده است.
* در كليه مراحل انجام اين رساله/پايان نامه، در مواردي كه از موجود زنده (يا بافتهاي آنها) استفاده شده است ضوابط و اصول اخلاقي رعايت شده است.
* در كليه مراحل انجام اين پايان نامه، در مواردي كه به حوزه اطلاعات شخصي افراد دسترسي يافته يا استفاده شده است، اصل رازداري، ضوابط و اصول اخلاق انساني رعايت شده است.
تاريخ امضاي دانشجو
تقديم به:
پادشاه جهان و جهانيان، پروردگار مهربانم؛ او که خانواده اي مهربان و مشوق، دوستاني همراه و هم دل ، معلماني دل سوز و با فضيلت بر من عطا نمود تا بتوانم مسير کمال زندگيم را به کمک آنان بپيمايم. شايسته حضرت حق با تمام مهرباني و لطفش، شايسته خانواده و دوستانم معني اين بيت از سعدي (عليه الرحمه) و بس.
از دست و زبان که بر آيد
کز عهده شکرش به در آيد
تقدير و سپاس
و با تقدير و تشکر شايسته از استاد فرهيخته و فرزانه سرکارخانم دکتر مهتاب معظمي و خانواده عزيزم که با نکته هاي دلنشين و گفته هاي پر معني ، صحيفه هاي سخن را علم پرور نموند و همواره راهنما و راه گشاي نگارنده در اتمام و اکمال پايان نامه بودند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: طرح تحقيق
مقدمه1بيان مسئله3ضرورت و اهميت تحقيق6اهداف تحقيق8فرضيه هاي تحقيق10تعريف واژه ها11فصل دوم ادبيات تحقيق
مباني نظري14تمرين هوازي14شدت تمرين14مدت تکرار تمرين15انواع تمرينات ورزشي هوازي15عوامل تاثير گذار17سطح آمادگي و اکسيژن مصرفي بيشينه17وراثت17جنسيت18سازگاريهاي تمرينات هوازي18سازگازيهاي عضلاني18سازگاريهاي قلبي – عروقي19سازگاريهاي تنفسي20سازگاريهاي متابوليکي21نسبت تبادل تنفسي21اکسيژن مصرفي21حداکثر اکسيژن مصرفي21لاکتات22علل توليد لاکتات24آستانه لاکتات25لاکتات و خستگي25کورتيزول26آثار سوخت و سازي اصلي کورتيزول27ساير اثرات کورتيزول29پيامدهاي استفاده کبد از پروتئين و اسيدهاي آمينه پلاسما29هيپوفيز و ترشحات قشر فوق کليه در ورزش30آثار کاتابوليکي کورتيزول31ترشح کورتيزول و غلظت لاکتات خون31تغييرات ترشح کورتيزول در ارتباط با VO2max33اسطوخودوس33بخشهاي مورد استفاده گياه33ترکيبات34اثرات35عوارض جانبي36موارد منع مصرف36اسطوخودوس و ترشح کورتيزول36مباني تجربي38تحقيقات انجام گرفته در داخل کشور38تحقيقات انجام گرفته در خارج از کشور40جمع بندي کلي از نتايج تحقيقات42 فصل سوم روش تحقيق
روش انجام تحقيق43جامعه و نمونه آماري43نحوه نمونه گيري43معيارهاي ورود44متغيير هاي تحقيق44ابزار هاي جمع آوري داده ها45روش جمع آوري داده ها45روش اجرا48روش نمونه گيري خوني49حجم پلاسما50روش اجراي تمرينات50روش تعيين شدت تمرين51برنامه تمرين52روش تحليل داده ها52فصل چهارم: يافته هاي تحقيق
مقدمه54توصيف آماري داده ها54تجزيه و تحليل استنباطي يافته ها57آزمون نرمال بودن توزيع داده ها57آزمون همگن بودن گروه ها58آزمون فرضيه ها61فصل پنجم: بحت و نتيجه گيري
مقدمه85چکيده تحقيق85بحث و نتيجه گيري86تجزيه و تحليل يافته ها مربوط به سطوح پلاسمايي لاکتات86تجزيه و تحليل يافته ها مربوط به سطوح سرمي کورتيزول88تجزيه و تحليل يافته ها مربوط به مقادير حداکثر اکسيژن مصرفي (VO2max)90نتيجه گيري92پيشنهادات تحقيق92پيشنهادات برخاسته از تحقيق92پيشنهادات براي تحقيقات آينده93فهرست منابع94پيوست ها
فهرست تصاوير
عنوان صفحه
تصوير شماره 1: چرخه گلوکز – آلانين31تصوير شماره 2: ارتباط بين هيپوفيز و قشر فوق کليه32تصوير شماره 3: نحوه ترشح و تاثير گذاري کورتيزول34تصوير شماره 4: بوته گياه اسطوخودوس35تصوير شماره 5: آزمون هوازي بيشينه (بروس)48تصوير شماره 6: نمونه گيري خون جهت برداشت لاکتات و کورتيزول49
