دانشگاه صنعتي اصفهان
دانشکده مهندسي صنايع و سيستم‌ها
شبيه‌سازي بازار سهام با استفاده از سيستم‌هاي عامل‌‌محور
پايان نامه کارشناسي ارشد مهندسي صنايع
حميد بهرام‌زاده
استاد راهنما
دکتر فريماه مخاطب رفيعي
1388

دانشگاه صنعتي اصفهان
دانشکده مهندسي صنايع و سيستم‌ها
پايان‌نامه کارشناسي ارشد رشته مهندسي صنايع آقاي حميد بهرام‌زاده
تحت عنوان
شبيه‌سازي بازار سهام با استفاده از سيستم‌هاي عامل‌محور
در تاريخ توسط کميته تخصصي زير مورد بررسي و تصويب نهايي قرار گرفت.
1- استاد راهنماي پايان‌نامه دکتر فريماه مخاطب رفيعي
2- استاد مشاور پايان‌نامهدکتر سيد رضا حجازي
3- استاد داوردکتر حسن حاله
4- سرپرست تحصيلات تکميلي دانشکدهدکتر بهروز ارباب شيراني
تشکر و قدرداني
بارالها از تو جز لطف و کرم سرنمي‌زند و از ما جز عصيان و طغيان بر نمي‌خيزد. حمد لايزال شايسته ذات لايزال تو باشد که قدرتي شکست ناپذير و عفو و حلم و گذشتي شگفت انگيز داري. به سوي تو دست استغاثه بر مي‌دارم و تو را مايه اميدم مي‌شمارم .به تو پناه مي‌برم و از تو اطمينان دارم و تو را پشتيبان خود مي‌دانم و به تو ايمان مي‌آورم و به وجود و کرم و ذات اقدس تو توکل مي‌کنم.
فرازي از صحيفه سجاديه
پس از سپاس خداي خوب و مهربان، سپاس بي‌کرانم نثار خانواده‌ام به‌ويژه پدر و مادر عزيزم که مشوق و پشتيبان من در اين مسير دشوار زندگي بودند.
همچنين از تلاش، کوشش و الطاف صميمانه وارزشمند استادان محترم خانم دکتر مخاطب رفيعي(استاد راهنما) و آقاي دکتر حجازي(استاد مشاور) تقدير و تشکر نموده و از درگاه ايزد منان براي ايشان عزت، سربلندي و توفيق و موفقيت آرزومندم.
از تمامي اساتيدي که در اين مدت در محضر ايشان کسب دانش نموده‌ام نيز تقدير و تشکر مي‌نمايم.
در پايان از همه دوستان عزيزم که آشنايي و همراهي‌شان فرصتي تکرار ناشدني بود و از هر کدام از آنها نکات زيادي آموختم، تقدير و تشکر نموده و براي همه آنها آرزوي کاميابي و پيروزي دارم و يادشان همواره همراه من خواهد بود.

فروردين 89
کليه حقوق مادي مترتب بر نتايج مطالعات، ابتکارات و نوآوري‌هاي ناشي از تحقيق موضوع اين پايان‌نامه متعلق به دانشگاه صنعتي اصفهان است.

تقديم به
پدر و مادر
عزيزتر از جانم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول: مقدمه
1-1- پيشگفتار2
1 -2- اهداف تحقيق4
1-3- فرضيات تحقيق5
1-4- پرسش تحقيق5
1-5- مراحل تحقيق‌5
1-6- ساختار تحقيق6
فصل دوم: مرور مفاهيم و ادبيات موضوع
2-1- عامل چيست؟7
2-2- سيستم‌هاي چندعاملي9
2-2-1- ارتباطات عامل‌ها9
2-2-2- هماهنگي9
2-3- سيستم‌هاي پيچيده12
2-3-1- مدل‌سازي سيستم‌هاي پيچيده13
2-3-2- نقش عامل در سيستم پيچيده15
2-4- استدلال16
2-4-1- استدلال قياسي16
2-4-2- استدلال استقرايي16
2-5- اقتصاد16
2-6- بازارهاي مالي18
2-6-1- مقدمه18
2-6-2 – انواع بازارها19
2-6-3- پيشينه بورس22
2-6-4- پيدايش بورس در ايران22
2-6-5- مزاياي سرمايه‌گذاري در بورس23
2-6-6- مزاياي ورود به بورس براي شركت‌ها24
2-6-7- انواع بورس24
2-6-8- تعريف بازار بورس اوراق بهادار25
2-6-9 – استراتژي هاي انتخاب سهام25
2-7- ويژگي بازارهاي مالي28
2-7-1- پيش‌بيني‌پذيري28
2-7-2- نوسانات30
2-8- الگوريتم ژنتيک30
2-8-1- روش‌هاي کدينگ31
2-8-2- جمعيت32
2-8-3- مقدار برازندگي32
2-8-4- روش‌هاي انتخاب32
2-8-5- عملگرهاي الگوريتم ژنتيک33
2-8-6- معيار توقف34
2-9- مرور ادبيات36
فصل سوم: مدلسازي بازار
3-1- کليات بازار40
3-2- ترجيحات عامل‌ها42
3-3- پيش‌بيني44
3-3-1- بخش وضعيت45
3-3-2- بخش پيش‌بيني49
3-3-3- قوانين فعال50
3-4- دادوستد50
3-5- آموزش و تکامل قوانين53
فصل چهار: نتايج شبيه‌سازي
4-1- تاثير آموزش بر الگوي قيمت بازار57
4-2- تاثير سرعت آموزش بر روند بازار59
4-3- تاثير تعداد تاجران بر روند بازار62
4-3-1- تعداد تاجران متغير و سهام ثابت63
4-3-2- تعداد تاجران و سهام‌هاي متغير63
4-4- بررسي عملکرد عامل‌هاي مختلف در بازار65
4-4-1- عامل‌هاي اصول‌گرا65
4-4-2- عامل‌هاي تکنيکال65
4-4-3- عامل‌هاي ترکيبي65
4-5- تاثير ترکيب‌هاي مختلف عامل‌ها بر روند بازار69
4-5-1- بازار با عامل‌هاي اصولگرا69
4-5-2- بازار با عامل‌هاي تکنيکال70
4-5-3- بازار با عامل‌هاي ترکيبي71
4-5-4- بازار با دو نوع عامل اصولگرا و تکنيکال72
4-5-6- بازار با عامل‌هاي تکنيکال و ترکيبي74
4-6- تاثير تعداد انواع عامل‌ها بر عملکرد آنها75
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
5-1- مروري بر پايان‌نامه76
5-2- نتيجه‌گيري77
5-3- پيشنهادات78
منابع و مراجع80
چکيده
در دنياي امروز، سيستم‌هايي وجود دارد که در آنها انسان و روابط بين انسان‌ها نقش اصلي را دارند. چون رقابت بين افراد و قوانين حاکم بر روابط انسان‌ها همواره در حال تغيير است، باعث مي‌شود که اين سيستم‌ها پيچيده‌تر شده و تجزيه و تحليل آنها مشکل‌تر شود. براي بررسي، تجزيه و تحليل سيستم‌هاي پيچيده مي‌توان از مدل‌هاي مبتني برعامل استفاده كرد و سيستم پيچيده را يك سيستم چندعاملي در نظر گرفت كه عامل‌هاي آن، در حال رقابت يا همكاري هستند. يکي از اين سيستم‌ها که در آن انسان و روابط بين انسان‌ها نقش اصلي را دارد، اقتصاد و جولانگاه آن يعني بازار مي‌باشد. اقتصاد يك سيستم پيچيده است كه حاصل تعاملات بسياري از عامل‌ها مي‌باشد. عامل‌هاي اين سيستم ناهمگون بوده و با گذشت زمان، رفتار عامل‌ها و در مقياس بزرگ رفتار سيستم اقتصاد در حال تغيير خواهد بود.
با مطرح‌شدن شبيه‌سازي عامل‌محور بازارهاي مالي که يکي از پيشگامان و معروفترين اين مدل‌ها، بازار شبيه‌سازي سانتافي مي‌باشد، تجزيه و تحليل اين بازارها ساده‌تر شده ونتايج تحليل‌ها، به واقعيت نزديک‌تر مي‌باشد. با ايجاد اين شبيه‌سازي مي‌توان عوامل مختلف و مؤثر بر روي اين بازارها در مدل شبيه‌سازي اجرا و آزمايش کرده و تأثيرات آن را مورد تجزيه و تحليل قرار داد و سپس با توجه به اين تجزيه و تحليل، تصميمات لازم را در حالت واقعي به کار گرفت.
در اين پايان‌نامه، از مدل سانتافي براي مدل‌سازي بازار بورس استفاده گرديده و با ايجاد تغييرات لازم از جمله تغيير قوانين يادگيري و به‌کارگيري از سه نوع عامل مجزا و استفاده از ترکيب‌هاي مختلف در مدل و همچنين استفاده از الگوريتم ژنتيک به عنوان فرايند يادگيري عامل‌ها، بازار سهام مورد بررسي قرار گرفته است.
نتايج به‌دست آمده نشان مي‌دهد که به کارگيري فرايند آموزش باعث مي‌شود تا بازار با ثبات‌تري نسبت به بازار بدون آموزش ايجاد شود. همچنين نتايج آزمايشات ديگر نشان مي‌دهد که با افزايش انواع عامل‌ها در بازار بورس، پيش‌بيني عامل‌ها تحت تاثير عامل‌هاي ديگر قرار گرفته و باعث مي‌شود که پيش‌بيني آنها دچار نوسان گردد به‌طوري‌که بازارهايي که با يک عامل شبيه‌سازي شده‌اند داراي بهترين عملکرد از لحاظ پيش‌بيني قيمت و سود دوره بعد مي‌باشند.
کلمات کليدي: سيستم‌هاي عامل‌محور، بازار سهام، پيش‌بيني، الگوريتم ژنتيک، فرايند يادگيري

