عنوان پايان‌نامه:
کتابخانه عمومي شهر
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده13
مقدمه14
فصل اول: تعاريف وکليات
1-1- ارتباط و کتابخانه16
1-1-1- تعريف ارتباط16
1-1-2- ارتباط و هوشيار سازي اجتماعي16
1-1-3- کتابخانه و فرآيند ارتباط18
1-2- کتابخانه، نهادي اجتماعي19
1-3- کارکردها و مسئوليت هاي اجتماعي کتابخانه20
1-4- نقش کتابخانه در سواد آموزي20
1-5- تعريف کتاب21
1-5-1- پيدايش خط و چگونگي سير تحول آن21
1-5-2- تاريخ پيدايش خط23
1-5-3- ابزاها و وسايل ضبط و انتقال دانش23
1-6- ابزارها و وسايل ضبط و انتقال دانش تا قبل از اختراع چاپ24
1-6-1- سنگ نبشه24
1-6-2- لوح فلزي25
1-6-3- لوح گلين25
1-6-4- لوح چوبين26
1-6-5- طومار پاپيروس26
1-6-6- طومار چربين27
1-6-7- کتاب پوستي27
1-6-8- کتاب کاغذي28
1-7- تعريف کتابداري28
1-7-1- فلسفه کتابداري29
1-8- تاريخچه کتابخانه31
1-8-1- کتابخانه هاي مصريان31
1-8-2- کتابخانه هاي يونان32
1-8-3- کتابخانه هاي روم33
1-8-4- کتابخانه هاي چين باستان34
1-8-5- دوره رنسانس34
1-8-6- دوره پس از اختراع چاپ35
1-8-7- کتابخانه هاي دوران معاصر35
فصل دوم: بررسي نمونه هاي مشابه
2-1- کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي38
2-1- 1- بخش هاي زيرمجموعه کتابخانه39
الف)تالارهاي مطالعه قفسه باز(آقايان- بانوان)39
ب)بخش گردش و امانت کتاب(آقايان- بانوان)39
ج)بخش مخزن کتاب چاپي39
2-1- 2- تالارها و قسمت هاي زير مجموعه اين بخش40
2-1-3- تالار مطالعه و گردش کتاب جوانان(پسر- دختر)42
2-1-4- تالار مطالعه و گردش کتاب نوجوانان(پسر- دختر)42
2-1-6- تالارهاي مطالعه آزاد(آقايان- بانوان)44
2-2- کتابخانه عمومي يوسرا، مادريد45
فصل سوم : مباني نظري طرح
3-1- کتابخانه54
3-1-1- اهداف و معيارهاي تفکيک انواع کتابخانه ها56
3-1-2- کتابخانه ملي56
3-1-3- کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران58
3-1-5- اهداف کتابخانه ملي ايران59
3-1- 6- کتابخانه دانشگاهي59
3-1-7- اهداف کتابخانه هاي دانشگاهي60
3-1-8- مجموع منابع کتابخانه هاي دانشگاهي61
3-2- کتابخانه ي عمومي61
3-2-1- اهداف کتابخانه عمومي62
3-2-2- جامعه استفاده کننده63
3-2-3- نيروي انساني63
3-2-3- مجموعه کتابخانه عمومي63
3-2-4- ساير اطلاعات64
3-3- کتابخانه هاي عمومي ايران65
3-3-1- کتابخانه ي تخصصي65
3-4- کتابخانه هاي آموزشگاهي66
3-5- انواع ديگر کتابخانه ها در ايران67
3-6- انواع خدمات کتابخانه67
3-6-1- کتابخانه داراي دو فعاليت عمده است67
3-6-3- نگاهي به روابط عمومي و ارتباطات69
3-6-4- مديريت کتابخانه70
3-6-5- شناساندن کتابخانه71
3-6-6- شناخت کتابخانه هاي عمومي71
3-6-7- نشستها و همايش ها72
3-7- نمايشگاه کتاب72
3-7-1- قصه گويي و کتاب خواني72
3-7-2- معرفي کتاب73
3-7-3- سخنراني73
3-7-4-انواع مواد ديداري- شنيداري و رايانه اي در کتابخانه ها74
3-8- ساختار کتابخانه75
3-8-2- پيشرفت هاي تاريخي76
3-8-3- قرون هفدهم و هجدهم77
3-8-4- دوره جديد78
3-8-5- اصول طراحي فضاهاي داخلي کتابخانه79
3-8-6- استانداردهاي تجهيزات و وسايل فضاهاي کتابخانه81
3-8-7- وسايل ويژه فضاهاي مطالعه81
فصل چهارم: بسترطرح و مطالعات سايت
4-1- استان ايلام83
4-1- 1- بررسي موقعيت شهرستان ايلام83
4-1-2- وضعيت اقتصادي83
4-1-3- بررسي وضعيت اقليمي استان ايلام84
الف) آب و هواي منطقه84
ب) استان ايلام به طور کلي داراي سه منطقه آب و هوايي است85
ج) آب و هواي استان ايلام به طور كلي به دو نوع تقسيم مي شود86
د) پراكندگي بارش در استان ايلام86
ه) دماي هوا در استان ايلام87
و) ميزان بارندگي87
ز) روزهاي يخبندان88
س) بادها مسلط88
ش) رطوبت نسبي88
فصل پنجم: استانداردها وريز فضاها
5-1- مباني برنامه فيزيکي90
5-2- ضوابط و مقررات91
5-2-1- ضوابط و مقررات بالا دست91
5-2-2- ضوابط و مقررات کاربري فرهنگي91
5-2-3- مقررات محدوديت ارتفاع92
5-2-4- ضوابط و مقررات عمومي ساختمان92
الف) نورگيري فضاها92
ب) ضوابط زيرزمين92
ج) ضوابط پارکينگ93
د) ضوابط پلکان93
ه) ضوابط آسانسور94
و) ضوابط آتش نشاني94
ز) ضوابط و مقررات زلزله94
ح) ضوابط و مقررات خاص94
5-3- برنامه فيزيکي پروژه95
5-3-1- حوزه ها و بخش هاي کلي کتابخانه95
الف) کاربرد فضا95
ب) اجزاء فضا95
5-3-2- کتابخانه کودکان و نوجوانان95
5-3-3- کلاسهاي آموزشي98
5-4- جهت استقرار ساختمان ها102
5-4-1- جهت استقرار ساختمانها از نظر اقليمي102
5-4-2- تعيين جهت استقرار ساختمان در رابطه با نحوه تابش آفتاب102
