تحصيلات تکميلي
پايان نامه کارشناسي ارشد رشته مديريت دولتي گرايش منابع انساني
عنوان:
نقش سرمايه هاي فکري در تسهيل مديريت دانش در سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان
استاد راهنما:
جناب آقاي دكتر باقر کرد
استاد مشاور:
جناب آقاي دکتر حبيب الله سالارزهي

تحقيق و نگارش:
ناهيد تيره عيدوزهي
مهر ماه 1392
بسمه تعالي
اين پايان نامه با عنوان بررسي نقش سرمايه هاي فکري در تسهيل مديريت دانش در سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان قسمتي از برنامه آموزشي دوره كارشناسي ارشد رشته علوم تربيتي توسط دانشجو ناهيد تيره عيدوزهي تحت راهنمايي استاد پايان نامه دکتر باقر کرد تهيه شده است. استفاده از مطالب آن به منظور اهداف آموزشي با ذكر مرجع و اطلاع كتبي به حوزه تحصيلات تكميلي دانشگاه سيستان و بلوچستان مجاز مي باشد.
ناهيد تيره عيدوزهي

اين پايان نامه 6 واحد درسي شناخته مي شود و در تاريخ 15/07/92 توسط هيئت داوران بررسي و درجه بسيار خوب (85/18) به آن تعلق گرفت.

تعهدنامه اصالت اثر
اينجانب ناهيد تيره عيدوزهي تأييد مي كنم كه مطالب مندرج در اين پايان نامه حاصل كار پژوهشي اينجانب است و به دستاوردهاي پژوهشي ديگران كه در اين نوشته از آن استفاده شده است مطابق مقررات ارجاع گرديده است. اين پايان نامه پيش از اين براي احراز هيچ مدرك هم سطح يا بالاتر ارائه نشده است.
كليه حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق به دانشگاه سيستان و بلوچستان مي باشد.

سپاسگزاري
شکر و سپاس خداي را، که ما را از هيچ آفريد، قلم در دست ما گذاشت و زبان بر نهاد ما شايسته است که ما هم با همين خامه شکر نعمتهاي بي شمار وي را بجاي آوريم.
در اينجا بدينوسيله از استاد راهنماي ارجمندم، جناب آقاي دکتر باقر کرد براي راهنمايي هاي ارزشمندشان در تمام مراحل اين تحقيق کمال تشکر و امتنان را دارم. همچنين از استاد مشاور جناب آقاي دکتر حبيب ا… سالارزهي کمال تشکر و امتنان را دارم.
از ايزد يکتا بهروزي و نيک انجامي و موفقيت روز افزون را براي کليه اساتيد بزرگوار، مخصوصا استاد ارجمند جناب آقاي دکتر محمد قاسمي و جناب آقاي دکتر بهمن کرد که داوري اين پايان نامه را به عهده گرفتند آرزومندم.
تقديم به
به پدر مهربانم؛
که مرا علم، بردباري و درس زندگي آموخت.
به مادر عزيزم؛
سنگ صبوري که الفباي زندگي را به من آموخت و با عشق به مدرسه بدرقه ام نمود و هميشه چشم به راهم بود.
به همسر عزيزم؛
براي حمايت هاي بي دريغ و همراهي صادقانه و خردمندانه اش.
و به فرزندان دلبندم: سونيا و ناديا، که وجودشان مايه خير و پويايي زندگي ام است.
به هر پنج فرشته الهي که دعاي خيرشان بهترين پشتيبانم بود.
چكيده
هدف تحقيق حاضر بررسي نقش سرمايه هاي فکري در تسهيل مديريت دانش در سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان مي باشد.جامعه آماري شامل کليه مديران و کارشناسان سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان 280 نفر مي باشند که روش نمونه گيري تصادفي-طبقه اي مي باشد.براي برآورد حجم نمونه از جدول کرجسي-مورگان استفاده گرديد که براي جامعه آماري 280 نفر 152 نفر قيد گرديده است. همچنين ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته 24 سئوال 5 گزينه اي طيف ليکرت مي باشد که روايي آن از نوع محتوايي و پايايي آن با استفاده از ضريب آلفاي کرونباخ 83/0 برآورد گرديد.جهت تجزيه و تحليل اطلاعات از آزمون t تك نمونه استفاده شد كه يافته ها حاکي از آن بود که سرمايه فکري و سرمايه سازماني و سرمايه انساني در تسهيل مديريت دانش در سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان در حد نسبتاً زيادي نقش داشته است.