فصل اول
مقدمه

1-1- پيشگفتار
در دنياي امروز، سيستم‌هايي وجود دارد که در آن‌ها انسان و روابط بين انسان‌ها نقش اصلي را دارند. چون رقابت بين افراد و قوانين حاکم بر روابط انسان‌ها همواره در حال تغيير است، باعث مي‌شود که اين سيستم‌ها پيچيده‌تر شده و تجزيه و تحليل آن‌ها مشکل‌تر شود. با تجزيه و تحليل اين سيستم‌ها مي‌توان به پيش‌بيني وقايع و رويدادهاي آتي پرداخت و با تدبير و انديشه در سطح کلان از ايجاد بحران در سطح اجتماعي جلوگيري نمود. محققان بسياري سعي نموده‌اند تا با مدل‌سازي رياضي اين سيستم‌ها، روابط و قوانين حاکم بر آن‌ها را کشف کنند. اما اين مدل‌‌ها هنوز تکامل‌هاي لازمه را در برخورد با بسياري از مسائل عملي نيافته‌اند و تلاش در راه تکامل هر چه بيشتر آن ادامه دارد[1]. در ساليان اخير مدل‌‌هاي مبتني بر عامل1 موردتوجه بسياري از محققان قرار‌گرفته‌است. اين متدولوژي، ابتدا توسط دانشمندان فيزيک استفاده مي‌شد که سيستم‌هاي پيچيده ذرات واکنشي را شبيه‌سازي مي‌کردند. در اقتصاد مالي، سرمايه‌گذاران مانند ذرات هستند که با سرمايه‌گذاران ديگر در حال کنش و واکنش هستند[2].
اين مدل‌ها بر تعاملات پوياي تصميمات عامل‌ها بر روي همديگر متمرکز مي‌شوند. در اين مدل‌‌ها، رفتار عامل‌ها براساس درکشان از محيط و عملکرد ساير عامل‌ها صورت مي‌گيرد اما رفتار سيستم را نمي‌توان از روي رفتار تک‌تک عامل‌ها پيش‌بيني کرد. بلکه اين رفتار يک رفتار برآيندي بوده که معمولاً رابطه خطي با رفتار هيچ يک از عامل‌ها ندارد[3 و4]. يکي از مزيت‌هاي مهم اين مدل‌‌ها اين است که مي‌توان فرضيات محدودکننده‌اي را که در مدل‌هاي تحليلي براي سادگي استفاده مي‌شود را حذف‌نمود. براي نمونه، کليه سرمايه‌گذاران مي‌توانند با توجه به ترجيحات و استراتژي‌هاي تجاريشان، به صورت ناهمگن مدل‌بندي شوند[2].
کاربرد مدل‌‌هاي عامل‌محور مي‌تواند به سه طبقه کلي تقسيم شود[5] :
1) عامل‌هاي هم‌کار که در اين سيستم‌ها، عامل‌ها متعهد به جمع‌آوري اطلاعات يا اجراي معامله از طرف عامل انساني در اينترنت مي‌باشند.
2) سيستم‌هاي تصميم‌گيري چندعامله که عامل‌ها در اين سيستم بايد با هم يک تصميم مشترک بسازند.
3) سيستم‌هاي شبيه‌سازي چند‌عامله، که سيستم چندعاملي براي شبيه‌سازي يک پديده در جهان واقعي استفاده مي‌شود که در اينجا سيستم استفاده شده پايان‌نامه در ناحيه سوم قرار مي‌گيرد. يکي از رشته‌هاي تحقيقاتي اين سيستم‌ها، شبيه‌سازي عامل‌محور پديده‌هاي اجتماعي مي‌باشد که در آن سه رشته علمي استفاده مي‌شوند که عبارتند‌ از: محاسبات، علوم اجتماعي و شبيه‌سازي کامپيوتري که مي‌توان اين‌گونه تعريف کرد:
بررسي پديده‌هاي اجتماعي با استفاده از تکنولوژي عامل و شبيه‌سازي آن در کامپيوتر.
پس بايد ابتدا محيطي را که مي‌خواهيم در آن کار کنيم را بشناسيم و اين داراي اهميت زيادي است زيرا محقق را در درک بيشتر رفتار عامل ياري مي‌دهد و به واقعيت نزديکتر مي‌سازد.
در دنياي امروز، اقتصاد و جولانگاه آن يعني بازار و عنصر جدايي ناپذير اين عرصه، يعني معامله، ماهيت مدرنيزه يافته و پابه‌پاي ديگر شئون زندگي انسان‌ها در چرخه پيشرفت و تکامل، ابعاد تازه‌اي به خود‌گرفته و روز‌به‌روز بر پيچيدگي‌هاي آن افزوده مي‌شود.
عملاً اقتصاد را مي‌توان يک سيستم پيچيده2 دانست، زيرا با رفتار رواني و اعمال انسان‌ها سروکار دارد. با اين حال از دو ديدگاه فيزيکي و روانشناختي مي‌توان به اقتصاد نگريست. ديدگاه فيزيکي شامل فعاليت‌ها، تکنولوژي‌هاو… مي‌باشد و ديدگاه روانشناختي که شامل انتظارات، باورها، فرضيه‌ها و تفاسير عامل‌هاي اقتصادي از محيط مي‌باشد.
ديدگاه روانشناختي از اهميت زيادي برخوردار مي‌باشد زيرا تصميم عامل‌ها براين مبنا صورت مي‌گيرد به طوري‌که هر عامل با شناخت ويژگي‌هاي محيط و عامل‌هاي ديگر براي خود فرضيه‌هايي ايجاد مي‌کند[6]. بازارها نيز که وظيفه هدايت قسمت عمده‌ي فعاليت‌هاي اقتصادي يک جامعه را دارند، يک سيستم مبادله کالا مي‌باشند. قيمت‌ها در داخل بازار شکل مي‌گيرد که براساس عرضه و تقاضا مي‌باشد. اگر بازار رقابت کامل باشد، هم مقدار تقاضا و هم مقدار عرضه تابع قيمت مي‌باشد و لذا همواره تعادل وجود دارد و در يک قيمت تعادلي، مازاد يا کمبود چه از طرف عرضه و چه از طرف تقاضا وجود ندارد. توجه به بازار از اين لحاظ اهميت دارد که تعيين‌کننده قيمت مي‌باشند. چگونگي تعيين ميزان قيمت تحت تأثير عوامل رواني، سياسي و اجتماعي مي‌باشد که بايد تشريح گردد. براي تجزيه و تحليل بازار، بايد به اشکال مختلف بازارها، اهداف و نحوه رفتار گوناگون عرضه‌کننده و تقاضاکننده توجه شود[7].
يکي از بازارهاي مالي مهم، بازار بورس مي‌باشد. بي‌ترديد امروزه بيشترين مقدار سرمايه از طريق بازارهاي بورس در تمام جهان مبادله مي‌شود. اقتصادهاي ملي به شدت متأثر از عملکرد بازار بورس است. به‌علاوه بازار بورس به‌عنوان يک ابزار سرمايه‌گذاري در‌دسترس، هم براي سرمايه‌گذاران کلان و هم براي عموم مردم تبديل شده‌است. بازارهاي بورس نه تنها از پارامترهاي کلان، بلکه از هزاران عامل ديگر نيز متأثر مي‌شوند. تعداد زياد و ناشناخته بودن عوامل مؤثر بر بازار بورس، موجب عدم اطمينان در زمينه سرمايه‌گذاري شده‌است.
به همين دليل تجزيه و تحليل اين بازار بسيار مهم بوده و بايد از مدل‌‌هايي استفاده کرد که بتوان اين پارامترهاي کلان و خرد را مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
با مطرح‌شدن شبيه‌سازي عامل‌محور3 بازارهاي بورس که يکي از پيشگامان و معروفترين اين مدل‌‌ها، بازار شبيه‌سازي سانتافي4 مي‌باشد، تجزيه و تحليل اين بازارها ساده‌تر شده و به واقعيت نزديکتر مي‌باشد. با ايجاد اين شبيه‌سازي مي‌توان عوامل مختلف و مؤثر بر اين بازارها را ابتدا در مدل شبيه‌سازي، اجرا و آزمايش کرده و تأثيرات آن را مورد تجزيه و تحليل قرار داد و سپس با توجه به اين تجزيه و تحليل، تصميمات لازم را در حالت واقعي به‌کار‌گرفت. در سال‌هاي اخير، تجزيه و تحليل‌هاي مختلفي با استفاده از اين مدل‌‌ها روي اين بازارها صورت گرفته است که در فصل بعد به کارهاي انجام‌شده در اين زمينه اشاره مي‌شود.
1 -2- اهداف تحقيق
تحليل سيستمهاي پيچيده در ميان محققان سيستمها، اهميت زيادي يافته است. از جمله اين مدل‌‌هاي تحليلي، مدل‌‌هاي مبتني بر عامل ميباشند. با مطرح شدن شبيه‌سازي عامل‌محور بازارهاي بورس که يکي از پيشگامان و معروفترين اين مدل‌‌ها، بازار شبيه‌سازي سانتافي مي‌باشد، تجزيه و تحليل اين بازارها ساده‌تر شده و به واقعيت نزديکتر مي‌باشد. با ايجاد اين شبيه‌سازي مي‌توان عوامل مختلف و مؤثر بر روي اين بازارها را در مدل شبيه‌سازي اجراوآزمايش کرده و تأثيرات آن را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و سپس با توجه به اين تجزيه و تحليل، تصميمات لازم را در حالت واقعي به کار‌گرفت.
براساس آنچه گفته شد، در اين تحقيق اهدافي دنبال مي‌شود كه عبارتنداز:
* بررسي بازار سهام به‌عنوان يک سيستم پيچيده و مدل‌بندي آن براساس سيستم‌هاي عامل‌محور.
* مروري بر مطالعات و توسعههاي انجام‌شده بر روي بازار‌هاي مالي مصنوعي.
* به‌كارگيري الگوريتم ژنتيک به‌عنوان فرايند يادگيري عامل‌ها
* بررسي تاثيرات پارامترهاي مختلف در بازار بورس مصنوعي

1-3- فرضيات تحقيق
فرضياتي که در اين تحقيق وجود دارند به صورت زير مي‌باشد:
* عامل‌ها نقش تاجران را در بورس ايفا مي‌کنند و به دادوستد مي‌پردازند.
* هوش عامل‌ها در ابتدا صفر است و با استفاده از يک فرايند يادگيري، هوشمند مي‌شوند.
* در بازار دو راه سرمايه‌گذاري وجود دارد: 1- اوراق قرضه بدون ريسک با نرخ سود ثابت و عرضه نامحدود 2- سهام
* قيمت‌ها در داخل بازار و براساس عرضه و تقاضا شکل مي‌گيرد.
* تعداد سهام‌ها و تعداد تاجران، محدود است.
* عامل‌ها داراي يک تابع مطلوبيت هستند.