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1: آماره هاي گرايش به مرکز و پراکندگي آزمودني ها پيش از اعمال متغيير مستقل55جدول 4-2: آماره هاي گرايش به مرکز و پراکندگي آزمودني ها پيش از اعمال متغيير مستقل 56جدول 4-3 : نتايج آزمون کلموگروف – اسميرنوف براي متغييرهاي سن و اندازه هاي تن سنجي آزمودني ها قبل از اعمال متغيير مستقل57جدول 4-4: نتايج آزمون کلموگروف – اسميرنوف براي متغييرهاي لاکتات، کورتيزول و VO2max در مرحله پيش و پس آزمون58جدول 4-5 : نتايج آزمون همگن بودن گروه ها براي متغييرهاي سن و اندازه هاي تن سنجي آزمودني ها قبل از اعمال متغيير مستقل59جدول 4-6: نتايج آزمون همگن بودن گروه ها براي متغييرهاي لاکتات، کورتيزول و VO2max قبل از اعمال متغيير مستقل60جدول 4-7: ميانگين و انحراف معيار سطوح پلاسمايي لاکتات گروه تمرين هوازي و شاهد61جدول 4-8: تغييرات سطح پلاسمايي لاکتات گروه تمرين هوازي و شاهد61جدول 4-9: ميانگين و انحراف معيار سطح سرمي کورتيزول گروه تمرين هوازي و شاهد63جدول 4-10: تغييرات سطح سرمي کورتيزول گروه تمرين هوازي (10نفر) و شاهد (7نفر)63جدول 4-11: ميانگين و انحراف معيار مقادير VO2max گروه تمرين هوازي و شاهد65جدول 4-12: تغييرات مقادير VO2max گروه تمرين هوازي و شاهد65جدول 4-13: ميانگين و انحراف معيار سطح پلاسمايي لاکتات گروه مکمل و شاهد67جدول 4-14: تغييرات سطح پلاسمايي لاکتات گروه مکمل و شاهد67جدول 4-15: ميانگين و انحراف معيار سطح سرمي کورتيزول گروه مکمل و شاهد69جدول 4-16: تغييرات سطح سرمي کورتيزول گروه مکمل و شاهد69جدول 4-17: ميانگين و انحراف معيار مقادير VO2max گروه مکمل و شاهد71جدول 4-18: تغييرات مقادير VO2max گروه مکمل و شاهد71جدول 4-19: ميانگين و انحراف معيار سطح پلاسمايي لاکتات گروه تمرين هوازي – مصرف مکمل و گروه شاهد73جدول 4-20: تغييرات سطح پلاسمايي لاکتات گروه تمرين هوازي – مصرف مکمل و گروه شاهد73جدول 4-21: ميانگين و انحراف معيار سطح سرمي کورتيزول گروه مکمل – تمرين هوازي و گروه شاهد75جدول 4-22: تغييرات سطح سرمي کورتيزول گروه مکمل – تمرين هوازي و گروه شاهد75جدول 4-23: ميانگين و انحراف معيار مقادير VO2max گروه تمرين هوازي – مکمل و شاهد77جدول 4-24: تغييرات مقادير VO2max گروه تمرين هوازي-مکمل و شاهد77جدول 4-25: ميانگين و انحراف معيار سطح پلاسمايي لاکتات سه گروه تجربي79جدول 4-26: تغييرات سطح پلاسمايي لاکتات بين سه گروه تجربي79جدول4-27: ميانگين و انحراف معيار سطح سرمي کورتيزول سه گروه تجربي81جدول 4-28: تغييرات سطح سرمي کورتيزول بين سه گروه تجربي81جدول 4-29: ميانگين و انحراف معيار مقادير VO2max سه گروه تجربي83جدول 4-30: تغييرات مقادير VO2max بين سه گروه تجربي83
فهرست نمودار ها
عنوان صفحه
نمودار 4-1: تغييرات ميانگين سطح پلاسمايي لاکتات گروه هاي تمرين هوازي و شاهد در پيش آزمون و پس آزمون62نمودار 4-2: تغييرات ميانگين سطح سرمي کورتيزول گروه هاي تمرين هوازي و شاهد در پيش آزمون و پس آزمون64نمودار 4-3: تغييرات ميانگين مقادير VO2max گروه هاي تمرين هوازي و شاهد در پيش آزمون وپس آزمون66نمودار 4-4: تغييرات ميانگين سطح پلاسمايي لاکتات گروه هاي مکمل و شاهد در پيش آزمون وپس آزمون68نمودار 4-5: تغييرات ميانگين سطح سرمي کورتيزول گروه هاي مکمل و شاهد در پيش آزمون و پس آزمون70نمودار 4-6: تغييرات ميانگين مقادير VO2max گروه هاي مکمل و شاهد در پيش آزمون و پس آزمون72نمودار 4-7: تغييرات ميانگين سطح پلاسمايي لاکتات گروه هاي تمرين هوازي – مصرف مکمل اسطوخودوس و شاهد در پيش آزمون و پس آزمون74نمودار 4-8: تغييرات ميانگين سطح سرمي کورتيزول گروه مکمل – تمرين هوازي و گروه شاهد در پيش آزمون و پس آزمون76نمودار 4-9: تغييرات ميانگين مقادير VO2max گروه مکمل – تمرين هوازي و گروه شاهد در پيش آزمون و پس آزمون78نمودار 4-10: ميانگين هاي سطح پلاسمايي لاکتات سه گروه تجربي (گروه تمرين هوازي، گروه مکمل و گروه تمرين هوازي – مصرف مکمل) در پيش آزمون و پس آزمون80نمودار 4-11: ميانگين هاي سطح سرمي کورتيزول سه گروه تجربي (گروه تمرين هوازي، گروه مکمل و گروه تمرين هوازي – مصرف مکمل) در پيش آزمون و پس آزمون82نمودار 4-12: ميانگين هاي مقادير VO2max سه گروه تجربي (گروه تمرين هوازي، گروه مکمل و گروه تمرين هوازي – مصرف مکمل) در پيش آزمون و پس آزمون84
مقدمه
از زمان هاي بسيار قديم بشر به دنبال استفاده از شرايطي بوده است که سريعتر بدود، بالاتر بپرد، و قويتر مبارزه و پيکار کند. به دست آوردن اين شرايط نيازمند تمرين و تلاش بسيار در جهت بهبود سطح آمادگي بدني و فعاليتهاي حرکتي و مهارتي است، يکي از راه هاي کسب موقعيت هاي بهتر بدني شرکت در فعاليت هاي بدني هدفمند و زماندار تحت عنوان فعاليت هاي ورزشي است(1, 2).