کلمات کليدي: سرمايه فکري، سرمايه انساني، سرمايه سازماني، مديريت دانش، سازمان فني و حرفه اي.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول1
1-1-مقدمه2
1-2-تعريف موضوع (بيان مسئله)4
1-3-اهميت و ضرورت انجام تحقيق:6
1-4-اهداف تحقيق7
1-4-1- اهداف اصلي7
1-4-2- اهداف فرعي پژوهش:7
1-5-سوالات تحقيق7
1-6-قلمرو تحقيق8
1-6-1-قلمرو موضوعي تحقيق:8
1-6-2-قلمرو زماني تحقيق:8
1-6-3-قلمرو مکاني:8
1-7-جامعه آماري و روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه8
1-8-ابزارهاي گردآوري داده ها8
1-9-تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي طرح سرمايه فکري9
1-9-1-تعريف نظري:9
1-9-2- تعريف عملياتي:9
فصل دوم10
مقدمه11
2-1-بخش اول: پيشينه تحقيق13
2-1-1-پيشينه خارجي تحقيق13
2-1-2-پيشينه داخلي تحقيق14
2-2-بخش دوم: مديريت دانش15
2-2-1. تاريخچه مديريت دانش18
2-2-2. تعريف مديريت دانش20
2-2-3. اصول مديريت دانش24
2-2-4-اهميت و مزاياي مديريت دانش25
2-2-5-اهداف مديريت دانش26
2-2-6-رويکردهاي مديريت دانش27
2-2-7-اجزا و عناصر مديريت دانش29
2-2-8-چارچوب نظري مديريت دانش29
2-2-8-1- مديريت دانش از منظر مديريت استراتژيک29
2-2-8-2-مديريت دانش از منظر سيستم هاي اطلاعاتي30
2-2-8-3-مديريت دانش از منظر رفتار سازماني33
2-2-8-4-مديريت دانش از منظر مديريت توليد33
2-3- بخش سوم : سرمايه فکري35
2-3-1-مفهوم سرمايه فکري36
2-3-2-مفهوم سازي هاي سرمايه فکري37
2-3-3-سرمايه انساني38
2-3-4-سرمايه ساختاري40
2-3-5-سرمايه مشتري/ رابطه اي43
2-3-6-سرمايه فکري و عملکرد کسب و کار45
2-3-7-اندازه گيري و گزارش دهي سرمايه فکري46
2-3-7-1-حسابداري منابع انساني47
2-3-7-2-ارزش افزوده اقتصادي48
2-3-7-3- کارت امتيازدهي متوازن49
2-3-7-4- سرمايه فکري- اسکانديانويگيتور49
2-3-8-فرق بين سرمايه فکري با مديريت دانش و مديريت نامشهودها:52
2-3-8-1- فرق مديريت دارايي هاي نامشهود و مديريت دانش53
2-3-8-2-تمايز مديريت دانش و مديريت سرمايه هاي فکري53
2-3-8-3-ارتباط ميان سرمايه هاي فکري و مديريت دانش54
2-3-9-مدل مفهومي و تحليلي تحقيق56
2-3-10-خلاصه و نتيجه گيري58
فصل سوم59
روش شناسي تحقيق59
3-1 روش تحقيق60
3-2 جامعه آماري و حجم نمونه60
3-3 ابزار گردآوري اطلاعات60
3-4 روايي و پايايي پرسشنامه60
3-4-1 تعيين روايي (اعتبار) پرسشنامه60
3-4-2 تعيين پايايي پرسشنامه61
3-5 روش تجزيه و تحليل اطلاعات61
3-6 خلاصه فصل سوم61
فصل چهارم62
تجزيه و تحليل يافته ها62
4-1. مقدمه63
4-2- تجزيه و تحليل يافتهها63
فصل پنجم68
5-1 مقدمه68
5-2 مرور موضوع تحقيق68
5-3 يافته هاي تحقيق در انطباق با نتايج به دست آمده از تحقيقات پيشين68
5-4 خلاصه يافته هاي تحقيق69
5-5 پيشنهادات کاربردي مرتبط با يافته هاي تحقيق69
5-6 پيشنهادات جهت محققين آينده70
5-7 مشکلات و تنگناهاي تحقيق70
منابع:71
فهرست جداول
عنوان جدولصفحه
جدول2- 1: گاهشمار مديريت دانش20
جدول2- 2: سير تکاملي سرمايه فکري 35
جدول2- 3: مقايسه مفهوم سازي هاي سرمايه فکري.38
جدول2- 4: شاخص هاي سرمايه انساني39
جدول2- 5: شاخص هاي سرمايه ساختاري42
جدول2- 6: شاخص هاي سرمايه مشتري44
جدول2- 7: مقايسه مدلهاي اندازه گيري سرمايه فکري.51
جدول4- 1: جدول فراواني جنسيت پاسخ دهندگان63
جدول4- 2: جدول فراواني تاهل پاسخ دهندگان63
جدول4- 3: جدول فراواني تحصيلات پاسخ دهندگان64
جدول4- 4: جدول فراواني سابقه خدمت پاسخ دهندگان64
جدول4- 5: جدول فراواني سمت سازماني پاسخ دهندگان65
جدول4- 6: نتايج آزمونT تک نمونه در ارتباط ميزان استقرار مديريت دانش فرايندگرا65
جدول4- 7: نتايج آزمونT تک نمونه در ارتباط ميزان استقرار مديريت دانش فرايندگرا66
جدول4- 8: نتايج آزمونT تک نمونه در ارتباط ميزان استقرار مديريت دانش فرايندگرا66
فهرست شكلها
عنوان شكلصفحه
شكل2- 1: مدل رابطه سرمايه فكري و عملكرد كسب و كار45
شكل2- 2: مدل تعامل عناطر سرمايه فكري46
شكل2- 3: درخت تمايز ارزش،51
شكل2- 4: ارتباط ما بين مديريت دانش و سرمايه فكري55
شكل2- 5: همراستا كردن سرمايه فكري با مديريت دانش56
شكل2- 6: مدل مفهومي تحقيق56
شكل2- 7: مدل تحليلي تحقيق57
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- مقدمه
شرايط خاص اقتصادي حاکم بر شرکتهاي فعال باعث گرديده تا مزيت رقابتي اين شرکتها ديگر بر پايه دارايي هاي مشهود آن نباشد. آن چيزي که امروزه اين شرکتها را در صحنه اقتصاد کنوني رقابت پذير
مينمايد دارايي هاي نامشهود و بعبارتي سرمايه هاي فکري آنهاست. اين قبيل شرکتها با برقراري ارتباطات مناسب با مشتريان و کسب تجربه لازم در اين مسير و با اتکا به دانش، تکنيک هاي سازماني و مهارتهاي تخصصي خود توانسته اند اين امر را محقق سازند. امروزه سود پايدار زماني بدست مي آيد که اولاً سازمانها راه بدست آوردن دانش را يادبگيرند و ثانياً اين دانش را مديريت نموده و با کمک فرايندهاي موجود در سرمايه هاي فکري به مديريت دانش تبديل نمايند. زماني که شرکتها از اقتصاد صنعتي به سمت اقتصاد دانشي حرکت مي نمايند با چالشهاي بزرگي مانند پويايي، عدم اطمينان و پيچيدگي روبرو مي گردند. در چنين محيط کسب و کاري نياز به آگاهي بيشتر در مورد سرمايه هاي فکري و کنترل آنها فزوني مي يابد. اهميت زياد اين موضوع منجر گرديده تا شرکتها تلاش زيادتري در جهت شناسايي دارايي هاي نامشهود خود و از سويي مديريت مناسب آنها نمايند.