5-4-3- تعيين جهت استقرار ساختمان در رابطه با وزش بادهاي سرد زمستاني103
5-4-4- نور و تابش خورشيد103
5-4-5- مصالح ساختماني103
5-4-6- جايگيري و ويژگي هاي ساختماني کتابخانه104ط
5-4-7- دلايل انتخاب سايت107
5-4-8- تحليل همسايگي ها108
5-4-9- تحليل دسترسي ها108
5-4-10- تحليل ديد و منظر108
فصل ششم: سير تکوين ايده وروند حجم
فصل هفتم: آلبوم نقشه ها وتصاوير مربوط
منابع130
چکيده
کتابخانه ها يکي از مراکز فرهنگي و اطلاع رساني در جوامع محسوب مي شوند و از اين ميان کتابخانه هاي عمومي با توجه به کثرت مراجعين و انواع ارائه خدمات، بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند. از اين رو بايد تلاش کنيم با توسعه کتابخانه ها در سطح شهر و افزايش آنها موجب آگاهي و ارتقاء سطح سواد جمعيت شهري و رشد علمي در سطح شهر باشيم. کتابخانه گردآورنده تلاش هاي فرهنگي، علمي و فني بشر و قلب نظام اطلاع رساني يک جامعه است. و با توجه به جايگاه محوري ارتباطات و اطلاع رساني در تمدن کنوني کتابخانه نهادي است که در عين حفظ ميراث ديروز نقشي فعال در شکل دادن به امروز و تغيير جامعه به سوي فرداي متعالي دارد. و به اين اعتبار کمتر نهادي را مي توان يافت که چنين پيوند اساسي با وضع حال و سرنوشت آينده نسبتاً دور يک ملت داشته باشد.
مقدمه
به نظر مي رسد چيزي که به عنوان وجه تمايز در اين پروژه مدنظر قرار خواهد گرفت توجه خاص به بحث جايگاه فرهنگ و اصولا فلسفه وجودي چنين فضاهايي است.
وجود کتابخانه هايي که جايگاه فرهنگي و اجتماعي خود را حفظ کرده اند، در کنار تکنولوژي جديد منطقي به نظر مي رسد. در اين مجموعه توازني بين مواد کاغذي منتخب، ارزشمند و پر مخاطب، در کنار منابع الکترونيکي جامع و قابل دسترس، شديدا مورد نياز است.
توجه به اين مسئله تقريبا تمامي تعاريف و روابط را در معماري اين پروژه تحت تاثير قرار خواهد داد و با تمريني جديد در واقع سعي خواهيم کرد جهت ماندگاري فضا لباس زمانه را بر تن موضوعي بپوشانيم که بي شک جايگاه عظيم و متعالي خويش را در جوامع انساني حفظ خواهد کرد.
شناسايي جايگاه و وظايف کتابخانه ها در جامعه امروز ما ميسر نمي شود مگر با شناخت و مقايسه گذشته، حال و آينده اي که فراروي ما است.وشناسايي قابليت هايي که ابزارهاي زمانه امروز در اختيار کتابخانه ها مي گذارند.و در نهايت ضمن شناسايي قابليت ها، محدوديت ها و خواسته هايي که موضوع پروژه در اختيار معماري مي گذارد، سعي در خلق فضايي داريم که به بهترين روش به اين مطالبات پاسخ دهد.
فصل اول:
تعاريف وکليات
1-1- ارتباط و کتابخانه
1-1-1- تعريف ارتباط
ارسطو فيلسوف بزرگ يوناني سايد اولين دانشمندي باشد که 2300 سال پيش نخستين بار در زمينه ارتباط سخن گفت. او در کتاب مطالعه معاني بيان که معمولا آن را مترادف ارتباط ميدانند، در تعريف ارتباط مي نويسد:
“ارتباط عبارت است از جستجو براي دست يافتن به کليه وسايل و امکانات موجود براي ترغيب و اقناع ديگران”
در فرهنگ وبستر communication عمل ارتباط برقرار کردن تعريف شده و در توضيح فارسي آن معادل هايي نظير رساندن، بخشيدن، انتقال دادن، آگاه کردن، مکالمه و مراوده استفاده شده است. در فرهنگ لغت در مورد لغت فوق اضافه شده که عمل برقرار کردن ارتباط مي تواند از طريق کلمات، حروف، پيام ها، مکاتبه ها و ديگر راهها انجام گيرد.
به دليل گسترده بودن دانش ارتباطات و از طرفي تغيير نگاه بشر يه مقوله ارتباط در زمان هاي متفاوت، تعريف مشخص و ثابتي از آن وجود ندارد و در هر رشته، متناسب با مباني شناختي مربوط به آن تعريف مي شود.
1-1-2- ارتباط و هوشيار سازي اجتماعي
با وجود برداشت هاي تازه مطالعات ارتباطي، آثار متعلق به ديدگاه قديمي اين مطالعات که ارتباط را به عنوان وسيله انتقال اطلاعات مورد نظر قرار مي دهد باقي مانده است. در مجموع گرايش عمومي ارتباط گران و کارگزاران اجتماعي، متخصصان آموزش، کارشناسان تبليغات بازرگاني و سياست گزاران و همچنين براي ارتباط جهشي و انگيزش فکري استوار است.
در کشورهاي جهان سوم اين برداشت ها از نتايج طبيعي ديدگاه غربي توسعه اجتماعي است که راه پيشرفت اين کشورها را در نوسازي اين آنها معرفي مي کند.
در دو دهه اخير، عده زيادي از دانشمندان و متخصصان ارتباطي کشورهاي غربي و جهان سوم به باز نگري نظريه ها و الگوهاي حاکم غربي در زمينه رشد اقتصادي و توسعه اجتماعي و نيز نقش ارتباطات در نوسازي کشورهاي عقب مانده پرداخته اند و جنبه هاي منفي آن را يادآوري کردند.