توجه به ورزش و تربيت بدني در عرصه حاضر به لحاظ پيشگيري از امراض و حفظ تندرستي و سلامتي براي افراد جامعه از اهميت بالايي برخوردار است. پيشرفت هاي علوم ورزشي در سالهاي اخير بسيار چشمگير بوده و آمادگي بدني نيز به عنوان بخش مهمي از اين پيشرفتها، از تنوع، تغيير و توسعه به دور نبوده است.انجام تمرينات خاص براي رسيدن به آمادگي مطلوب تر رشته هاي ورزشي و همچنين در بحث تندرستي عمومي اهميت ويژه اي دارد. اگر اين تمرينات بر پايه تحقيقات علمي استوار باشد، نتايج بهتري را در پي خواهد داشت(3).
فعاليتهاي بدني موجب تغييرات مهمي در سطوح هورموني و متابوليت هاي پلاسما مي شوند که مي توان به تغييرات سطح کورتيزول اشاره کرد(4). استرس از جمله عوامل خارجي است كه مستقيماً در تحريك و ترشح كورتيزول تأثير مي‌گذارد و چنانچه ورزش را به عنوان يك استرس پيش بيني شده محسوب نمائيم در انواع مختلف ورزشها افزايش غلظت پلاسمايي كورتيزول به ميزانهاي مختلف را مشاهده مي‌نمائيم. کورتيزول با فعال کردن گلوکونئوژنز در سطح کبد و عضله، گلوکز و انرژي مورد نياز هنگام فعاليتهاي شديد را فراهم مي کند اما اين فرآيند ها در طولاني مدت موجب کاهش پروتئين عضلاني و کاهش اسيد هاي آمينه مي شود(5-7). يکي ديگر از عوارض منفي اين تغييرات افزايش ميزان لاکتات خون و در نتيجه آن کاهش عملکرد ورزشي و بدني و همچنين افزايش خستگي است. در تحقيقات فراواني به اين نکته که با افزايش سطح آمادگي و فعاليت بدني ميزان تحمل لاکتات افزايش مي يابد اشاره شده است، ليکن اهميت فراوان چگونگي بدست آوردن عملکرد طولاني مدت و بهتر به دور از استرس ناشي از ورزش، کاهش پروتئين سلولي، خستگي و افزايش لاکتات بيانگر اينست که علاوه بر تمرين و فعاليت بدني مي توان نقش متغيرهاي ديگري چون تغذيه، مصرف مکملهاي داروئي و غذايي را بيش از پيش بررسي کرد.
1 – 1) بيان مسئله
ورزشکاران هميشه سعي مي کنند هنگام مسابقات، بهترين اجراي خود را به نمايش بگذارند و در اين ميان عوامل متعددي مانع از بروز بهترين عملکرد آنها مي شود. يکي از عوامل موثر در کاهش عملکرد ورزشي و جلوگيري از ادامه فعاليت خستگي است، که در فعاليتهاي بدني با شدت زياد باعث افت نتيجه دلخواه و محدوديت در عملکرد مي شود(8). شدت ونوع خستگي عضلاني به نوع، مدت، شدت تمرين و نوع تار هاي عضلاني فعال و عوامل متعدد محيطي و شدت اين عوامل وابسته است(9). دو عامل مهم براي موفقيت در اجراي فعاليتهاي استقامتي و طولاني مدت و به تعويق انداختن خستگي عبارتست از حداکثر اکسيژن مصرفي (VO2max) و ميزان انباشتگي لاکتات. هر چه ميزان (VO2max) بالاتر و ميزان لاکتات پائين تر باشد عملکرد استقامتي بهتر خواهد بود(10).