يکي از مباحث غيرقابل انکار در سازمان‌هاي امروزي، اين مسئله است که دانش بطور فزاينده‌اي به عنوان يک دارايي مهم مورد توجه است و در بخشهاي خصوصي و دولتي جهت ايجاد مزيت رقابتي مديريت مي‌شود. اما اينکه چطور دولت ها پروژه‌هاي مديريت دانش را اجرايي کنند و اينکه چطور دولتها فعاليتهاي مديريت دانش را در فرايندهاي عملياتي سازمان بکار گيرند هنوز خيلي واضح نمي‌باشد. در سالهاي اخير بسياري از صاحبنظران به اين موضوع توجه کرده‌اند که دولتها به وسيله فعاليتهاي مديريت دانش به راندمان مديريتي بهتري دست يابند و اطلاعات صحيح و به موقعي به افراد منتقل کنند و همچنين سطوح رضايت مديريتي را افزايش دهند. موفقيت سازمانها بطور فزاينده‌اي به اين موضوع وابسته است که چطور بطور موثر سازمان مي‌تواند دانش را بين کارکنان سطوح مختلف سازمانها جمع آوري، ذخيره و بازيابي کند(مام فورد، ليکونان1،2004).
از طرفي سازمان‌ها همواره تحت تاثير محيط پيرامون خود قرار دارند که اين عوامل غالباً کمتر تحت نظارت و کنترل سازمانها مي‌باشند. چنانچه سازماني بتواند اين عوامل محيطي را شناسايي و کنترل کند بهتر مي‌تواند حيات و بقاي خود را تداوم بخشد. اما امروزه محيط سازمان ها به لحاظ تحولات علمي و فناوري روز به روز بي‌ثبات‌تر و پيچيده‌تر مي شوند و حيات سازمان را تهديد مي‌کند. در چنين شرايطي سازمان هايي موفق و کامياب هستند که ضمن کسب دانش و آگاهي وسيع از عوامل محيطي، حفظ بقا و حيات خود، زمينه رشد و پويايي و افزايش عملکرد سازمان را بهبود و ارتقاء بخشند. يکي از راه‌هاي تحقق اين امر مقوله “مديريت دانش” است(نامداري،1386).
سازمانها مي‌توانند منافع خاص خودش را به تناسب عملكردشان از مديريت دانش استخراج کنند. اين اتخاذ جهتيابي، نيازمند برنامه‌ريزي مرتبطي متشكل از ابزارهاي فني سازماني، عوامل هوشمند، نيازمنديهاي پردازش دانش، و استراتژي مديريت دانش است. در اين پايگاه، ارزيابي آارايي سازماني اساساً وابسته به سازمان است. مديريت دانش در اينكه چگونه عرضه جهاني اش را با نيازهاي شناسايي شده از بازار جهاني به خوبي منطبق نمايد، چارچوبي براي راهنمايي تلاشهاي عمده به وجود مي آورد(جانسون و اِس چولز، 1999، گنجي، 1383).

1-2- بيان مسئله
دوره کنوني حيات بشري با تحولات و دگرگوني هاي شگفت انگيزي همراه است. سازمانها، بعنوان زيرمجموعه اي از حيات انساني بايد خود را براي رويارويي با اين تحولات عظيم آماده نمايند در غير اين صورت از گردونه دنياي رقابتي خارج مي شوند. منظور از اين آمادگي، آمادگي صرف تکنولوژيکي و تجهيزاتي نيست بلکه سازمانها بايد کارکنان يعني سرمايه هاي اصلي و ارزشمند انساني خود را آماده نمايند. (نوه ابراهيم، 1385: 11). در اين دنياي متغير، رقابتي، پرتلاطم و دانشي، اصول سنتي مديريت و سازمان مانند ديوانسالاري، فرماندهي و کنترل و… مورد تاخت و تازه قرار گرفته است. راهبردهاي مبتني بر کنترل نزديک يعني کاربرد صرف مقررات و قوانين، دستورالعمل ها در اقتصاد دانش محور کارائي چنداني دربر نداشته و بهره زيادي را عايد سازمان نخواهد نمود و نيروي انساني، در چنين شرايطي، بعنوان محوري ترين عنصر در حوزه مديريت که در اعصار مختلف همواره مورد توجه خاص دانشمندان مديريت قرار گرفته است، براي بروز استعداد، رفتار شايسته و خلاقيت هاي خود از انگيزه کافي برخوردار نمي شود. از طرف ديگر، سازمان نيز فرصت استفاده کافي و کامل از پتانسيل و ظرفيت هاي بالقوه سرمايه انساني خود را از دست خواهد داد.
اقتصاد دانش محور، اقتصادي است که در آن توليد، توزيع و استفاده از دانش منبع اصلي رشد و ايجاد ثروت است. اقتصاد دانش محور امروزي تغييرات گسترده اي در شرايط اقتصادي، اجتماعي و تکنولوژيکي جوامع ايجاد کرده اند. مسلم است که سازمانها نيز از تأثير چنين تحولاتي مصون نمانده و دچار تغييرات بنياديني شده اند. اهميت يافتن فزآينده دانش بعنوان عامل تعيين کننده موفقيت و رقابت پذيري سازمانها موجب شده است که مديريت دانش بعنوان وظيفه اي حياتي محسوب شده و سازمانها تلاش مي کنند از طريق خلق، حفظ، انتقال و استفاده از دانش براي اصلاح و بهبود فعاليتها و عملکرد خويش به سازماني يادگيرنده تبديل شوند. (لي و چوي2، 2003)
مديريت دانش شيوه اي جديد براي تفکر در مورد سازمان و تسهيم منابع فکري و خلاقانه سازمان است. مديريت دانش به تلاش هايي اشاره دارد که بطور سيستماتيک براي يافتن، ساماندهي و قابل دسترس نمودن سرمايه هاي فکري سازمان و تقويت فرهنگ يادگيري مستمر و تسهيم دانش در سازمان صورت مي گيرد.
بسياري از سازمانها با تمرکز بر مديريت دانش و سرمايه گذاري هاي گسترده به دنبال دسترسي به مزاياي حاصل از آن هستند و تلاش مي کنند با پياده سازي مديريت دانش عملکرد خود را بهبود بخشند (راستوجي3، 2000).