اصول پنج گانه پائولو فريره براي نظام جديد پيشنهاديش که وي آن را آموزش عمومي معرفي مي کند، عبارتند از:
* اعتقاد به توانايي افراد براي يادگيري، دگرگوني و رهايي از شرايط سرکوب کننده جهل و فقر و استثمار
* تماس مستقيم فراگيرندگان با واقعيت هاي خاص زندگي و مسائل مربوط به آن، تجزيه و تحليل فشارها و محدوديت هاي تحميل شده به آنان از سوي ساختار اجتماعي و ايدئولوژي رسمي بر اساس کنش هاي اجتماعي
* طرد تفاوت هاي موجود بين آموزش دهنده و آموزش گيرنده
* گفت و شنود آزاد
* مشارکت در کوشش هاي رهايي دهنده
تحت تاثير پژوهش هاي پائولو فريره و همچنين ايليچ( نويسنده معروف کتاب آموزش بدون مدرسه) عده ديگري از انديشمندان اتقادگر معاصر، بسياري از متخصصان ارتباط، به اين نتيجه رسيده اند که ارتباط را به عنوان فراگردي جدانشدني از ساير فراگردهاي اجتماعي و سياسي ضروري براي توسعه و استقلال ملي بايد مورد نظر قرار داد.
اين امر به توسعه فضاهاهي فرهنگي و کتابخانه ها و همچنين ترغيب مردم به کتابخواني همراه است
و تنها بدين شکل آموزش بدون مدرسه ممکن مي شود.
انديشمندان انتقادگر جهان سوم معتقدند که براي مقابله با عوارض تبعيض آميز شيوه هاي نوسازي غربي که فقط به قشرهاي مرفه اجتماعي توجه دارد و اکثريت افراد را در شرايط فقر و محروميت نگاه مي دارند، بايد سازماندهي وسيع اجتماعي را به ترتيبي که تمام قشرهاي محروم جامعه را در بر گيرد، گسترش داد و از اين طريق براي تسهيل اقدامات دسته جمعي توسعه بخشي، گروههاي قدرتمند پديد آورد.
1-1-3- کتابخانه و فرآيند ارتباط
کتابخانه و فرآيند ارتباط حاصل ضروريات واقعي تمدن امروزي بوده است که اينک خود به يک واحد ضروري بافت اجتماعي شده است.
فرايند ارتباط از سه بخش، منبع( در اين مرحله همه فعاليت هاي مرتبط با خلق اثر صورت مي گيرد) کانال ارتباطي( در اين مرحله فرايند انتقال پيام اتفاق مي افتد) و مقصد( دريافت کننده) تشکيل مي شود. اما جايگاه کتابخانه در فرايند ارتباط در کدام بخش معنا مي يابد؟ به يک معنا مي توانيم کتابخانه را منبع اطلاع بدانيم. بسياري از کساني که از کتابخانه ها استفاده مي کنند، کتابخانه را به همين معنا مي گيرند و گفته هاي اين افراد در موقع اشاره به کتابخانه ها گواه همين مطلب است.
يک کتابخانه بايد انبوه عظيمي منبع و کارمند داشته باشد تا اين منايع را سازمان بخشد و نبايد از ياد برد که همواره به عوامل بيرون از سازمان خود نظير صنعت نشر و وضعيت سياسي، اجتماعي حاکم بر جامعه( عناصر ايجاد کننده اصطکاک در فراين ارتباط) وابسته است.
کتابخانه مسئول ساختن، اضافه کردن و نگهداري از فهرست خويش است. فهرست کتابخانه اعم از اينکه به شکل برگه باشد يا به شکل پيوسته( کامپيوتري) معرف وجود کتابخانه است و نشان دهنده مايملک آن. امروزه اقدامات زيادي در زمينه بسط گسترش کتابخانه ها به عنوان منبع اطلاعاتي انجام شده است که نقش اين واحد ضروري اجتماعي را در جايگاه منبع اطلاعاتي در فرايند ارتباط افزايش مي دهد.
استفاده از ماهواره هاي اطلاعاتي به منظور اتصال منابع کتابخانه هاي جهان به يکديگر و امکان استفاده دانش پژوهان از منابع کاملتر از جمله اين تلاش ها است.
1-2- کتابخانه، نهادي اجتماعي
کتابخانه هميشه به عنوان نهادي پرورشي و گاه مذهبي و ديني در خدمت جوامع بشري بوده و سبب رشد و توسعه فرهنگ ها و ارزش ها گرديده است. بدين معنا که از از ابتداي شکل گيري اجتماع و بوجود آمدن خط و استفاده از رسانه هاي مختلف براي مکتوب کردن دانش و حافظه بشري، کتابخانه جزء لاينفک جوامع بشري محسوب مي شود. با توجه به ويژگي هاي نهاد، نهاد کتابخانه داراي اين ويژگي ها مي باشد:
نهاد کتابخانه براي برآوردن و رفع نيازهاي خاصي از جامعه بوجود آمده و اين نيازها در طول تاريخ و در جوامع مختلف متفاوت بوده است. گاهي اين نياز حفظ دانش و ميراث مکتوب بشري بوده است و در دوره اي ديگر دسترس پذيري و رفع نيازهاي اطلاعاتي. در
حال حاضر رفع نيازهاي متفاوت اطلاعاتي اعم از آموزشي، پرورشي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و … به عهده نهاد کتابخانه است.
نهاد کتابخانه در اجتماع چنان ارزش هايي دارد که به طور مثال استفاده از کتابخانه يا کار کردن در آن ارزش اجتماعي محسوب مي شود. در حال حاضر در اکثر جوامع استفاده از کتابخانه نوعي ارزش اجتماعي است. همانطور که ممکن است در اکثر جوامع اعتقادات ديني نيز ارزش اجتماعي محسوب مي گردد.