حداکثر اکسيژن مصرفي (VO2max) يکي از رايج ترين اندازه گيريها در فيزيولوژي ورزشي است که ظرفيت فرد را براي مصرف، انتقال، و دريافت اکسيژن بيان مي کند. مقادير واقعي و عيني حداکثر اکسيژن مصرفي از اهميت فيزيولوژيکي و باليني، بويژه در موارد مقايس? گروه يا افراد با يکديگر يا ارزيابي برنامه هاي مختلف تمريني برخوردار است(11). انباشتگي لاکتات در عضلات فعال و غلظت يون هيدروژن در خون ، يکي ديگر از دلايل خستگي است(12).
پيتر و همكاران ( 1979 )، در تحقيقي روي 8 دوندة مرد باتجربه كه به مدت 10 دقيقه بر روي دوچرخة كارسنج با شدت 70 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي فعاليت كردند، افزايش غلظت لاكتات سرم اين افراد را گزارش كردند(13).
گزارش شده است كه تغييرات لاکتات هنگام اجراي فعاليت بدني، شايد با تغييرات كورتيزول سرمي مرتبط باشد، چنان كه تحقيقات نشان داده است، افزايش لاکتات سرم هنگام اجراي فعاليت هاي بدني شديد، احتمالاً با تحريك گيرنده هاي شيميايي محور هيپوتالاموس – آدرنال1 موجب تحريك هورمون كورتيزول مي شود. رادولف و همكاران (2000) در تحقيق بر روي 13 دونده كه به مدت 30 دقيقه روي نوارگردان با شدت 60 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي دويدند، افزايش غلظت كورتيزول آنها را گزارش كردند(14).
هورمون كورتيزول موجب افزايش فعاليت گلوكونئوژنز مي شود و اسيد لاكتيك هم به عنوان پيش ساز فرايندگلوكونئوژنز در بدن عمل مي كند. بيان شده است که افزايش لاکتات در پايان تمرين و فعاليت ورزشي ، باعث افزايش غلظت کورتيزول مي شود(15). گالهيرم و همكاران، (2002) به وجود ارتباط مثبت معني دار بين كورتيزول و اسيد لاكتيك پس از فعاليت بدني شديد اشاره كردند(16).
اگرچه افزايش حاد كورتيزول بخشي از روند شكل گيري فرآيند رشد عضله مي باشد، اما سطوح زياد و طولاني مدت آن ممكن است اثرات زيان آور از جمله تضعيف سيستم ايمني، کاهش سنتز پروتئين، افزايش اسيدهاي آمينه پلاسما، افزايش استرس و فشار را به دنبال داشته باشد (7, 17). باقي ماندن کورتيزول زياد در خون براي مدت طولاني موجب افزايش ترشح اسيد کلريدريک و آنزيم هاي تبديل کننده پروتئين مانند پپسينوژن2 و تريپسينوژن3 مي شود. اين آنزيمها ممکن است افراد تحت استرس را آماده براي مبتلا شدن به زخم هاي معده اي – روده اي کنند. وقتي شدت فعاليت يا مدت استرس يا هر دوي آنها با هم به حدي باشد که بدن بتواند در برابر آنها سازگاري حاصل کند احتمالا کاهش آثار منفي کورتيزول از جمله استرس را موجب خواهد شد(18).
اسطوخودوس با نام علمي Lavandula officinalis از گياهان دارويي شناخته شده بسيار قديمي با اثرات مفيد مي باشد. مهمترين ترکيبات موجود در اين گياه شامل مونوترپن ها به ويژه لينانول (20 تا 50 درصد) و ليناليل استات (30 تا 40 درصد)، هيدروکسي کومارين ها از قبيل اومبليفرون و هرنيارين، تانن ها (13درصد) و نيز ترکيباتي چون : مشتقات کافئيک اسيد از جمله رزماريک اسيد و لاواندوليل استات هستند(98). محققان خواص متعددي درماني از قبيل، ضد اضطراب، ضد افسردگي،ضد چربي، ضد التهابي، ضد اسپاسم، ضد درد، ضد باكتري، ضد انگل، ضد ويروس، آرام بخش، کاهش خفيف کلسترول، کاهش کورتيزول و آنتي اكسيداني را از اين گياه با ارزش گزارش كردند(26-28). در برخي تحقيقات بيان شده است که مصرف اسطوخودوس سبب تاثير بر هيپو تالاموس و کاهش ترشح هورمون آزاد کننده کورتيکوتروپين4 (CRH) از آن مي شود که به دنبال اين کاهش، ميزان ترشح آدرنوکورتيکوتروپين5 (ACTH) از هيپوفيز کم شده وسبب کاهش ترشح کورتيزول از غده آدرنال مي شود(7, 19, 20).