در مواجه با اين شرايط، اولين موج تلاشها جهت کسب بهره وري و اثر بخشي سازماني بر نصب سخت افزارها و استفاده از تکنولوژيها و فناوريهاي تجهيزاتي مدرن و به روز استوار بودند و به موازات آنکه عوامل انساني و اجتماعي توجهات فزآينده اي را به خود جلب نمود، تلاشهايي براي يکپارچگي نرم افزارها و مغز افزارها با موارد پيش گفته صورت پذيرفت. به رغم داونپورت و پروساک (2000) اکثر سازمانها گامهاي اوليه تکنولوژيکي و تجهيزاتي موردنياز جهت ارتقاء سطح بهره وري سازماني را برداشته اند، اما به وضع ثابتي رسيده اند که ديگر ارزش افزوده اي را براي آنها ايجاد نمي کند. تغيير اين وضعيت مستلزم تغييرات عمده و تمرکز بر جنبه هاي کليدي نظير فرهنگ، ساختار و ديگر حوزه هاي اجتماعي سازمان نظير بهره گيري از سرمايه هاي سازماني است (داونپورت4 و پرساک5، 2000: 101).
آنچه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است که کسب مزاياي رقابتي و بهره وري پايدار در اقتصاد دانشي، مستلزم تغيير رفتار کليه اعضاي شرکت در سطوح مختلف و اين مهم نيز مستلزم تغيير باورها و طرز تلقي هاي افراد است. نبايد فراموش نمود که تغيير رفتار نه با گام هاي ساده اي چون خريد تکنولوژي، ملزومات و ابزارهاي پيشرفته و نه با تغيير اسامي پديده هاي سنتي به اسامي نو و وانمود کردن به تبعيت از شرکت هاي پيشگام ميسر و محقق نمي گردد. بهترين توصيف از اين مفهوم را مي توان در توجه به واژگان “سرمايه هاي فکري” سازمان بيان نمود. و از آنجايي که سازمان فني و حرفه اي به دليل نوع فعاليت، همواره با تغييرات گسترده و مداومي روبرو هستند، لذا مديران و کارشناسان سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان به ضرورت و بکار گيري شيوه هاي نوين از جمله پياده سازي صحيح مديريت دانش و شناسايي عوامل موثر در تسهيل مديريت دانش در سازمان خود پي برده و در صدد اجراي آن برآمدند. بدين جهت پژوهش حاضر جهت مطالعه و بررسي نقش سرمايه هاي فکري در تسهيل مديريت دانش در سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان صورت نپذيرفته است.
1-3-اهميت و ضرورت انجام تحقيق:
تحولات شتابان، سريع و شگرف کنوني در محيط سازمانها و تلاش آنها به منظور اعمال مديريت صحيح و کارآمد تغييرات، بيانگر اين است که براي برخورد درست با چالشها که تهديدي براي بقا سازمان تلقي مي-شود و تبديل آنها به فرصتهاي رشد و توسعه و افزايش بهره‌وري سازمانها، به تجهيز سازمانها به دانش و مديريت درست آن نياز است تا بتوان از مسير پرپيچ و خم تحولات دنياي کنوني، روند رشد را در سازمان به شکلي مناسب تکامل بخشيد، زيرا فقط با سرمايه دانش مي‌توان سرمايه طبيعي و انساني را به ثروت تبديل و با توانمندي هاي به دست آمده، مسير توسعه و پيشرفت را هموار کرد(کاملي،1387).
مديريت دانش در واقع توجه مديران را به آنچه که داشته‌اند ولي استفاده مؤثري از آن نمي‌کرده‌اند، جلب مي‌کند. مهم ترين اين عامل‌ها عبارتند از: اطلاعات و نيروي انساني. همچنين مديريت دانش به افزايش اثربخشي سازماني ياري کرده و به افراد کمک مي کند تا تجربه ها، داده‌ ها و دانش خود را براي بهبود عملکرد سازمان به کار گيرند(شائمي برزکي،1384).
هويسمن6(2006)معتقد است مديريت دانش فرايندي چالشانگيز است، زيرا شناخت ارزش واقعي آن دشوار بوده و به كارگيري مطلوب آن به نحوي كه براي سازمان ايجاد مزيت رقابتي نمايد، دشوارتر است. اينك مديران تلاش مينمايند از طريق مديريت دانش، دانش انباشته در ذهن اعضاي سازمان را استخراج نموده و آن را در ميان تمامي افراد تسهيم نمايند. در اين حالت دانش ذخيره شده در سيستم، تبديل به يك منبع قابل استفاده دائمي گشته و مزيت رقابتي پايدار جهت سازمان فراهم مينمايد.
در سالهاي اخير، سازمانها و شرکتهاي مختلف، پيوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و مفاهيم جديدي چون کار دانشي، دانشکار، مديريت دانش و سازمان دانشي، خبر از شدت يافتن اين روند مي دهند. دراکر با بکارگيري اين واژگان خبر از ايجاد نوع جديدي از سازمانها مي دهد که در آنها بجاي قدرت بازو، قدرت ذهن حاکميت دارد. بر اساس اين نظريه در آينده جوامعي مي توانند انتظار توسعه و پيشرفت داشته باشند که از دانش بيشتري برخوردار باشند. (ابطحي و صلواتي، 1385: 3)
مزيت رقابتي آينده به شکل توانايي سازمانها در مديريت دانش و اطلاعات جلوه گر خواهد شد و سرمايه هاي فيزيکي و مالي، جاي خود را به سرمايه هاي فيزيکي و ذهني مي دهند و قدرت ذهن1، قدرت غالب و مسلط درعرصه رقابت جهاني مي گردد. در چنين فضايي که دانش مولد ثروت است، نيروي کار غالب دانشکاران بوده و جامعه بايد از مديراني که آنان را آفرينش گر و اعجاز آفرين نام نهاده اند، برخوردار باشد تا بتواند خود را در صحنه رقابت جهاني مطرح سازد و پيامي درخور براي گفتن داشته باشد.