نهاد کتابخانه در طول تاريخ آنچنان پايدار بوده و هست که الگوهاي رفتاري و استفاده از آن به صورت بخشي از سنت و فرهنگ هر جامعه درآمده است. نهاد کتابخانه در طول زمان آنچنان جايگاه و گستردگي اجتماعي پيدا کرده است که هرگونه تغيير چشمگير کمي و کيفي در آن سبب تاثير در ديگر نهادها خواهد شد. بدين معنا که اگر نهاد کتابخانه بتواند به خوبي نقش خود را ايفا نمايد، نهاد خانواده و ارزش ها در جامعه اعتلاء و اتقاء خواهد يافت. عکس اين مطلب نيز صادق است.
آرمان اصلي نهاد کتابخانه خدمت به جامعه و رشد و اعتلاي آن است. چنين ارماني زا بخش عظيم و گسترده اي از اجتماع پذيرفته اند. ممکن است اعضاي جامعه خود در شکل گيري چنين اجتماعي نقشي نداشته باشند، ولي به طور سنتي و نهادينه شده چنين آرماني را پذيرفته اند.
1-3- کارکردها و مسئوليت هاي اجتماعي کتابخانه
هدف اصلي کتابداري و کتابخانه که خدمت به مردم و جامعه است، کارکردهاي اصلي آن را به عنوان نهادي اجتماعي ترسيم مي کند. در اين چارچوب کتابخانه مسئول غنا بخشيدن به زندگي اجتماعي از طريق فراهم کردن امکان دسترسي به دانش مضبوط در کتابخانه ها و ساير موارد است. ولي اگر بخواهيم به صورت عيني تر کارکردها و مسئوليت هاي اجتماعي کتابخانه را ترسيم کنيم، موارد زير را مي توان ذکر کرد:
* کمک به آموزش و پژوهش: اين امر مي تواند از طريق کتابخانه هاي آموزشگاهي و دانشگاهي و کتابخانه هاي تخصصي و پژوهشي صورت گيرد.
* کمک به توسعه اجتماعي، فرهنگي و علمي: کتابخانه هاي عمومي در اين مورد نقش اساسي تري ايفا مي کنند.
* تغيير و توسعه ارزش ها
* گسترش آزادي و حق دانستن در سطح جامعه
* ايجاد سرگرمي هاي سالم اجتماعي
* گسترش اخلاق در سطح جامعه
* گسترش عادت مطالعه
1-4- نقش کتابخانه در سواد آموزي
هنگامي که فردي خارج از نظام آموزش رسمي، خواندن، نوشتن و کار کردن با اعداد را ياد گرفت، به وي سوادآموزي يا نو آموزي مي گويند. بنابراين تمام کساني که از طريق آموزش هاي رسمي به تحصيل مي پردازند شامل اين گروه نمي شوند. سواد آموز اگر به حال خود رها شود و مطالب جذاب و مناسبي برايش ارائه نشود، ظرف مدت کوتاهي قدرت خواندن و نوشتن را از دست مي دهد. پس بايد از طرق مختلف مطالب خواندني ارائه شود. از آنجا که بيشتر سوادآموزان از گروه اجتماعي پايين و از روستاييان هستند لازم است تا کتابخانه ها در اين زمينه بيشتر فعاليت کنند زيرا سوادآموزان معمولاً از نظر زماني و مالي دچار تنگناهايي هستند.
در واقع کتابخانه هاي روستايي، عمومي و مساجد مي توانند با ارائه خدمات ويژه به اين گروه آنها را به طور دائم و مستمر از نظر خواندن و توسعه مهارت هاي مورد نياز ياري کنند. پس بايد با همکاري کارشناسان و موسسات سوادآموزي و کتابخانه هاي عمومي، روستايي و مساجد، مواد و منابع مورد نياز تهيه و به نحو مطلوبي در اختيار سوادآموزان گذاشته شود. هيأت امناي کتابخانه هاي عمومي کشور و مهاونت ترويج و مشارکت هاي مردمي وزارت جهاد سازندگي، نهضت سوادآموزي و آموزش و پرورش از جمله نهادها و موسساتي هستند که مي توانند با همکاري خود نقش مهمي در سوادآموزي و تداوم آن ايجاد کنند.
1-5- تعريف کتاب
تدابير گوناگون را که بشر طي قرون متمادي براي حل مشکلات خود انديشيده و بدانها توسل جسته است و يا اطلاعاتي را که از محيط خود کسب کرده و بر دانايي و آگاهي خويش افزوده است، جهت استفاده خود و ديگران به نحوي مثبت، ذخيره و بايگاني نمده است و به عنوان ارث به بازماندگان خود سپردهاست، کتاتب مي گويند.
1-5-1- پيدايش خط و چگونگي سير تحول آن
کتاب و کتابخانه پيوندي عميق با پيدايش خط دارد. بنابراين بريا بررسي تاريخ اين دو عنصر اساسي در تمدن بشري لازم است ابتدا به چگونگي پيدايش خط و سير تحول آن بپردازيم. در واقع تاريخ تمدن بشر هنگامي شروع شد که انسان توانست آنچه را در ذهن و حافظه خود حفظ کرده بود از طريق نشانه هاي مادي محسوس و مضبوط به ديگران انتقال دهد. براي بررسي سير تاريخي و تکاملي خط لازم است تعريفي از آن ارائه شود. زيرا مفهوم خط طي ادوار مختلف در قرن حاضر دچار تحول و دگرديسي هاي فراواني شده است. يک تعريف ساده و روان از خط عبارت است از:”ثبت گفتار به شکل دائمي يا نيمه دائمي.”
بايد تعريفي را مدنظر قرار داد که با درک عمومي از نوشتار و خط منطبق بوده و با اهداف مورد نظر ما يعني بررسي تاريخي خط که ارتباط منطقي با تاريخ کتاب و کتابخانه دارد هماهنگ باشد. در اين زمينه دو تعريف زير را مد نظر قرار مي دهيم:
الف) خط عبارت است از توالي منظمي از نمادهاي مکتوب که از آن ها ميتوان به جان کلام يک پيام گفتاري پي برد.
ب)خط عبارت است از توالي منظمي از نمادهايي که تعبير و ترجمه لفظ به لفظ يک پيام گفتاري را ارائه مي کنند.