1-4- پرسش تحقيق
همانطور كه گفته شد در اين تحقيق، از سيستم‌هاي چندعاملي براي شبيه‌سازي بازار بورس مصنوعي استفاده مي‌شود و حال اين سوال مطرح است که آيا در اين شبيه‌سازي مي‌توان اثرات و پارامترهاي موثر در بورس‌هاي واقعي را مورد ارزيابي قرار‌ داد و اينکه اين اثرات تا چه اندازه با اثرات دنياي واقعي مطابقت دارد‌؟

1-5- مراحل تحقيق‌
دانش پايهاي اين پاياننامه شامل سيستمهاي پيچيده، هوش مصنوعي و مطالعات موجود در اين زمينه، و بررسي مقالات و پژوهش‌هاي صورت‌گرفته در اين زمينه مي‌باشد. سپس در اين تحقيق، بازار بورس با فرضيات موجود ساخته شده و عامل‌ها به‌عنوان تاجر ( خريدار و فروشنده ) وارد اين بازار مي شوند. اين عامل‌ها با استفاده از قوانين مختلف و با استفاده از الگوريتم ژنتيک وارد يک فرايند يادگيري شده و سپس براساس آن تصميم به خريد و فروش مي‌کنند. بعد از ايجاد بازار بورس، به بررسي تاثير عوامل مختلف در اين بازار پرداخته مي‌شود و نتايج بدست‌آمده مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرد. اين شبيه‌سازي با زبان برنامه‌نويسي مت‌لب5 انجام مي‌شود.

1-6- ساختار تحقيق
براساس آنچه گفته شد، در اين پاياننامه، در فصل دوم مفاهيمي چون عامل، سيستم‌هاي چندعاملي، انواع استدلال، سيستم‌هاي پيچيده و مشخصات اين سيستم‌ها، بازار‌هاي مالي و اهميت آن‌ها و همچنين الگوريتم ژنتيک مطرح مي‌گردد تا نقش و اهميت عامل‌ها در تحليل سيستم‌هاي پيچيده درک گردد. در فصل سوم، ساختار بازار بورس بر‌اساس فرضيات مطرح‌شده ساخته مي‌شود و تک‌تک مراحل بازار فرموله مي‌گردد. همچنين در اين فصل، فرايند يادگيري عامل‌ها مورد بررسي قرار‌گرفته و فرموله‌ مي‌گردد. در فصل چهار، نتايج شبيه‌سازي، مطرح‌شده و مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد و در نهايت در فصل پنج، نتيجه‌گيري و پيشنهادات براي مطالعات آتي بيان مي‌شود.

فصل دوم
مرور مفاهيم و ادبيات موضوع

در اين فصل به منظور مدل‌سازي و توصيف رفتار يك سيستم پيچيده بر سيستم‌هاي چند عاملي متمركز شده و براي تشريح سيستم‌هاي چندعاملي، به معرفي عامل‌ها و مشخصات محيط آن‌ها پرداخته ميشود. به دنبال آن، سيستم‌هاي پيچيده و ابزارهاي مورد استفاده براي تحليل آن‌ها بررسي ميگردد. پس ازآنكه نقش عامل‌ها در سيستم‌هاي پيچيده روشن شد، اقتصاد و در سطحي پايين‌تر بازارهاي مالي به عنوان سيستم‌هاي پيچيده مورد توجه قرار مي‌گيرند. همچنين در اين فصل، مفاهيم الگوريتم ژنتيک به‌عنوان روش آموزشي عامل‌ها تشريح مي‌گردد.

2-1- عامل چيست؟
عامل شئ فعالي است كه توانايي دريافت، استدلال6 و عمل را دارد. به عبارت ديگر عامل هر چيزي است كه قادر به درك محيط پيرامون خود از طريق حسگرها7 و اثرگذاري بر روي محيط از طريق اثر‌كننده‌ها8
باشد‌. عامل انساني اندام‌هايي مانند گوش‌ها، چشم‌ها و ديگر ارگان‌ها را براي حس كردن، و دست‌ها، پاها و ديگر اندام‌ها را براي اثر‌گذاري دارد. عامل نرم افزاري، رشته‌هاي بيتي را به عنوان درك محيط و عمل، كد‌گذاري ميكند. در شكل 2-1 نمايي از يك عامل عمومي ترسيم شده است.

شكل 2-1: نمايش يک عامل عمومي[8].
عامل منطقي9 چيزي است كه كار درست انجام دهد‌. در واقع عمل درست، آن است كه سبب موفقيت هر چه بيشتر عامل گردد. عامل منطقي همواره سعي دارد تا معيار عملكرد10 مناسبي را بهينه سازد و از سوي ديگر زمان محاسبه كارايي نيز براي عامل اهميت دارد، بهطوريكه كارايي در يك مدت زمان طولاني اندازهگيري مي‌شود.
تصور عامل ابزاري براي تحليل سيستم‌ها ميباشد؛ نه يك شخصيت مطلقي كه جهان را به دو بخش عامل‌ها و غيرعامل‌ها تقسيم ميكند. رفتار عامل وابسته به دنباله ادراكي او ميباشد؛ بهطوريكه ميتوان هر عامل را با ساخت يك جدولي از عمل آن در پاسخ به هر دنباله ادراكي توصيف نمود. چنين ليستي, نگاشتي11 از دنباله‌هاي ادراكي ناميده ميشود. عامل بر اساس اين نگاشت تصميم ميگيرد كه چه عملي را بايد در مقابل هر دنباله ادراكي انجام دهد. رفتار عامل متكي بر دو پايه تجربه12 خود و دانش13 دروني بنا نهاده ميشود كه در ساخت عامل براي شرايط محيطي خاص كه در آن عمل خواهد كرد، استفاده ميشود. زماني كه عامل فاقد تجربه و يا كم‌تجربه باشد يا نتواند از تجارب خود استفاده كند، مسلماً تصادفي عمل ميكند؛ مگر آنكه طراح كمك‌هايي به آن داده باشد. عموماً عامل‌ها داراي دانش اوليه‌اي در كنار توانايي يادگيري مي‌باشند. عامل‌هاي هوشمند بايد قادر به عمل موفقيت‌آميز در دامنه وسيعي از محيط‌ها باشند و البته زمان كافي نيز به آن‌ها براي تطبيق داده‌شود[8].