لذا اين سئوال براي محقق مطرح مي شود که با توجه به افزايش سطح کورتيزول و لاکتات خون در نتيجه فعاليت بدني، آيا مي توان با انجام تمرين ورزشي و مصرف اسطخودوس علاوه بر کاهش آثار منفي کورتيزول، کاهش در توليد لاکتات، افزايش VO2max و عملکرد ورزشي را شاهد باشيم؟
1-2) ضرورت و اهميت تحقيق
يكي از موانع مهم اجراي مطلوب و موفقيت آميز فعاليت هاي ورزشي، بروز خستگي است كه از پيامدهاي اجتناب ناپذير فعاليت هاي شديد است. با توجه به نوع فعاليت بدني، دلايل متفاوتي براي بروز خستگي گزارش شده است؛ براي نمونه، احساس خستگي پس از اجراي دو 400 متر كه حدود 50 ثانيه طول مي كشد، با خستگي پس از دو ماراتن متفاوت است. تجمع فرآورده هاي جانبي سوخت و ساز، اختلال در عملكرد سيستم عصبي، اختلال در ساز و كار انقباض تارهاي عضلاني يا كاهش و تخليه سوبستراي مورد نياز براي توليد انرژي از مهم ترين دلايل خستگي است. به نظر مي رسد در فعاليت هاي شديد، احتمالاً دليل خستگي، تجمع اسيدلاكتيك است(21, 22). براساس مطالعات صورت گرفته در اثر انجام فعاليت هاي بي هوازي و هوازي شديد دفع و برداشت لاکتات توسط عضله و کبد به نسبت توليد آن افزايش نمي يابد، در چنين شرايطي آغاز انباشت لاکتات و شروع فرآيند خستگي اتفاق مي افتد(23, 24).
ورزشكاران براي بهبود عملكرد ورزشي و به تعويق انداختن خستگي، از تركيبات و موادي گوناگون مانند ويتامين ها، مواد معدني، مكمل هاي پروتئيني و كربوهيدراتي، فسفات، بي كربنات سديم، اسپارتات، الكل و كافئين به عنوان كمك نيروافزا استفاده مي كنند(25). در اين راستا استفاده از مکمل هاي گياهي مي تواند به دلايل مختلفي از قبيل كمتر بودن عوارض جانبي، پذيرش بهتر فرد به علت توصيه طب سنتي و استفاده نسل هاي گذشته، سازگاري بيشتر با عملكرد فيزيولوژيك بدن و قيمت كمتر آن مناسب باشد. اسطوخودوس با نام علمي officinalis Lavandula از گياهان دارويي شناخته شده بسيار قديمي با اثرات مفيد مي باشد(26, 27). نتايج برخي تحقيقات نشان داده است که اسطوخودوس باعث کاهش غلظت کورتيزول موجود در بزاق و خون مي شود(20, 28, 29).
تحقيقات نشان مي دهد اجراي ورزش استقامتي با شدت متوسط و شديد موجب افزايش غلظت کورتيزول خون مي شود همچنين غلظت کورتيزول پس از فعاليتهاي مقاومتي سنگين نيز افزايش مي يابد. با توجه به نتايج اين تحقيقات ورزش به عنوان محرک اوليه ترشح کورتيزول در افراد سالمي که شروع به ورزش مي نمايند بيشترين تاثير را خواهد داشت و بتدريج طي ساليان متمادي اثر تحريکي ورزش کمتر خواهد شد(30-32).
پژوهشگران گزارش كرده اند كه عواملي مانند شدت ورزش (بيش از 75 درصد حداكثر اكسيژن مصرفي)، تغييرات حجم پلاسما و خون، تغييرات درجة حرارت محيط و فشارهاي رواني ناشي از فعاليت و شدت ورزش غلظت كورتيزول سرم را در ورزشكاران تحت تأثيرقرار مي دهد(33, 34). همچنين به دنبال فعاليتهاي بدني شديد تغييرات کورتيزول موجب تغييرات متابوليت هاي پلاسما از جمله لاکتات مي شود(16).
از آنجا که کاهش آثار منفي کورتيزول و کاهش مقادير لاکتات در هنگام فعاليت ورزشي اهميت فراواني در بهبود عملکرد، افزايش زمان فعاليت و به دنبال آن به تعويق انداختن خستگي دارد(10)، لذا کشف راههاي جديد و بدون عوارض جانبي براي افراد در بهبود سطح عملکرد و کاهش خستگي از اهميت فراواني برخوردار است.
1-3) اهداف تحقيق:
1-3-1)هدف کلي:
تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مصرف اسطوخودوس بر سطوح لاکتات ،کورتيزول و VO2max دانشجويان پسر غير ورزشکار
1-3-2) اهداف ويژه:
1. تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر سطح لاکتات پلاسمايي خون دانشجويان غير ورزشکار
2. تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر سطح کورتيزول سرم خون دانشجويان غير ورزشکار
3. تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي دانشجويان غير ورزشکار
4. تعيين تاثير مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح لاکتات پلاسما خون دانشجويان غير ورزشکار
5. تعيين تاثير مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح کورتيزول سرم خون دانشجويان غير ورزشکار
6. تعيين تاثير مصرف مکمل اسطوخودوس بر ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي دانشجويان غير ورزشکار
7. تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح لاکتات پلاسما خون دانشجويان غير ورزشکار
8. تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح کورتيزول سرم خون دانشجويان غير ورزشکار
9. تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه مصرف مکمل اسطوخودوس بر ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي دانشجويان غير ورزشکار
10. مقايسه تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مکمل اسطوخودوس بر سطح لاکتات پلاسما
11. مقايسه تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مکمل اسطوخودوس بر سطح کورتيزول سرم
12. مقايسه تاثير هشت هفته تمرين هوازي به همراه و بدون مکمل اسطوخودوس بر ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي
1-4) فرضيههاي تحقيق
1. هشت هفته تمرين هوازي بر سطح لاکتات پلاسمايي خون دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
2. هشت هفته تمرين هوازي بر سطح کورتيزول سرم خون دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
3. هشت هفته تمرين هوازي بر ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
4. مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح لاکتات پلاسما خون دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
5. مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح کورتيزول سرم خون دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
6. مصرف مکمل اسطوخودوس بر ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
7. هشت هفته تمرين هوازي به همراه مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح لاکتات پلاسما خون دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
8. هشت هفته تمرين هوازي به همراه مصرف مکمل اسطوخودوس بر سطح کورتيزول سرم خون دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
9. هشت هفته تمرين هوازي به همراه مصرف مکمل اسطوخودوس بر ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي دانشجويان غير ورزشکار تاثير دارد.