در مجموع سير تکاملي خط و ارائه انديشه و گفتار به صورت مکتوب و مضبوط را ميتوان به اين شرح بيان کرد.
تصوير نگاري
انديشه نگاري
واژه نگاري
آوانگاري: هجانگاري و خط الفبايي
مرحله اول يعني تصوير نگاري يا بيان هر فکر به وسيله تصوير، حدود 5000 سال قبل از ميلاد مسيح، نوعي نوشتار از نوع “تصوير نگاري” رايج بوده است. بعد از عصر تصويرنگاري”مرحله انديشه نگاري” فرارسيده است. در اين مرحله افکار به کمک تصاوير بيان مي شد. اما هر تصوير لزوماً مبين مفهوم انحصاري آن تصوير نبود، بلکه مفهوم ديگري را نيز مي رساند. مثلاً تصوير خورشيد علاوه بر خورشيد، مبين نور، روشنايي و روز نيز بود. بعد از اين، مرحله واژه نگاري بوجود آمد. در اين روش هر واژه با نشانه هاي معين نوشته مي شد که ممکن تصويريک شيء يا يک علامت قراردادي باشد. در پي واژه نگاري”دوره آوانگاري” رسيد. در آوانگاري، هر تصوير نمودار صدايي معين بود. آخرين مرحله تکامل خط هجانويسي بود. در هجانويسي هر هجا، نشانه هاي معين داشت مانند خط ميخي. سپس مرحله الفبايي رسيد که در آن هجاها نيز به نوبه خود تجزيه شده و هر صوتي با نشانه اي مشخص مي شد. انسان عصر حاضر از اين خط بهره مي گيرد.
1-5-2- تاريخ پيدايش خط
هيچ کس نمي داند انسان ها از چه زماني قدرت تکلم و صحبت کردن پيدا کردند اما فرض کلي بر اين است که زبان شفاهي دست کم پيشينه اي 100هزار ساله دارد. اما برعکس گفتار و تکلم، خط سابقه چندان طولاني ندارد، در واقع دستيابي به خط ناشي از تکامل زيستي انسان ها نبود بلکه ناشي از تغيير و تکامل فرهنگي بود. خط بدون شک مهمترين اختراع در تاريخ بشر است. با اختراع خط اولين”انفجار دانش” در سطح جهان و در مناطقي مانند مصر، شرق نزديک، هند و يونان به وقوع پيوست.
اولين مصنوع دست بشر که ميتوان او را خط به حساب آورد عبارت است از نقش هايي که بر روي ديواره هاي غارهاي شمال اسپانيا و فرانسه در حدود 20 هزار سال پيش کنده کاري شده است و در حال حاضر نيز وجود دارد. اين نقش ها به طور عمده ارتباط با جانوران است و گاهي تصاوير و نقش هايي از انسان ها نيز در آنها ديده مي شود. اما اولين مصنوعي که به طور دقيق مي توان آن را به حساب آورد حدود 5500 سال پيش در ناحيه مزوپتاميا يافت شده است. اما چرا خط تا اين حد دير اختراع شد؟
شايد دليل اصلي آن تغييرات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي باشد. بدين معنا که انسان بايد به مرحله اي مي رسيد که بعد از رفع حوايج اوليه مادي خود فرصت کافي براي تفکر داشته باشد. در واقع اولين تمدني که در اثر وفور محصولات کشاورزي تا حدودي فرصت بيشتري در اختيار انسان قرار داد، زمينه اختراع خط را ايجاد کرد. اين منطقه و تمدن مستقر در آن بين النهرين بود که به دليل وفغور محصولات کشاورزي بستر تمدن هاي بزرگ و اختراع خط گرديد.
1-5-3- ابزاها و وسايل ضبط و انتقال دانش
پس از بوجود آمدن خط بشر به رسانه ها يا محمل هاي فيزيکي نياز داشت تا بتواند از طريق خط دانش و تجربيات خود را بر روي آنها ثبت و ضبط کند. به همين دليل ليزر و وسايل فيزيکي متفاوتي را مورد آزمون قرار داد و طي گذشت قرن ها توانست با تکامل و بهبود رسانه ها و ابزارهاي فيزيکي بهترين مواد و ابزار را براي ضبط دانش و انتقال آن به ديگران اختراع نمايد. اين روند تکاملي هنوز نيز ادامه دارد، بدين معنا که بشر هنوز هم به دنبال يافتن وسايل و ابزارهايي است که با حداقل مواد خام بتواند به سادگي اطلاعات و دانش را روي آنها ذخيره و بازيابي کند. براي بررسي اين روند تکاملي لازم است تا ابزارها و وسايل ذخيره و بازيابي دانش در دو دوره مختلف بررسي شود.
1-6- ابزارها و وسايل ضبط و انتقال دانش تا قبل از اختراع چاپ
در اين دورهاز 3600 سال قبل از ميلاد مسيح تا قرن پانزدهم ميلادي ادامه دارد، بشر از مواد متفاوتي براي ضبط دانش استفاده کرده است. در اين روند تکاملي عواملي مانند دوام، فراواني، در دسترس بودن، نرمي، سبکي و کم حجم بودن آن مد نظر بود. در اين دورهاط ماده سختي چون سنگ به نام نرم، انعطاف پذير و سبک يعني کاغذ مي رسيم که نقش عمده اي در اشعه دانش دارد. به هر حال سير تکاملي و تاريخي ابزارها و وسايل ضبط دانش يا به تعبيري کتاب به اين شرح است:
* سنگ نبشته
* لوح فلزي
* لوح گلين
* لوح چوبين
* طومار پاپيروس
* طومار چربين
* کتاب پوستي يا کدکس
* کتاب کاغذي
1-6-1- سنگ نبشه
سنگ اولين ماده اي است که بشر براي ضبط نوشته هاي خود بکار مي برد. در دوره ما قبل تاريخ نيز بشر از اين جسم سخت فيزيکي براي ضبط افکار و تجارب خود استفاده کرده بود که بارزترين آنها غارنگاريهايي است که در عصر پارينه سنگي بر روي صخره هاي داخل غار حکاکي شده است اما در دوران باستان بشر براي جاويدان کردن نوشتهاي مهم از سنگ و اجسام سخت نوک تيز استفاده مي کرد در بيشتر مناطق دنيا از يونان تا چين و از هند تا مکزيک سنگ نبشته هاي فراواني از عهد باستان به دست آمده است. در ايران باستان حکاکي بر صخره ها و ديواره هاي سنگي کوهها معمول بود.