2-2- سيستم‌هاي چندعاملي
به سيستم‌هايي كه شامل يك گروه از عاملها بوده كه بهطور بالقوه با هم تعامل دارند، سيستم‌هاي چندعاملي14 گفته مي‌شود. در وضعيت‌هاي بسياري، عامل‌ها با هم زندگي ميكنند و با يكديگر به روش‌هاي مختلفي تعامل دارند.
محيط‌هاي چندعاملي با يك زير ساخت مشخص از پروتكل‌هاي ارتباطي و تعاملي تعيين ميشوند. اين محيط‌ها نوعاً باز هستند و طراحي متمركزشده‌اي ندارند. محيط‌هاي چندعاملي، عامل‌هايي را در بر مي‌گيرند كه خودمختار و توزيع‌شده هستند و ممكن است خودخواه15 يا همكار16 باشند[9].
2-2-1- ارتباطات عامل‌ها
فرض ميشود كه عامل‌ها توانايي داشتن ارتباطات17 را دارند. اين توانايي در قسمت ادراك، دريافت پيامها و در قسمت عمل، فرستادن پيام ميباشد. همچنين فرض ميشود كه يك عامل ميتواند دانش خود را بازنمايي كند و مكانيزمي براي عملياتي‌كردن يا برنامه‌ريزي دارد كه از دانش خود استنباط نمايد.
2-2-2- هماهنگي18
عامل‌ها به منظور نايل‌شدن به آرمان‌هاي خودشان يا سيستمي كه در آن قرار دارند، ارتباط برقرار ميكنند. بايد توجه داشت كه آرمان‌ها ممكن است براي عامل كاملاً مشخص شده باشند. اين موضوع، بستگي به اين دارد كه آيا عامل‌ها مبتني بر آرمان هستند يا نه. ارتباطات عامل‌ها ميتواند آن‌ها را به هماهنگي عمل و رفتارشان قادر سازد و در نتيجه، بهره‌وري سيستم را بالا ببرد.
هماهنگي، خاصيتي در سيستم عامل ميباشد كه براي انجام تعدادي فعاليت در يك محيط مشترك صورت مي‌گيرد. درجه هماهنگي، ميزاني است كه عامل‌ها با كاهش دادن مجادله برسر منابع، از فعاليت‌هاي نامربوط پرهيز ميكنند، و از هر گونه بن‌بست‌کاري19 دوري كرده و شرايط ايمن و قابل اجرايي را جستجو مي‌كنند. همكاري، هماهنگي بين عامل‌هاي غيررقيب ميباشد؛ در حاليكه مذاكره، هماهنگي بين عامل‌هاي رقيب است[9]. براي همكاري موفقيت‌آميز، هر عاملي بايد يك مدل از رفتار عامل‌هاي ديگر را نگهدارد و مدلي از تعاملات آتي خود را توسعه دهد. براي هماهنگي عامل‌ها در يك سيستم چندعاملي ميتوان شكل2-2 را ترسيم نمود.

شكل2-2: نمايش چگونگي ايجاد هماهنگي در بين عامل‌ها[9].