10. بين سطوح لاکتات پلاسما دانشجويان غير ورزشکار در سه گروه تجربي تفاوت معنادار وجود دارد.
11. بين سطوح کورتيزول سرم دانشجويان غير ورزشکار در سه گروه تجربي تفاوت معنادار وجود دارد.
12. بين ميزان حداکثر اکسيژن مصرفي دانشجويان غير ورزشکار در سه گروه تجربي تفاوت معنادار وجود دارد.
1-5) تعريف واژه ها
تمرين هوازي
به فعاليت هايي گفته مي شود که با شدت متوسط و مدت زمان نسبتا طولاني انجام شده و گروه هاي عضلاني بزرگ بدن را فعال مي کنند و انرژي مورد نياز براي اجراي آنها، تمامي و يا عمده آن از طريق دستگاه هوازي تأمين مي شود و به حضور اکسيژن تنفسي وابسته است(35).
در پژوهش حاضر برنام? تمرين ورزشي شامل هشت هفته تمرين هوازي، 3 جلسه تکرار در هفته و هر جلسه به مدت 45 تا 60 دقيقه با شدت 60-75 درصد حداكثر ضربان قلب بيشينه بود.
اسطخودوس
اسطوخودوس با نام علمي Lavandula officinalis از گياهان دارويي شناخته شده بسيار قديمي با اثرات مفيد مي باشد. محققان خواص متعددي درماني از قبيل، ضد اضطراب، ضد افسردگي،ضد چربي، ضد التهابي، ضد اسپاسم، ضد درد، ضد باكتري، ضد انگل، ضد ويروس، آرام بخش، کاهش خفيف کلسترول، کاهش کورتيزول و آنتي اكسيداني را از اين گياه با ارزش گزارش كردند(26-28).
کورتيزول
کورتيزول يا هيدروکورتيزون6‏ معروفترين گلوکوکورتيکوئيد بدن است که از غده فوق کليوي ترشح مي‌شود و فرمول شيميايي آن C21H30O5 است. کورتيکواستروئيدها در بخش قشري غده فوق کليوي ساخته مي‌شوند. به علت افزايش کورتيزول در موقعيتهاي فشارآفرين و استرس زا و تاثير در فعاليتهاي سوخت و سازي آن را هورمون فشاري يا استرس هورمون مي نامند(7, 36). دراين تحقيق سطح کورتيزول با نمونه برداري از سرم خون آزمودني ها اندازه گيري شد.
لاکتات
اسيد لاکتيک7 يک آلفاهيدروکسي اسيد کايرال است که يکي از فراورده‌هاي سوخت وساز قندها در بافت هاي انسان بوده و فرمول شيميايي آن “C3H6O3” است. در PH بدن، اسيد لاکتيک به شکل يوني آن يعني لاکتات ( C3H5O3 ) وجود دارد. لاکتات از پيرواتي به وجود مي آيد که بر اثر گليکوژنوليز يا تجزيه گلوکز توليد مي شود. (37). دراين تحقيق سطح لاکتات با نمونه برداري از پلاسماي خون آزمودني ها اندازه گيري شد.
حداکثر اکسيژن مصرفي 8
حداکثر ظرفيت مصرف اکسيژن هنگام ورزش بيشينه يا اوج مصرف اکسيژن تحت عنوان حداکثراکسيژن مصرفي ناميده ميشود. از نظر فيزيولوژي، حداکثر اکسيژن برداشتي را آمادگي هوازي تعريف مي کنند. متداولترين شاخص براي اندازه گيري امادگي قلبي – تنفسي اندازه گيري حداکثر اکسيژن مصرفي است. حداکثر اکسيژن مصرفي به طور کلي در رابطه با وزن بدن و به صورت ميلي ليتر اکسيژن به ازاي هر کيلوگرم از وزن بدن در دقيقه بيان ميشود (ml.kg.min)(38). دراين تحقيق حداکثر اکسيژن مصرفي با انجام آزمون بروس بر روي نوار گردان اندازه گيري شد.