در ورود به سالهاي برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و سياسي کشورمان، توجه خاصي به موضوع دانش شده است. بطوريکه عنوان برنامه چهارم” توسعه اقتصاد دانش محور با تکيه بر تعامل جهاني” نام نهاده شده است. در همين راستا، مطالعه عوامل ديگر نظير سرمايه هاي فکري سازمان از بعد نظري مي تواند علاوه بر تقويت مباني تئوريکي اين پديده نوظهور، آموزه هاي خوبي براي عمل براساس آن فراهم نمايد. و با توجه به اينکه هدف اصلي اين تحقيق نيز بررسي نقش سرمايه هاي فکري در تسهيل مديريت دانش مي باشد، انجام پژوهش حاضر خود مي تواند گامي مهم در تحقق اهداف مديريت دولتي و سازمانهاي دولتي کشور محسوب شود.
1-4-اهداف تحقيق
1-4-1- اهداف اصلي
* بررسي ابعاد، مولفه ها و شاخص هاي سرمايه هاي فکري با رويکرد تسهيل مديريت دانش در سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان
1-4-2- اهداف فرعي پژوهش:
* شناسايي و تعيين ابعاد، مؤلفه ها و شاخص هاي مناسب در زمينه سرمايه هاي فکري.
* شناسايي و تعيين ابعاد، مؤلفه ها و شاخص هاي مناسب مديريت دانش.
* مشخص نمودن نوع رابطه و تاثير هر يک از عوامل فوق بر فرآيند مديريت دانش.
1-5-سوالات تحقيق
سؤالات تحقيق:
1- نقش سرمايه فکري در تسهيل مديريت دانش در سازماني فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان چه اندازه است؟
2- نقش ساختار سازماني در تسهيل مديريت دانش در سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان چه اندازه است؟
3- نقش سرمايه انساني در تسهيل مديريت دانش تا چه اندازه است؟
1-6-قلمرو تحقيق
1-6-1-قلمرو موضوعي تحقيق:
از مباحث مديريت رفتار سازماني و منابع انساني است که به بررسي رابطه بين سرمايه فکري و مديريت دانش در بين مديران و کارشناسان سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان مي پردازد.
1-6-2-قلمرو زماني تحقيق:
قلمرو زماني تحقيق که پيمايشي مقطعي است مربوط به تابستان 1392 مي باشد.
1-6-3-قلمرو مکاني:
تحقيق حاضر در بين مديران و کارشناسان سازمان فني و حرفه اي استان سيستان و بلوچستان انجام شده است.
1-7-جامعه آماري و روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه
در اين تحقيق جامعه آماري، مديران و کارشناسان استانداري سيستان و بلوچستان به تعداد 280 نفر مي باشد. نمونه گيري در تحقيق حاضر با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي طبقه بندي شده مي باشد که در آن حجم نمونه با استفاده از فرمول زير بدست مي آيد.
1-8-ابزارهاي گردآوري داده ها
يکي از عوامل اساسي در هر تحقيق انتخاب روشي مناسب براي جمع آوري آمار و اطلاعات صحيح مي باشد. در اين تحقيق با توجه به اطلاعات موردنياز از روش هاي زير بهره گيري شده است:
1-پرسشنامه : با توجه به اينکه داده هاي موردنياز به صورت نهفته در نزد اعضاي اطلاعات معتبر جامعه آماري است، بنابراين براي تبديل اين داده ها ذهني به داده هاي عيني از پرسشنامه استفاده شده است. دليل استفاده از پرسشنامه به صرفه بودن از نظر اجرا و راحتي، دقت و مسائل اقتصادي و زماني است.
2-مطالعات گسترده کتابخانه ي: براي شناخت مباني نظري تحقيق دستيابي به اطلاعات حاصل از تحقيقات در گذشته و ادبيات تحقيق و همچنين شناسايي عوامل موثر و استخراج مولفه ها براي تنظيم پرسشنامه از مطالعات کتابخانه اي استفاده مي گردد.
1-9-تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي طرح سرمايه فکري
1-9-1-تعريف نظري:
سرمايه فکري عبارت از تلاش براي استفاده موثر از دانش موجود در دارايي هاي ناملموس سازمان است.
مفهوم گسترش يافته و نويني از سرمايه هاي سازماني که با سه مولفه سرمايه ساختاري، سرمايه مشتري و سرمايه انساني سنجيده مي شود. (برگرون، 1386)
سرمايه انساني، شامل ذخيره دانش اعضاي يک سازمان است که شامل شايستگي ها و طرز فکرهاي کارکنان و .. است.
سرمايه ساختاري، به ذخاير غيرانساني دانش سازمان اشاره دارد که شامل پايگاه هاي داده، نمودارهاي سازماني، دستورالعمل هاي کاري، سيستم ها و رويه ها، استراتژي، فرآيندها و تکنولوژي اطلاعات مي باشد. (Bontisetal, 2000)
مديريت دانش
در يک تعريف کلي از مديريت دانش مي توان آن را تبديل به دانش ضمني افراد به دانش صريح، انتخاب دانشي که براي سازمان مهم بوده و استفاده مجدد از دانش به روشي که به افزايش يا اکتساب منابع نامشهود ياري برساند تعريف شده است.
1-9-2- تعريف عملياتي:
در اين تحقيق جهت سنجش ميزان نقش سرمايه فكري، سرمايه انساني و سرمايه ساختاري در تسهيل مديريت دانش از پرسشنامه محقق ساخته 24 سوالي 5 گزينه اي طيف ليكرت استفاده شده است.