مزيت بزرگ سنگ نبشته مقاومت آن در برابر عوامل طبيعي و غير طبيعي بود. اما اين رسانه فيزيکي بسيار سنگين و حمل و نقل آن گاه غير ممکن و کنده کاري روي آن بسيار سخت بود. ولي به دليل فراواني و در دسترس بودن و مقاومت و دوام بي نظيرش بشر از آن براي ضبط دانش خود استفاده رد. استوانه معروف کورش درباره فتح بابل و سنگ نبشته بيستون که به خط ميخي نوشته شده است از سنگ نبشتهاي معروف ايران هستند. سنگ نبشته بيستون به سه زبان فارسي قديمي، ايلامي واکدي بر کوه بيستون در استان کرمانشاه حک شده است.
1-6-2- لوح فلزي
سنگ نبشه معايب و کاستي هايي داشت که عمده ترين آنها سنگيني و سختي بود. به همين دليل بشر از رسانه اي ديگر براي ضبط نوشته هاي خود استفاده کرد که سبک تر، نرم تر و حمل و نقل آن آسان تر بود. اين رسانه جديد فلزي بود. اولين فلزاتي که از آنها براي ضبط نوشته ها استفاده شد عبارت بودند از مس، مفرغ، نقره و طلا. مطالب مهم و ارزنده را بر روي الواج زريني که از ايران باستان باقي مانده نمونه هاي بارزي از اين رسانه هاست. معروفترين اين الواح زرين به نام داريوش دوم در موزه ايران باستان نگهداري مي شود.
1-6-3- لوح گلين
در عهد باستان ساکنان بين النهرين يا سرزمين زافدين از حدود سه هزار سال پيش از ميلاد مسيح از لوح گلين براي ضبط نوشته هاي خود که به خط ميخي بود استفاده مي کردند. سومريان، بابليان و آشوريان بزرگترين تمدن هايي بودند که در اين سرزمين شکل گرفتند و از الواح گلي براي ضبط نوشته اي خود استفاده کردند. آنها گل را از سواحل دجله و فرات جمع آوري مي کردند و پس از تصويه آن از مواد سخت و ديگر مواد زائد در قالب هايي به طول 6 الي 30سانتي متر ريخته و تا هنگاميکه نرم بود با جسمي نوک تيز از فلز، عاج يا چوب بر آن مي نوشتند. پس اط نوشتن لوح گلي را در آفتاب قرار داده و يا در کوره مي پختند تا سخت شود. اگر نوشته خيلي کوتاه بود آن را بر روي يک لوح مي نوشتند اما براي مطالب بلندتر چند لوح بکار مي رفت. شماره ها يا علايمي که در انتهاي لوح حک مي شد الواح را به يکديگر ارتباط مي داد.
1-6-4- لوح چوبين
از ديگر رسانه هايي که بشر براي ثبت و ضبط نوشتار استفاده کرد چوب، برگ، شاخه و تنه درختان بود. لوح چوبين عبارت بود از صفحه اي چوبين که سطح آن را موم اندود کرده و با فلم روي آن مي نوشتند. اين قلم ها که از فلز يا عاج يا حتي استخوان بود در يک طرف نازک و در يک طرف پهن بود، از طرف نازک و نوک تيز باري نوشتن يا حک کردن و از طرف پهن براي صاف کردن سطح موم و نوشتن مجدد استفاده مي شد. لوح چوبين چوشيده از موم و بيشتر مصريها و بابليها و روميان و يونانيها بکار مي بردند و گاهي به حاي چوب از يک صفحه عجي استفاده مي شد. روميان بار استفاده از لوح هاي چوبي، ابتدايي ترين شکل امروزي کتاب را بوجود آوردند. بدين معنا که دو لوح چوبي با پوشش موم را بوسيله لولا به هم وصل مي کردند و به آن لوح دوپاره مي گفتند. اگر اين رسانه از سه لوح تشکيل مي شد به آن لوح سه چاره مي گفتند. روميان همچنين از الواح چوبي يا عاجي کوچکي که در جيب جا مي شد استفاده مي کردند که در واقع نوعي کتاب جيبي محسوب و به سادگي حمل مي شد.
1-6-5- طومار پاپيروس
پاپيروس نام گياهي مردابي و باتلاقي است که در آبهاي راکد مي رويد و رشد مي کند. نام علمي اين گياه “سيپروس پاپيروس” است و در عهد باستان در دوره و دلتاي رود نيل و فرات و سوريه مي رويد. اين گياه در حال حاضر در جزاير سيسيل مي رويد و در خلال جنگ هاي مسلمانان با اروپاييان به سيسيل منتقل شده است. اين گچياه ساقه اي سه گوش دارد و ممکن است ضخامت آن به اندازه مچ دست انسان باشد و ارتفاعش تا سه متر برسد. در عهد باستان و بعد از ميلاد مسيح از اين گياه براي ساخت طناب، کرجيهاي سبک و حتي کفش استفاده مي شد. در عهد مصر باستان و دوران فراعنه توليد و ساخت طومار يا کاغذ پاپيروس در انحصار معابد و فراعنه بود. پاپيروس اصلي ترين ماده نوشتن تا عهد امپراتوري روم محسوب مي شد؛ اما از قرن سوم ميلادي به دليل استفاده از پوست حيوانات براي نوشتن اين ماده به تدريج ارز ش خود را از دست داد. به هر حال سبب قداست و ارزشي که براي اين ماده با رسانه قائل بودند تا قرن يازدهم ميلادي بعضي از پادشاهان و پاپها براي صدور فرمان ها و فتوا از آن استفاده مي کردند.