مباني نظري تحقيق
در اين فصل مباحث عمده و مهم در حيطه هاي تمرين هوازي (سازگاريها و عوامل تاثيرگذار) کورتيزول، لاکتات و اسطوخودوس و ارتباط آنها با ورزش بيان شده است، تا مباني نظري تحقيق در اختيار خواننده قرار گيرد.
2-1) تمرين هوازي
تمريني که با اجراي آن، کارآيي دستگاههاي توليد انرژي به روش هوازي، افزايش يابد و باعث افزايش استقامت قلبي تنفسي شود. يکي از اصول اساسي تمرين هوازي مداومت آن است. در افراد سالم تمرين هوازي براي داشتن تندرستي يک بخش ارزشمند در زندگي و براي ورزشکاران بخش جدانشدني برنامه هاي تمريني آنها است. آمادگي به دست آمده از تمرين هوازي ذخيره نمي شود و با کنار گذاشتن آن آثار اين تمرينات از بين مي رود. تحقيقات نشان داده است ورزشکاراني که در حال حاضر غير فعال هستند سطح آمادگي هوازي بهتري نسبت به افراد غير ورزشکار ندارند، بنابراين تنها افرادي که داري تمرين هوازي مداوم هستند مي توانند از مزاياي اين تمرينات برخوردار باشند. شروع آهسته و پيشرفت تدريجي يکي از اصول تمرينهاي هوازي است(35).
2-1-1) شدت تمرين
آمادگي قلبي تنفسي با تمريناتي که شدت آن 50 تا 85 درصد حداکثر اکسيژن مصرفي باشد، کسب خواهد شد. شدت فعاليت بايد متناسب با مدت آن باشد، به گونه اي که فرد حداقل 200 تا 300 کيلو کالري در هر جلسه مصرف کند وضمن افزايش امادگي قلبي تنفسي وزن خود را نيز کنترل کند(35, 39).
2-1-2) مدت و تکرار تمرين
مدت يک جلسه تمرين بستگي به شدت فعاليت بدني دارد، وقتي حداقل شدت مورد نظر است مجموع کار انجام شده در يک جلسه، مهمترين عامل تعيين کننده کسب آمادگي قلبي تنفسي است. 3 تا 4 جلسه تمرين در هفته براي کسب آمادگي قلبي تنفسي در افراد معمولي کافي است، اما اين ميزان براي افراد ورزشکار استقامتي مي تواند بيشتر از 4 جلسه تمرين در هفته باشد. توصيه مي شود که براي کاهش آسيب ديدگي، تمرين به صورت يک روز در ميان انجام شود(35, 40, 41).
2-1-3) انواع تمرينات ورزشي هوازي
يکي از ساده ترين و مطمئن ترين فعاليتهاي حرکتي راهپيمايي9 است و از نظر تعداد افرادي که به آن مي پردازند رتبه اول را در جهان دارد. شدت فعاليت در راهپيمايي با توجه به سطح آمادگي افراد بين 60 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب و يا 55 تا 70 در صد حداکثر اکسيژن مصرفي است. با توجه به ماهيت اين فعاليت افراد غير فعال که قصد حفظ يا افزايش ظرفيت هوازي و تندرستي عمومي خود را دارند مي توانند از اين نوع تمرين استفاده کنند(35). متداولترين فعاليتي که به منظور افزايش آمادگي عمومي و تندرستي مورد استفاده قرار مي گيرد دويدن10 است و در بسياري از ورزشها براي افزايش و حفظ آمادگي جسماني ورزشکاران کاربرد دارد. دويدن همانند راهپيمايي مي تواند کل عضلات بزرگ بدن را فعال کند و هچنين همان مزاياي راهپيمايي را در بر دارد(35, 42).