کاربرد مدل هاي عامل‌محور مي‌تواند به سه طبقه کلي تقسيم شود[5] :
1) عامل‌هاي هم‌کار که در اين سيستم‌ها، عامل‌ها متعهد به جمع‌آوري اطلاعات يا اجراي معامله از طرف عامل انساني در اينترنت مي‌باشند.
2) سيستم‌هاي تصميم‌گيري چندعامله که عامل‌ها در اين سيستم بايد با هم يک تصميم مشترک بسازند.
3) سيستم‌هاي شبيه‌سازي چند‌عامله، که سيستم چندعاملي براي شبيه‌سازي يک پديده در جهان واقعي استفاده مي‍شود که سيستم استفاده شده در اين پايان‌نامه در ناحيه سوم قرار مي‌گيرد.
يکي از رشته‌هاي تحقيقاتي اين سيستم‌ها، شبيه‌سازي عامل‌محور پديده‌هاي اجتماعي مي‌باشد که در آن سه رشته علمي استفاده مي‌شوند که عبارتند‌ از: محاسبات عامل‌محور، علوم اجتماعي و شبيه‌سازي کامپيوتري که مي‌توان اين گونه تعريف کرد:
بررسي پديده‌هاي اجتماعي با استفاده از تکنولوژي عامل براي شبيه‌سازي پديده‌هاي اجتماعي در کامپيوتر.
پس بايد ابتدا محيطي را که مي خواهيم در آن کار کنيم را بشناسيم و اين اهميت زيادي دارد چون محقق را در درک بيشتر رفتار عامل ياري مي‌دهد و به واقعيت نزديکتر مي‌سازد.
برخي از عامل‌ها در محيطي عمل ميكنند كه نوعاً هم محاسباتي ميباشد و هم فيزيكي. اين محيط ممكن است باز يا بسته باشد و ممكن است شامل يك يا چند عامل باشد. محيطي كه يك عامل درآن بسر ميبرد را مي‌توان از چندين ديدگاه مورد توجه قرار داد كه عبارتند از [8]:
* قابل دسترسي در مقابل غيرقابل دسترسي20
اگر حسگرهاي عامل بتوانند تمام جنبه‌هاي لازم براي انتخاب عمل را شناسايي كنند، محيط قابل دسترسي است. در محيط قابل دسترسي، عامل نيازمند به دست‌كاري هيچ وضعيت داخلي براي حفظ دنيا نميباشد؛ اما اگر ابزار حس‌كننده عامل، امكان دسترسي به وضعيت كامل محيط را ندهد، آنگاه محيط را غيرقابلدسترسي گويند.
* قطعي در مقابل غيرقطعي21
محيطي كه وضعيت بعدي آن بوسيله وضعيت كنوني و اعمالي كه عاملها انجام ميدهند، تعيين گردد، محيط قطعي ناميده ميشود؛ اما اگر هر عمل، عاقبت مشخصي نداشته باشد، محيط غيرقطعي است.
* ضمني در مقابل غيرضمني22
در محيط‌هاي ضمني لازم نيست كه عامل به جلوتر از خود فكر كند؛ زيرا تجربه عامل به قسمت‌هايي تقسيم مي‌شود كه هر قسمت، شامل درك و عمل عامل است.
* ايستا در مقابل پويا23
اگر محيط در حين سنجش عامل تغيير كند، محيط براي عامل پويا است؛ در غير اينصورت ايستا ميباشد. اگر محيط با گذر زمان تغيير نيابد, اما امتياز كارايي تغيير كند محيط نيمهپويا24ست.
* گسسته در مقابل پيوسته25
هرگاه تعداد محدود و مجزايي از ادراك و اعمال به روشني تعريف شده باشد، محيط را گسسته ميگوييم؛ اما اگر مشخصات و وضعيت عامل در بازهاي از مقادير پيوسته تغيير كند، محيط پيوسته ميباشد.
محيط‌هايي كه غيرقابل دسترسي، غيرقطعي، غيراپيزوديك، پويا و پيوسته باشند، از پيچيدگي بيشتري برخورددار بوده و تطابق آن‌ها با دنياي واقعي نيز بيشتر ميباشد[8].
2-3- سيستم‌هاي پيچيده
تعداد زيادي از اشياء انتزاعي، مصنوعي و طبيعي مي‌توانند به عنوان سيستم پيچيده در نظر گرفته شوند. براي سيستم پيچيده، يک تعريف عمومي پذيرفته شده وجود ندارد، اما بطور غيررسمي، سيستم پيچيده يک شبکه بزرگ با اجزاء نسبتاً ساده ميباشد که هيچ کنترل مرکزي بر روي آن‌ها وجود ندارد و رفتار پيچيده و در هم تافته‌اي را نشان مي‌دهد[10 و 11]. البته چندين عبارت در تعريف مذکور، روشن نميباشد. اجزاء نسبتاً ساده به معناي اجزاء منحصر به فردي هستند که نقش ساختاري و کارکردي آن‌ها در رفتار جمعي سيستم, حداقل بوده و رفتارشان نسبت به رفتار جمعي سيستم, ساده ميباشند. عبارت رفتار پيچيده و درهم تافته نيز تعريف دقيقي ندارد؛ زيرا اين رفتار از عمليات دسته جمعي اجزاء ساده حاصل مي‌شود که نگاشتي ازاعمال فردي به رفتار جمعي ميباشد. براي مثال يک نرون ساده يا يک مورچه، نهادهاي پيچيده‌اي در قلمرو حياتشان هستند؛ اما نقش کارکردي و ساختاري اين نهادهاي ساده, در مقايسه با رفتار کل سيستم ساده ميباشد.
البته تعاريفي ديگر در ادبيات سيستم پيچيده وجود دارد که براي آشنايي هر چه بيشتر با اين سيستم‌ها به برخي از آن‌ها اشاره ميشود:
* يك سيستم پيچيده، سيستمي است كه طراحي و كاركرد آن براي درك و باز‌بيني مشكل ميباشد. اين سيستم ساختاريافتگي بالايي دارد و بطور پيوسته در حال نمو ميباشد و ساختار آن نسبت به زمان، تغيير وتنوع از خود نشان مي‌دهد[10،11].
* يك سيستم پيچيده، گروه يا سازماني است كه در آن تعاملات زيادي ميان اجزاء وجود دارد. در اين سيستم، سير تكاملي نسبت به شرايط اوليه حساسيت بالايي دارد. درسيستم پيچيده تعداد اجزاء مستقل تعاملكننده برهم، زياد ميباشند. اين اجزاء را ميتوان عامل ناميد. تعاملات ميان عامل‌ها اغلب منجر به رفتاري در مقياس بزرگ ميشود که نميتوان از دانشي که فقط مربوط به تک‌تک عامل‌هاست آن را پيشبيني نمود. چنين آثار جمعي، رفتار برآيندي26 ناميده ميشود. تغييرات کوتاه‌مدت و بلندمدت آب و هوا و نوسانات قيمت در بازارها دو نمونه از رفتار برآيندي مي‌باشند. البته در يک سيستم پيچيده، ممکن است چندين سيستم با خط سير مختلف وجود داشته باشند كه هم‌زمان بتوانند رشد و نمو كنند[10،11].
محققان براي توصيف رفتار سيستم‌هاي پيچيده، از ابزارهاي مختلفي نظير ديناميک غيرخطي27، تئوري اطلاعات28، تئوري محاسبات29، روان‌شناسي رفتاري30 و زيست‌شناسي تکاملي31 استفاده ميكنند[3 و4].
سيستم‌هاي پيچيده به عنوان يك رشته علمي براي تشريح و آشکارسازي قوانين رفتار خودسازمانده32 نيز مطرح شدهاند. بسياري از دانشمندان بر اين باورند که شناسايي و کشف چنين اصول کلي براي ايجاد موجودات مصنوعي و هوش مصنوعي33 ضروري خواهد بود.
درک و فهم سيستم‌هاي پيچيده نوعاً سخت ميباشد. علاقه براي درک رفتار اين سيستمها با ورود کامپيوتر به عرصه جهان آغاز شده است و کامپيوتر براي اولين بار در تاريخ, ايجاد و تحليل مدل‌هاي دقيق از سيستم‌هاي پيچيده در طبيعت را ممکن ساخته است[3].