فصل دوم
پيشينه تحقيق
مقدمه
زماني سازمانها به دنبال کسب و يافتن اطلاعات و دانش بودند، اما امروزه با حجم انبوهي از اطلاعات و داده هاي گوناگون روبه رو هستند که در بسياري از موارد اداره و بهره برداري صحيح از آنها خود مساله ديگري است. در عصر حاضر برخورداري از اطلاعات و مديريت دانش به موقعيتي استوار براي ادامه حيات در سازمانهاي پويا و نوآور تبديل شده و حتي توان رقابت در بازارها و تجارت،منوط به کسب، توسعه و به روزسازي دانش فردي و سازماني است. تا حدي که دانش، جزيي اساسي از سرمايه تلقي شود (قرباني و ديگران، 1384: 1). از اين رو مديريت هوشيار بر آن است تا هر چه بيشتر و بهتر در جهت استفاده از ابزاري به نام دانش براي رويارويي و مقابله با عوامل عدم اطمينان، حفظ موقعيت و ايجاد خلاقيت و نوآوري جهت گسترش عرصه رقابتي برآيد، اين امر مستلزم اين است که سازمان با ارج نهادن به مديريت دانش،آن را به عنوان يک نياز ضروري جهت پيشگامي در عرصه رقابت پذيري، در زمره برنامه هاي اولويت دار خود قرار دهد. لذا گلوگاه سازمان هاي فعلي مديريت سرمايه و يا نيروي کار نيست بلکه مديريت دانش کارکنان در سازمان مي باشد (اکبر پور شيرازي و کاظمي صفت، 1386: 2).
يکي از عوامل کليدي که سازمان هاي هوشمند قرن بيست و يکم را از هم متمايز مي سازد، تاکيد بر دانش و اطلاعات است. برخلاف سازمان هاي گذشته، سازمان هاي امروزي داراي تکنولوژي پيشرفته بوده و نيازمند تسخير، مديريت و بهره برداري از دانش و اطلاعات به منظور بهبود کارآيي، خدمت بهتر به مشتري، مديريت تغيير و پيگيري تغييرات پايان ناپذير هستند. مديريت دانش ابزار مهمي است که سازمانها از طريق آن بهتر مي توانند اطلاعات و دانش را مديريت کنند. بر خلاف ديگر تکنيک ها، تعريف مديريت دانش اغلب آسان نيست زيرا حوزه وسيعي از مفاهيم، وظايف مديريتي، تکنولوژي ها و اقدامات را با خود به همراه دارد.
از طرف ديگر تغييرات سريع در تکنولوژي کامپيوترهاي شخصي و ارتباطات الکترونيکي در طي دهه گذشته اين توانايي را به ما بخشيده است که بتوانيم اطلاعات را خلق، گردآوري، دست کاري، ذخيره و انتقال دهيم. امروزه يک واقعيت است که انتقال حجم عظيمي از اطلاعات روزانه از طريق اينترنت و ديگر ابزارهاي ارتباطي صورت مي گيرد (39: 1997, Chase). بعلاوه افزايش سرعت و ظرفيت ارتباطي، وجود يک بازار جهاني براي بسياري از صنايع و بخش هاي تجاري را امکان پذير ساخته است. از طرفي فشارهاي رقابتي در بازارگاه جهاني بيست و چهار ساعته تقاضا براي کيفيت برتر، توليد با هزينه کم، پاسخگويي بيشتر به مشتريان و سهامداران، بهبود اطلاعات در خصوص مواد، فرآيندها، مشتريان و رقبا را افزايش داده است. محيط جهاني و رقابتي شديد، رشد روندهاي مديريتي مانند مديريت کيفيت فراگير، رضايت مشتري، مهندسي مجدد، ساختاربندي مجدد، کوچک سازي و برون سپاري، برنامه ريزي استراتژيک، يادگيري سازماني و البته مديريت دانش را ضروري نموده است. بسياري از مدل هاي نوظهور مربوط به مبادلات دانش براي اجراي اقدامات دانشي سازمان موردنياز هستند. در قرن بيست و يکم، سازمان هاي ذاتاً رقابتي، ثابت قدم و در بازار پيشگام مي باشند. ايجاد مزيت رقابتي استراتژيک نيازمند نوع جديدي از سازمان مي باشد که قابليت ايجاد دانش براي حداکثر سازي رقابت جويي و موفقيت استراتژيک را داشته باشد. دانش مانند هر منبع ديگري در بقاء و موفقيت سازمان در بازار جهاني حياتي و سرنوشت ساز است. سازمان ها بايد براي ايجاد و کنترل دانش داراي ساز و کارهايي هايي باشند. با اين وجود بسياري از سازمان ها هنوز فعاليت مديريت دانش را به طور رسمي يا آگاهانه مورد بررسي قرار نداده اند. احتمالا علت اين بي توجهي اين است که بيشتر سازمان ها خواهان اين هستند که فقط مفهوم مديريت دانش را درک کنند. مديريت دانش هنوز در حال تعيين چارچوب خود است. زيرا ادبيات نظري و تحقيق دراين حوزه کم است. هزينه براي مديريت دانش در سال 1998 برابر 776 ميليون دلار بوده است و برآورد مي شود که اين رقم در سال 2003 به 8 ميليارد دلار خواهد رسيد. همانطور که صنعت در حال ورود به مرحله نسل دوم است، از مديران خواسته مي شود که درک عميقي از موضوعات داشته باشند و عملکرد شرکت و مزاياي يادگيري را از طريق سرمايه گذاري در پروژه هاي مبتني بر دانش مدلل کنند. امروزه ثروت جديد سازمان ها مديريت کيفيت فراگير، مهندسي مجدد و سرمايه معنوي است و در قرن بيست و يک، شرکت هايي موفق خواهند بود که در حوزه دانش سرآمد باشند. در حالي که رهبران بسياري از شرکت ها ارزش استراتژيک دانش و نياز به مديريت دارايي هاي دانشي را حس مي کنند، به نظر مي رسد که بسياري از آنها از تلاشهاي خود مزيتي به بار نمي آورند. خلق سازمان هاي دانايي محور يک عمل آساني نخواهد بود، زيرا سازمانها مجبورند منابع داده اي پراکنده مربوط به سازمان را جمع کرده و در يک انبار داده اي منسجم يا سيستم مديريت دانش مدون کنند (فاتح، 1385: 24).
2-1-بخش اول: پيشينه تحقيق
در اين بخش به تعدادي از تحقيقاتي که متغيرهاي مطالعه شده در تحقيق حاضر را بررسي نموده اند اشاره مي گردد. اين بخش در دو قسمت پيشينه داخلي و پيشينه خارجي به نتايج تحقيقات پيشين پرداخته است.