شنا کردن11 هم در افزايش سطح امادگي قلبي-تنفسي موثر است و همان مزاياي فيزيولوژيک دويدن را دارد، اما داراي تفاوتهاي است. نخستين تفاوت اينست که در شنا علاوه بر صرف انرژي براي حرکت دادن دست و پا مقداري انرژي بايد صرف شناوري در آب شود. همچنين نيروي مقاومت آب نيز باعث مي شود که فرد براي شنا کردن انرژي بيشتري را مصرف کند. از اين رو برآورد شده است، در يک مسافت مشخص در شنا کردن تقريبا 4 برابر دويدن انرژي مصرف مي شود. همچنين تفاوت ديگر پايين بودن ضربان قلب هنگام شنا نسبت به دويدن است، علت آن حرارت پايين بدن در آب، حفظ آب بدن و در نهايت بيشتر بودن حجم ضربه اي است. همچنين به دليل اينکه فشار بر روي مفاصل در شنا کمتر از دويدن است، براي افزايش سطح آمادگي جسماني افراد داراي آسيب ديدگي مفاصل توصيه مي شود(35, 43). يکي ديگر از فعاليتهاي ورزشي هوازي دو چرخه سواري است که براي تمامي سنين ساده و لذتبخش است. دوچرخه سواري همانند دويدن و شنا کردن بسياري از واکنشهاي فيزيولوژيک بدن همچون قدرت، استقامت و کنترل وزن را در پي دارد. نتايج تحقيقات نشان مي دهد که دوچرخه سواري هيچ نوع آسيب فرسايشي ندارد، بنابراين ورزشکار به طور مداوم مي تواند از دوچرخه سواري هنگام آسيب ديدگي استفاده کند. صرف نظر از انتخاب دوچرخه ثابت يا متحرک براي افزايش امادگي قلبي تنفسي اصل تداوم تمرين بايد اجرا شود. شدت تمرين نيز بايد با توجه به سطح آمادگي شخص بين 50 تا 85 درصد حداکثر اکسيژن مصرفي شخص باشد و مدت آن حداقل 20 دقيقه باشد(35, 44). يکي ديگر از ورزشهاي هوازي طناب زن12 است که در ضمن سادگي يادگيري اجرا بسيار کم هزينه و ارزان قيمت است. طناب زدن در تمام حيطه هاي آمادگي جسماني بويژه در افزايش استقامت قلبي -تنفسي موثر است. به علت پرشهاي متوالي در اين فعاليت احتمال ناراحتي استخواني و مفصلي براي افراد مبتدي وجود دارد لذا بايد به صورت تدريجي شروع شود. اين فعاليت ضربان قلب را بالا مي برد در نتيجه در طولاني مدت باعث افزايش استقامت قلبي-تنفسي مي شود، همچنين استقامت عضلاني را نيز افزايش مي دهد. که اين دو موضوع باعث مي شود که دستگاه عضلاني فعاليت طولاني مدت را با کمترين فشار و خستگي تحمل کند(35). به جلسات نسبتا شديد و طولاني مدت بالا و پايين رفتن از پله، پله هوازي13مي گويند، که مي توان از پله يا سکويي با ارتفاع 10 تا 20 سانتيمتر استفاده کرد. شدت فعاليت پله با تغير ارتفاع پله و يا آهنگ حرکت، تنظيم مي شود(35, 42). فعاليتهاي هوازي بسيار گسترده اند و در واقع هر گونه فعاليتي حتي تمرينات دايره اي و اسکيت سواري اگر ضربان قلب را به مدت طولاني در حد بالا نگاه دارند، مي توانند تمرين هوازي محسوب شوند(35).
2-1-4) عوامل تاثير گذار
عوامل زير ممکن است در واکنش افراد نسبت به تمرين هوازي اثر داشته باشد:
سطح آمادگي و اکسيژن مصرفي بيشينه
براي يک برنامه تمريني يکسان، هرچه سطح آمادگي اوليه بيشتر باشد پيش رفت نسبي کمتر است. يا به عبارت ديگر، اگر دو شخص يکي غير فعال و ديگري تمرين کرده باشد و هر دو برنامه تمريني يکساني را انجام دهند، پيشرفت نسبي بيشتري در شخص غير فعال ديده مي شود(10, 38).
وراثت
مقدار حداکثر اکسيژن مصرفي به محدوديت هاي ژنتيکي بستگي دارد. وراثت نقش مهمي در تعيين توان هوازي دارد و تغييراتي حدود %25 تا 50% حداکثر اکسيژن مصرفي را تعيين مي کند. تمرين پذيري افراد يا عدم آن به فعاليتهاي يکسان تا حدود زيادي به وراثت ارتباط دارد(10, 38, 45).
جنسيت
حداکثر اکسيژن مصرفي زنان و دختران تمرين نکرده خيلي کمتر از پسران و مردان تمرين نکرده است. اما حداکثر اکسيژن مصرفي زنان تمرين کرده استقامتي که در اوج آمادگي هستند بسيار به حداکثر اکسيژن مصرفي مردان ورزشکار نزديک مي باشد(10, 38, 45).
2-1-5) سازگاريهاي تمرينات هوازي
بهبود استقامت همراه با تمرين هوازي منظم مثل شنا، دوچرخه سواري و دويدن در اثر سازگاريهاي متعددي است که در پاسخ به محرک هاي تمرين ايجاد مي شود.
الف) سازگاري هاي عضلاني
فعاليتهاي هوازي به ميزان زيادي تارهاي کند انقباض را درگير مي کند، که در نتيجه تارهاي کند انقباض با تمرين بزرگتر مي شوند. اينگونه به نظر مي رسد در درصد تارهاي کند انقباض افزايش کمي ايجاد گردد. اما تمرين استقامتي باعث مي شود تارهاي تند انقباض نوع b ويژگي هاي بيشتري از تارهاي تند انقباض نوع a که هوازي تر هستند را کسب کنند(10, 46). تمرين هوازي تعداد مويرگها را در هر تار عضلاني زياد مي کند و نيز تعداد مويرگها را در يک سطح مقطع عضله افزايش مي دهد. هر دو اين تغييرات تزريق خون در عضلات را افزايش مي دهد و از اين طريق تبادل گازها، مواد غذاي و زائد را بين خون و تار عضلاني افزايش مي دهد(38).
ميوگلوبين ترکيبي مشابه هموگلوبين دارد و با اکسيژني که وارد تار عضلاني شده است پيوند برقرار مي کند. با تمرين استقامتي ذخيره ميوگلوبين عضله در حدود 75 تا 80 درصد افزايش مي يابد.



قیمت: تومان


پاسخ دهید