مشخصاتي كه سيستم‌هاي پيچيده را از ساير سيستم‌ها متمايز ميسازد، عبارتند از[10،11] :
1. ارتباطات غيرخطي ميان عامل‌ها، به اين معني‌که رفتار کل سيستم از جمع تک‌تک رفتار عامل‌ها حاصل نمي‌شود.
2. داشتن حلقههاي بازخوري، به اين معني‌كه عاملها از اين بازخورها در جهت عملکرد بهتر استفاده ميکنند.
3. باز بودن، به اين معني‌كه آن‌ها دور از تعادل انرژيتيك قرار دارند.
4. پويايي، به اين معني‌كه تحت زمان تغيير ميكنند و حالت‌هاي قبلي ممكن است روي حالت‌هاي فعلي تاثير داشته باشند.
5. تودرتو بودن، به اين معني‌كه اجزاء آن‌ها خود شامل سيستم‌هاي پيچيده ميباشند.
6. مشكل بودن تعيين كران‌هاي سيستم، اما سرانجام اينگونه تصميمات به‌وسيله مشاهده‌كننده صورت مي‌گيرد.
2-3-1- مدل‌سازي سيستم‌هاي پيچيده
مسائلي در علوم اجتماعي، اقتصادي، و بيولوژيكي وجود دارد كه بهخاطر مشخصاتشان سيستم پيچيده محسوب مي‌شوند. اين مسائل با توجه به اهميت زيادي كه دارند همواره مورد توجه محققان بوده است كه بايد به بررسي و تجزيه و تحليل اين سيستم‌ها پرداخت. هدف از مدل‌سازي يك سيستم، مطالعه خصوصيات و پيشبيني رفتار آن سيستم ميباشد. در واقع هدف تعيين روندها، ثبات و پايداري، الگوهاي نموي و غيره است. براي مدل‌سازي سيستم‌هاي پيچيده مي‌توان از مدل‌هاي ميانگين ميداني34 و مدل‌هاي مبتني بر عامل استفاده نمود[12].
* مدل‌هاي ميانگين ميداني: اين مدل‌ها بازنمايي خامي از سيستم‌هاي پيچيده ارائه ميكنند. اين مدل‌ها با متوسط‌گيري كميت‌ها و چشم‌پوشي از وابستگي بين عناصر سيستم، سرو‌كار دارند؛ اما اين مدل‌ها اغلب به عنوان تلاشي اوليه جهت درك رفتار سيستم‌هاي چندعاملي به‌كار ميروند.
* مدل‌هاي مبتني بر عامل: در اين مدل‌ها اجزاء سازنده سيستم را چيزي به نام عامل تشكيل مي‌دهد كه اين عامل‌ها با هم تعامل داشته و از تعاملاتشان ياد مي‌گيرند.
مدل‌هاي مبتني بر عامل داراي مشخصاتي هستند كه به آن‌ها پرداخته ميشود تا نقش عامل در سيستم‌هاي پيچيده بيش‌از‌پيش روشن شود. اين مشخصات عبارتند از[12]:
1. ناهمگوني35:
عامل‌ها ممكن است در خواص بيشماري نظير دارايي، ارجحيت‌ها، حافظه‌ها، قوانين تصميم‌گيري، خواص ژنتيكي، شبكه اجتماعي و … با هم تفاوت داشته باشند.حتي برخي از اين خواص ممكن است با گذشت زمان تغيير كنند.
2. خودمختاري36:
عامل با تكيه بر ادراكات و بر پايه دانش دروني خود اعمال خود را انجام مي‌دهد. اگر فقط بر اساس دانش دروني خود عمل نمايد، فاقد خودمختاري ميباشد.
3. فضاي صريح37:
رويدادها نوعاً در يك فضاي روشن و صريح رخ ميدهند.
4. تعاملات محلي38:
تعاملات عاملها عموماً با همسايگانشان انجام ميگيرد؛ ولي ممكن است اين تعاملات، يكنواخت صورت نگيرد.
5. منطق محدود شده39:
دو جزء براي منطق محدود شده وجود دارد كه عبارتند از: اطلاعات محدود و قدرت محاسباتي محدود. عاملها از اطلاعات بياندازه و توانايي محاسباتي بيمنتها برخوردار نيستند. عاملها از قانونهاي ساده مبتني براطلاعات محلي40 خود استفاده ميكنند.
2-3-2- نقش عامل در سيستم پيچيده
بنابر آنچه گفته شد، براي بررسي، تجزيه و تحليل سيستم‌هاي پيچيده ميتوان از مدل‌هاي مبتني برعامل استفاده كرد و سيستم پيچيده را يك سيستم چندعاملي در نظر گرفت كه عامل‌هاي آن، در حال رقابت يا همكاري هستند و در نهايت هماهنگي در ميان آن‌ها ايجاد ميشود. از آنجايي كه نميتوان اينگونه سيستمها را با روش‌هاي رياضي بيان نمود؛ به نظر ميرسد تنها رويكرد قابل استفاده، شبيه‌سازي سيستم با استفاده از عامل‌هاي هوشمند باشد[3 و4]. بدين‌ترتيب، محيطي كه عاملها در آن زندگي مي‌كنند را مي‌توان يك كامپيوتر يا شبكه اي از كامپيوترها در نظر گرفت كه در آن مولد رويدادها، رويدادهاي ورودي به سيستم را توليد ميكند و عاملها با فرستادن پيام به عامل‌هاي ديگر، اطلاعات خود را مبادله مي‌كنند يا پيامها را در بين همه عامل‌ها منتشر مينمايند. همچنين كاوشگرهاي41 سيستم براي ثبت و ركورد‌گيري متغيرهاي مورد توجه وجود دارند. از داده‌هاي تاريخي موجود ميتوان براي يادگيري سيستم استفاده كرد؛ زيرا همواره سيستم با آنچه اتفاق ميافتد، اصلاح ميگردد. هنگام انجام پيش‌بيني، يك نسخه از سيستم فعلي ايجاد شده و با شبيهسازي سيستم با سرعت به جلو حركت داده ميشود. در همان زمان، نسخه اصلي از سيستم روي حقايق موجود اجرا شده و عمل مقايسه و تطبيق صورت ميگيرد تا درصورت لزوم براي تعديل پيش‌بيني مورد استفاده قرار گيرد. بدين‌ترتيب با شبيه‌سازي سيستم پيچيده، محقق مي‌تواند رويدادهاي مختلفي را بكار برد و بدون آشفتگي دنياي واقعي، خروجي سيستم را ملاحظه كند. طراح مدل، با شبيه‌سازي مي‌تواند به زمان سرعت بخشيده و از نتايج بدست آمده براي پيش‌بيني دنياي واقعي استفاده نمايد[3].
بنابراين محققين براي سيستم‌هاي پيچيده، رويكرد خود را بر روي تعاملات پوياي تصميمات عامل‌ها با يكديگر متمركز كرده‌اند؛ اما در فضاي اقتصاد نئوكلاسيك42 سنتي فرض ميشود كه عامل‌ها بسيار عقلايي رفتار ميكنند و اطلاعات نامتناهي از تمايلات و مقاصد ساير عامل‌ها در دسترس آن‌ها ميباشد. تحت اين رويدادها، عامل‌ها مستقيماً به يك حالت پايدار، جهش ناگهاني پيدا ميكنند، اما با وجود اينكه افراد، موجوداتي با عقلانيت زياد هستند، اغلب رفتارشان با گذشت زمان تغيير ميكند. لذا عقلانيت عامل‌ها را با توجه به قدرت تحليل و قدرت محاسباتي آن‌ها بايد محدودشده در نظر گرفت. بر اين اساس، استدلال عامل از استدلال قياسي43 به استدلال استقرايي44 تغيير مييابد؛ زيرا اين استدلال با واقعياتي كه در سيستم‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و بيولوژيكي وجود دارد، بيشتر تطابق دارد. البته براي درك بيشتر، در بخش بعدي استدلال و انواع استدلال بهطور مختصر معرفي ميشود.