2-1-1-پيشينه خارجي تحقيق
1-بونتيس، تحقيقي را با عنوان سرمايه هاي فکري، مطالعه اکتشافي و بررسي مدلها و سنجه هاي سرمايه فکري در کشور کانادا انجام داد. اين تحقيق نشان داد که بين اجزاء سرمايه هاي فکري روابط متقابلي وجود دارد و هر سه سرمايه انساني، ساختاري و مشتري بر روي عملکرد تجاري داراي اثر خوبي هستند (بنونتيس، 1998).
2-بونتيس و همکارانش (2000) در صنايع خدماتي و غيرخدماتي کشور مالزي، تحقيقي را با عنوان بررسي رابطه بين سرمايه هاي فکري و علمکرد تجاري انجام دادند که اين نتايج را به همراه داشت: ” ميان اجزاء سرمايه هاي فکري روابط متقابلي وجود داشته و اين سرمايه ها بر روي عملکرد تجاري داراي اثر نسبتاً متوسطي در حدود بيست تا سي درصد مي باشد” (بونتيس، 2000).
3-بونتيس و همکاران مصري ايشان (2004)، تحقيقي را در شرکتهاي نرم افزاري مصر با موضوع رابطه بين سرمايه هاي فکري و عملکرد سازماني انجام دادند که متاسفانه به دليل نبود داده هاي مناسب جهت سنجش سرمايه هاي فکري، نتايج آن گزارش نشده است.
4-در تحقيق ديگري که توسط بوزبورا در صنعت کشور ترکيه انجام گرديد، اين نتايج بدست آمد: ” هر دو سرمايه انساني و مشتري بر ارزش دفتري و بازاري شرکتها داراي اثر بوده است”. در اين تحقيق به دليل نبود داده هاي دقيق، ارزش دفتري و بازاري شرکتها بصورت کيفي و پرسشنامه اي سنجيده شده است. در ضمن رابطه قوي بين سرمايه مشتري و انساني وجود داشته است.
5-وان کرو در سال 2000 پژوهشي در خصوص ارتباط بين مديريت دانش و فرهنگ سازماني در آمريکا انجام داده است. يافته هاي پژوهشي حاکي از ارتباط بسيار قوي بين مديريت دانش و فرهنگ سازماني است. يافته هاي اين پژوهش، فرهنگ مناسب براي مديريت دانش را بدين صورت معرفي مي کند:
* فرهنگ مناسب براي مديريت دانش به دانش و صاحبان آن بها مي دهد.
* در اين فرهنگ، کارکنان انگيزه بيشتري براي کسب و انتقال دانش دارد.
* با ايده هاي مختلف به نرمي برخورد مي شود.
* سيستم ارزشيابي عملکرد مبتني بر ميزان مشارکت افراد در توليد دانش مؤثر است.
(41-11: 2001,Van krogh).
6-در سال 2002 پژوهشي براي اخذ دکتري در رشته مديريت بازرگاني در دانشگاه نيويورک، دانشکده بازرگاني ديگروت توسط گلد انجام شده است. اين پژوهش در پي طراحي مدلي براي اثر بخشي مديريت دانش بوده است . ساير مشخصات اين پژوهش در ذيل آمده است.
يکي از متغيرهاي مستقل اين پژوهش فراساختار سازماني بود که شامل فرهنگ سازماني، تکنولوژي اطلاعات و ساختار سازماني است. يافته هاي پژوهش حاکي از آن بود که اين متغير در کنار ساير متغيرهاي مستقل يعني عوامل بازار (مشتري، محصول و رقبا ) و ظرفيت پردازش دانش (توانايي در کسب دانش، تبديل دانش، بکارگيري دانش و نگهداري دانش) براي طراحي مدلي براي اثر بخشي مديريت دانش بکار مي روند (15-5: 2002,Gold).
7-پژوهش ديگري توسط ريگانز از دانشگاه کلمبيا و مک اويلي از دانشگاه کارنجي ملون در سال 2002 ميلادي انجام شده است. اين پژوهش در راستاي اين پرسش اصلي شکل گرفته است که چگونه ساختار شبکه هاي تعاملاتي غير رسمي بر فرآيند انتقال دانش در سازمان اثر مي گذارد؟ يافته هاي اين پژوهش حاکي از آن است که ساختار شبکه هاي تعاملاتي بر ميزان و نحوه انتقال دانش در سازمان اثر بسزائي مي گذارند. در اين پژوهش، محققين به اين نتيجه رسيده اند در سازمان هايي که ساختار تعاملاتي غير رسمي ضعيفي وجود دارد، انتقال دانش (دانش نهفته) کمتري اتفاق مي افتد. همبستگي و روابط اجتماعي قوي بر سطح رضايتمندي افراد اثر گذاشته و انگيزه بيشتري براي انتقال دانش فراهم مي کند، ضمن آنکه به گسترش اعتماد در سازمان دامن مي زند. يافته هاي پژوهش حاکي از آن بود که دانش عمومي در سازمان و همبستگي و روابط اجتماعي ارتباط مثبت و معني داري با ميزان انتقال دانش در سازمان دارد.(Reagans&Mcevily, 2002:240-267).
2-1-2-پيشينه داخلي تحقيق
1-“بررسي اثرات سرمايه هاي فکري بر عملکرد سازماني شرکتهاي تحت پوشش سازمان گسترش و نوسازي صنايع و معادن” تهيه شده توسط خانم عطيه بطحايي؛ به راهنمايي: عباسعلي حاج کريمي؛ استاد مشاور: محمدرضا حميديزاده-پايان نامه کارشناسي ارشد – دانشگاه شهيد بهشتي، دانشکده مديريت و حسابداري، 1385).