1-6-6- طومار چربين
استفاده از پوست حيوانات، بويژه حيوانات اهلي، مثل بز، گوسفند و گاو براي نوشتن و ضبط از قرن دوم ميلاد مسيح شروع شد. در اين زمان فائومنس دوم در شهر پرکاموم واقع در آسياي صغير کنوني کتابخانه بزرگي تأسيس کرد که عمده ترين رسانه هاي موجود در آن طومارهاي چرمي بود. در واقع با تحريم صدور پاپيروس از طرف مصريان فائومنس دوم استفاده از پوست حيوانات را براي نوشتن مد نظر قرار داد.
چرم آن جانوران که براي نوشتن به کار مي رفت”پارشمن” يا “ولوم” ناميده مي شد. منشا پارشمن از شهر پرکاموم است که براي اولين بار در آن از اين رسانه براي نوشتن استفاده شده است. ولوم عمدتاً از پوست گاو يا گوساله که سنگين و با دوام تر از پارشمن بود تهيه مي شد.
1-6-7- کتاب پوستي
کتاب پوستي يا کدکس شکل اوليه کتاب به مفهوم امروزي آن است. در واقع با به کارگيري پارشمن و ولوم شکل فيزيکي کتاب که تا اين زمان به صورت طومار بود دچار دگرگوني شد بدين معنا که تکه ها و ورق هاي چارشمن و ولم را به صورت يکنواخت و يک اندازه مي بريدند و به يکديگر مي دوختند و معمولاً با چوب جلد مي کردند. کدکس مشتق از واژه لاتيني است که معناي آن تنه يا شاخه درخت پوست کنده است. کتاب پوستي به دليل محاسني که داشت بر طومار غلبه کرد و اين نوع کتاب را از صفحه کتابت و انتشار علم خارج کرد.
1-6-8- کتاب کاغذي
يکي از بهترين رسانه هايي که انسان توانست براي ثبت و ضبط دانش خود استفاده کند کاغذ بوده و است. اين رسانه به دليل قابليت ها و ويژگي هاي خاص آن از قرن دوم ميلادي تاکنون نقش تعيين کننده اي در کتاب و کتابت داشته است و يک ياز عناصر فيزيکي مهم براي اشاعه دانش در سطح جهان محسوب مي شود.
کاغذ نسبت به ديگر رسانه هاي قبل از خود فراوان تر بود. به همين دليل مهمترين عنصر کتابت از انحصار درباريان، روحانيون و طبقات برگزيده و در اختيار همگان قرار گرفت. اين مسئله سبب شد که کتاب نيز فراوان تر و ارزان تر گردد. بدين ترتيب اشاعه فرهنگ و دانش تسهيل و در مجموع سبب رشد و ارتقاي انسانيت و تمدن بشري شد. در حال حاضر يهني آغاز قرن بيست و يکم ميلادي يا هزاره سوم ميلادي و با وجود ردش چشمگير رسانه هاي الکترونيکي هنوز هم کاغذ مهمترين ماده نوشتاري و اشاعه اطلاعات در سطح جهان است و به نظر نمي رسد که اين رسانه در آينده نزديک اهميت 1800 ساله خود را از دست بدهد. پس از ورود کاغذ در ايران به ويژه در سمرقند و خراسان بزرگ، انواع و اقسام کاغذ توليد مي شد که مهمترين آنها عبارتند از:
کاغذ فرعوني- کاغذ جعفري- کاغذ طاهري – کاغذ طلحي- کاغذ سلطاني – کاغذ خطاطي يا ختايي – کاغذ خراساني – کاغذ خونجي – کاغذ جيهاني.
1-7- تعريف کتابداري
از ابتداي شکل گيري کتابخانه ها اعم از کتابخانه هاي الواح گلي و طومارهاي پاپيروس و کتاب هاي پوستي و سپس کتابخانه هاي مجموعه هاي نسخ خطي و چاپي و تا اواخر قرن نوزدهم کتابدار حافظ و نگهبان کتاب ها محسوب مي شد. هرچند از ابتدا غالب افراد با نفوذ و صاحب منصب در اين کتابخانه ها مشغول به کار بودند، هيچ گاه به آن بعنوان مثل يک حرفه يا علم طبابت و کيمياگري توجه نمي شد اما از اواخر قرن نوزدهم اوايل قرن بيستم با توجه به گسترش آموزش و حرکت هاي اجتماعاي در زمينه هاي مختلف، کتابخانه و کتابداري نيز دچار تحول گشت و به تديج راه خود را به منزله يک علم هموار کرد و جايگاه واقعي خود را پيدا کرد.
به هر حال با اغماض از بحث ها و جدالهايي که بر سر علم يا فن و هنر بودن اين رشته وجود دارد و با توجه به اين واقعيت که رشته کتابداري يکي از رشته هاي علوم اجتماعي است که در دانشگاه ها، دانشکده ها و مدارس عالي معتبر در سطح جهان تدريس مي شود ميتوان اين تعريف را ارائه کرد: کتابداري دانشي است که کارکردهاي ويژه گردآوري، سازماندهي و اشاعه دانش را با اعمال روش هاي مديريت بر عهده دارد.
در حوزه کتابداري عنوان آن هرچه باشد يک فرض و اساس مطرح است و آن اينکه کتابدار، اطلاع رسان، مهندس دانش و ناوبر دانش فردي است که بايد توانايي ها و مهارت هاي سازماندهي و اشاعه دانش را داشته باشد. کسب چنين مهارت ها و توانايي هايي نيازمند آموزش هاي نظام مند و کسب تجارت علمي و نظري است. ذکر اين نکته ضروري است که به دليل تغييرات اساسي در وظيفه ها و عملکدها و حتي فلسفه کتابداري و کتابخانه ها اين علم در حال حاضر ماهيتي چند رشته اي يا بهتر است بگوييم ماهيت ميان رشته اي پيدا کرده است. بدين معنا که علم کتابداري يا اطلاع رساني بتواند به وظايف خود به خوبي عمل کند و بتواند دانش بشري را به صورتي مطلوب سازماندهي و اشاعه کند، لازم است تا از علومي همچون رايانه، آمار و رياضيات، جامعه شناسي، روانشناسي و ارتباطات بهره گيرد. چنانچه گروه ها با آموزش کتابداري خود را با چنين علومي هماهنگ نسازند؛ يعني در حوزه هاي مورد نظر توانايي هاي لازم را کسب نکنند و يا نظريه ها و فلسفه جديدي براي اين حوزه تهيه نکنند، ظرف دهه هاي آينده کتابداري به عنوان گرايشي از رشته اي علوم رايانه يا علوم ارتباطات و يا عناوني غير از کتابداري ارائه خواهد شد.