2-4- استدلال
در متون فلسفي، استدلال به عنوان فرآيند ذهني تعريف ميشود كه از فرضيه‌هاي معيني با به‌كارگيري متدولوژي مشخصي، نتيجه‌اي را حاصل ميكند. بنابراين تجارب انسان با مفاهيم و مقاصد عمومي ارتباط مييابد تا بتواند نتيجهاي بدست آورد؛ اما بر اساس متدولوژي مورد استفاده، استدلال به دو دسته استدلال قياسي و استدلال استقرايي تقسيم‌بندي ميشود[13]. در ادامه اين استدلال‌ها تعريف ميگردند.
2-4-1- استدلال قياسي
استدلال قياسي، در منطق و فلسفه سنتي ارسطو، استدلالي است كه در آن، نتيجه توسط حقايق شناخته‌شده قبلي بدست ميآيد. اگر فرضيه‌ها درست باشند، نتيجه بايد درست باشد. اين استدلال يك استدلال از كل به جزء مي‌باشد[13].
2-4-2- استدلال استقرايي
استدلال استقرايي، استدلالي است كه در آن استنتاج قواعد و قوانين از طريق مشاهده پديده‌هاي خاص و جزئي صورت مي‌گيرد[13] .در اين استدلال، هر عامل با استفاده از تجربه خود، حدس‌هايي درباره آينده سيستم، انتظارات و باورهاي ساير عامل‌ها ميزند. البته براي تصميم‌گيري نهايي فقط به احساس تجربي خود اكتفا نمي‌كند، بلكه با انجام آزمايش‌هاي متعدد پيرامون آن، تصميم نهايي را ميگيرد. در اين روش، ابتدا عامل، باورها و فرضياتي نسبت به موضوع تصميم‌گيري داردكه بر اساس آن عمل كرده و از هر مرحله تصميم‌گيري در سيستم، بازخورهايي را بدست ميآورد. اين بازخورها برخي از باورهاي او را پيرامون فرضيات، تقويت و بعضي ديگر را تضعيف مينمايند. بر اين اساس عامل تعدادي از اين فرضيات را دور انداخته و در صورت نياز فرضيه‌هاي جديدي را جايگزين آن‌ها مينمايد. بنابراين عامل با اين استدلال همچون آمارگري عمل نموده كه مدل‌هاي انتظاري خود را استفاده ميكند، مورد آزمايش قرار مي‌دهد، از آن‌ها بازخور ميگيرد و رفتار خود را بر اساس آنچه بدست آورده اصلاح ميكند. اين روش استدلال، در سيستم‌هاي پيچيده بسيار كاربرد دارد.