1-7-1- فلسفه کتابداري
انسان براي شناخت پديديه ها و دستيابي به حقايق نيازمند سازماندهي و برقراري ارتباط بين معلومات و اطلاعات خويش است. اين فرايند در دو قالب “علم” و “فلسفه” صورت مي گيرد. اولين قالب يعني علم، در صدد تحليل و خردسازي و نشان دهنده اجزاي يک دانش است. ولي فلسفه تفسير و ترکيبي به دست مي دهد و کل پديده يا دانش را بررسي مي کند. بدين معنا که علم کل پديده را به اجزاي آن تقسيم کرده و به جنبه ها و روابط فعلي آن مي پردازد. ولي فلسفه کل موجود و هويت پديده را مورد نظر و پرسش و مورد بررسي قرار مي دهد. به زبان ساده علم به چپونگي ها مي پردازد و فلسفه به چرايي ها. علم و فلسفه هر رشته و دانشي در طول يکديگرند نه در عرض هم.بنابراين براي دستيابي به فلسفه اي براي کتابداري بايد به چرايي هاي اين رشته پرداخت. پس در علم کتابداري واقعيتي به نام کتابداري بررسي و اجزاء و کارکردهاي آن مشخص مي شود اما در فلسفه کتابداري خود کتابداري بعنوان يک واقعيت مورد قبول مورد مطالعه و کاوش قرار مي گيرد. يعني نحوه توليد و رشد، ابزارها و روش هاي تحقيق، نظريه ها و اصول کتابداري بررسي مي وشد. سوالاتي که در فلسفه کتابداري مطرح مي شود: آيا کتابداري يک علم تجربي است يا نظري؟ آيا از روش هاي اصولي براي پژوهش در اين علم استفاه مي شود؟ مباني و اصول نظري کتابداري کدامند؟
با بررسي متون کتابداري و مراجعه به آراء و نظريه ها، نظريه پردازان مشخص مي شود که تاکنون فلسفه اي مدون و جامع براي کتابداري تهيه نشده است به همين دليل حتي در مقاطع بالا درسي بعنوان فلسفه کتابداري ارائه نمي شود. اما شايد بتوان بر اساس اهداف کلي کتابداري فلسفه اي براي آن در نظر گرفت. بدين معنا که اعلام کرد مهمترين فلسفه کتابداري”خدمت به جامعه و انسان است” که رانگاناتان از آن بعنوان اصلي ترين فلسفه کتابداري ياد ميکند.
از جنبه فيزيکي، کتابداري با استفاه از آخرين فن آور ها و پيشرفته ترين رسانه هاي اطلاعاتي مي تواند با دقت و سرعت مطلوب اطلاعات مورد نظر را ارائه کند. از جنبه محتوايي، کتابداري با بررسي کل دانش و تقسيم بندي آن به حوزه هاي مختلف و در واقع رده بندي و سازماندهي محتواي منابع، اطلاعات مورد نياز را دسترس پذير تر مي نامايد. از نظر زمينه جامعه، کتابداري مي تواند با بهره گيري از حوزه هايي وابسته مثل جامعه شناسي، روان شناسي و نيازهاي جامعه مورد نظر را تعيين و بر اساس آن خدمات مطلوب خود ارائه کند.
رانگاناتان کتابدار فيلسوف و رياضيدان بزرگ هندي در ارتباط با فلسفه ارائه خدمت به مردم و جامعه”پنج قانون علم کتابداري” را تدوين کرده است که مي تواند به عناون مباني فلسفه عملي کتابداري مد نظر قرار گيرد:
* کتاب براي استفاه است.
* هر خواننده اي کتابش.
* هر کتابي خواننده اش.
* وقت خواننده را هدر ندهيد.
* کتابخانه اندام واره اي زنده و پويا است.
1-8- تاريخچه کتابخانه
1-8-1- کتابخانه هاي مصريان
تمدان باستاني مصريان همزمان با تمدن هاي سومريان، بابليها و آشوريان در انتهاي بخش ديگر هلال حاصلخيز شکوفا شد. اما مصريان از نظر شکل کتاب و مواد نوشتني با آنها تفاوت بسياري دارند.
ماده نوشتني آنها پاپيروس بود و از قلم موي مانندي با استفاده از جوهرهاي مشکي و قرمز به منزله ابزارهاي نگارش استفاده مي کردند. مصر باشتان کتابخانه هاي بيشماري از نوع کتابخانه هاي شخصي، معبدي و بايگاني دولتي داشت. طومارهاي پاپيروسي معمولا در خم هاي گلي يا استوانه اي فلزي داراي نشانه هاي شناسايي نگهداري و عموما در رف ها گذاشته مي شدند. مي گويند در 2500 سال پيش از ميلاد کتابخانه بزرگي در گيزه يا غزه وجود داشته و تاسيس کتابخانه اي در تبز يا “تب” به سال 1250 پيش از ميلاد را به رامسس دوم نسبت داده اند.
به يقين کتابخانه ديگري در معبد معروف الهه “ازايدا” و جزيره قايلي وجود داشته است. در آن لوحي کشف شده که بر آن چنين نوشته اند: اين سالن کتابهاي بانو مکرم سيشات، الهه تاريخ است که اسناد اسناد زندگي بخش ازيدا در آن حفظ مي شود. در سالني که اين لوح در آن قرار داشت قفسه هايي در داخل ديوارها کشف شده کهم شخصا براي حفظ طومارهاي پاپيروسي استفاده مي شده است. درواقع اين کهن ترين نمايه اي است که در مصر يافت شده است و تاريخ آن به نيمه دوم قرن سوم پيش از ميلاد باز ميگردد.
1-8-2- کتابخانه هاي يونان
وجه مشخصه دوره فرهنگي يونان،



قیمت: تومان


پاسخ دهید