2-5- اقتصاد
اقتصاد يك سيستم پيچيده است كه حاصل تعاملات بسياري از عامل‌ها ميباشد. عامل‌هاي اين سيستم ناهمگون بوده و با گذشت زمان، رفتار عاملها و در مقياس بزرگ رفتار سيستم اقتصاد در حال تغيير خواهد بود. نگرش‌هايي كه به اقتصاد وجود دارند، عبارتند از[6]:
1. نگرش فيزيكي و مادي به اقتصاد. اين نگرش مجموعهاي از فعاليت‌ها، تكنولوژي‌ها، و نيازمندي‌ها را شامل مي‌شود. در اين ديدگاه تعاملات توسط عامل‌هاي تصميم‌گيرنده از قبيل شركت‌ها، بانك‌ها، مصرف‌كننده‌ها و سرمايه‌گذاران، بهواسطه سيستم بازار صورت ميگيرد.
2. نگرش روانشناسي به اقتصاد. اين نگرش مجموعه‌اي از باورها، پيش‌بيني‌ها، انتظارات و تفاسير را در بر مي‌گيرد.
البته اين دو ديدگاه به هم مرتبط هستند، زيرا فعاليت‌ها از باورها و انتظارات ناشي ميشوند و باورها واسطه‌اي شده و بدين وسيله، اقتصاد فيزيكي شكل ميگيرد.
عامل‌هاي اقتصادي، انتخاب‌هاي خود را بر روي باورها و فرضيات فعلي‌شان پيرامون قيمت‌هاي آينده يا نرخ بهره آتي يا حركات آتي رقبا يا مشخصات آينده دنيايشان بنا ميكنند. اين انتخابها بر هم انباشته شده و قيمتها، نرخ‌هاي بهره و استراتژيهاي بازار يا دنيايي كه عامل با آن روبرو ميباشد را شكل ميدهند. اين باورها و فرضيات عاملها در اقتصاد واقعي، بسيار ذهني و شخصي بوده و اغلب خصوصي ميباشند. باورها و فرضيات يك عامل، پيوسته در دنيا مورد آزمايش قرار گرفته و از رفتار جمعي عامل‌ها شكل مي‌گيرند.
پس ميتوانيم فكر كنيم كه در نهايت، اقتصاد مجموعه‌اي وسيع از باورها و فرضياتي ميباشد كه پيوسته تنظيم مي‌شوند و بر اساس آن‌ها، عامل‌ها عمل ميكنند. اين باورها و فرضيات با توجه به بازخورهايي كه از محيط گرفته ميشود، تغيير مييابند. بدين ترتيب تعاملات، رقابت‌ها و استنتاج‌ها، اقيانوسي از تغييرات پي‌درپي را براي دنياي عامل‌هاي اقتصادي به‌وجود ميآورند.
نگرش دوم ما را وادار ميكند كه فكر كنيم چگونه باورها، رفتار اقتصادي را خلق ميكنند و چگونه نتايج، باورها را به‌وجود ميآورند. اين موضوع منجر به بينش‌هاي مختلفي پيرامون اقتصاد ميگردد؛ بهطوريكه در پشت ساده‌ترين مسائل در اقتصاد، دنيايي از پيچيدگي مشاهده ميشود.
روش استانداردي كه در آناليزهاي اقتصادي براي باورهاي پيشگويانه به‌كار ميرود، اين است كه عامل‌هاي اقتصادي يكسان بوده و عقلانيت كامل دارند[6]. لذا نتايج و انتظارت منطقي درباره موقعيتي كه با آن روبرو مي‌شوند، ايجاد مي‌شود. هنگاميكه بر اساس اين انتظارات، عامل‌ها دست به عمل ميزنند، دنيايي ايجاد مي‌شود كه پيش‌بينيها در آن اعتبار كامل دارند. اين انتظارات، منطقي ناميده ميشوند. انتظارات منطقي در توصيف نتايج تعادل و تحليل پيشامدها مفيد ميباشند، اما در دنياي واقعي به آساني از كار ميافتند؛ زيرا تمامي عامل‌ها قدرت محاسباتي يكساني براي استنتاج كردن از نتيجه‌اي كه مبناي استدلال در مرحله بعدي است، ندارند يا اينكه عامل‌ها بهطور منطقي به نتايج مختلفي از داده‌هاي يكسان دست مييابند. از



قیمت: تومان


پاسخ دهید