2-“بررسي وضعيت سرمايه فکري در بين صادر کنندگان کاشي و سراميک” تهيه شده توسط خانم فرشته لطفي زاده؛ به راهنمايي: محمد زاهدي؛ استاد مشاور: عباس منوريان-پايان نامه کارشناسي ارشد-موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي، وابسته به سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور، رياست جمهوري، 1385
3-“بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي فکري (سرمايه انساني، سرمايه ساختاري، سرمايه مشتري) و اثرات آنها بر عملکرد سازماني شعب بانک ملت استان تهران” تهيه شده توسط آقاي حميدرضا يزداني؛ به راهنمايي: عباس منوريان؛ استاد مشاور: آرين قلي پور-پايان نامه کارشناسي ارشد-دانشگاه تهران، دانشکده مديريت، 1385
4-“تبيين نقش سرمايه فکري و سرمايه اجتماعي در مزيت رقابتي (مطالعه موردي شرکت هاي ايران خودرو پارس خودرو”تهيه شده توسط آقاي بهروز قليچ لي؛ به راهنمايي: اصغر مشبکي؛ استاد مشاور: علي رضائيان، سيد حميد خداداد حسيني- پايان نامه دکتراي تخصصي- دانشگاه تربيت مدرس، دانشکده علوم انساني، 1385
5-“طراحي سيستم مديريت دانش با استفاده از تکنولوژي سيستم هاي چند عاملي”تهيه شده توسط: فرزاد پيروي، به راهنمايي: فتانه تقي ياره، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده مهندسي برق و کامپيوتر، 1386
6-“بررسي رابطه عوامل سازماني (ساختار، فرهنگ و تکنولوژي) وزارت کار و امور اجتماعي با استراتژي مديريت دانش “تهيه شده: توسط ناصر عسگري، به راهنمايي: عباس منوريان، استاد مشاور: آريان قلي پور، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده مديريت و حسابداري، 1384
2-2-بخش دوم: مديريت دانش
از اواسط دهه 1980 بتدريج افراد و سازمانها به نقش بسيار مهم دانش در محيط هاي رقابتي پي بردند و در مدت زمان نسبتاً کوتاهي اين پديده جهت کسب مزاياي رقابتي پايدار، جايگاه خود را در بين ساير منابع توليد ثروت تثبيت نمود. اصطلاح مشهور براي معرفي اين دوره، “اقتصاد ايده7” مي باشد. اقتصاد ايده اغلب به پتانسيل نامحدود براي رشد و موفقيت هاي اقتصادي اشاره دارد که براساس آن نوآوريهاي جديد و توليدات مبتني بر دانش امکان پذير مي گردد. اين فرآيند از اکثر جنبه هاي اقتصادي سنتي که محدود بودن فرصتها را براساس اصل کميابي منابع فيزيکي، نيروي کار متخصص، سرمايه و غيره تصور مي کند، متمايز است. در قياس با تئوري هاي اوليه، اقتصاد ايده بيشتر به افزايش کيفيت زندگي و خلق و توليد ثروت مي پردازد (Kelly,1996:149).
کارل ويگ8 براي اولين بار مفهوم مديريت دانش را در سال 1986 رواج داد. ويگ مديريت دانش را عبارت از ساخت، تجديد و کاربرد و بهره برداري از دانش، براي حداکثر سازي اثر بخشي دانش سازمان و بازگشت داراييهاي دانشي آن مي داند. از آن زمان تلاشهاي بسياري براي تعريف مديريت صورت پذيرفت. با اين وجود، تعريف مديريت دانش پيچيده است و دليل آن نيز تفاسير متعدد حاصل از ديدگاههاي مختلف و تعدد زمينه هاي مرتبط با آن مي باشد.
مديريت دانش را مي توان به عنوان روشي براي بهبود عملکرد، بهره وري و رقابت پذيري، بهبود کارآمد کسب، تسهيم و استفاده از اطلاعات درون سازمان، ابزاري براي بهبود تصميم گيري، طريقي براي بدست آوردن بهترين روش ها، راهي براي کاهش هزينه ها و روشي براي نوآورترشدن سازمان ديد. مديريت دانش به معناي توسعه و بهره برداري از داراييهاي دانشي يک سازمان است که باعث تحقق اهداف سازمان گردد. در دنياي کسب و کار مديريت دانش به مفهوم فرآيند توليد ارزش از سرمايه هاي نامحسوس است و در واقع اين نوع مديريت نوعي تعامل ميان درون و خارج سازمان يعني مشتريان و ذينفعان است. استراتژي اصلي در مديريت دانايي ارائه دانش لازم به هر فرد در مکان و زمان مناسب و به طريق صحيح مي باشد (Davenport et al,1999:103).
به عقيده آرمسترانگ مديريت دانش عبارتست از استفاده از اطلاعات براي دستيابي به واقعيات کسب و کار و ايجاد ارزش با استفاده از دارايي هاي نامشهود براي نيل به اين مقصود. مائي هوته (1997) معتقد است مديريت دانش شامل فعاليت ها و فرآيندهايي است که ترکيبي بهينه اي از ظرفيت پردازش داده ها و اطلاعات سازمان و توانمندي سازمان در زمينه خلاقيت و نوآوري کارکنان را جستجو مي کند. اساساً مديريت دانش به معناي محور قرار دادن دانش در تمام فرآيندها و رويه ها و همه فرآيندهايي است که به کار ارزش مي دهند و داراي رگه اي از دانش هستند. به بيان ديگر، مديريت دانش، رسيدن به اهداف سازماني از طريق ايجاد انگيزه در کارکنان دانشي و ايجاد تسهيلات موردنياز آنها، با توجه به استراتژي سازمان است تا توانايي آنان براي تفسير داده ها و اطلاعات ( با استفاده از منابع موجود مانند اطلاعات، تجربه، مهارت ها، فرهنگ، شخصيت، خصوصيات فردي، احساسات و غيره) از طريق معنا بخشي به داده ها و اطلاعات افزايش يابد.
به نظر پروساک،(2001) مديريت دانش عبارت است از تلاش براي کشف دارايي هاي نهفته در ذهن افراد و تبديل اين گنج پنهان به دارايي سازماني؛ بطوريکه مجموعه وسيعي از افرادي که در تصميم گيري هاي شرکت دخيل هستند، به اين ثروت دسترسي داشته و از آن استفاده نمايند.
مديريت دانش، استراتژي ارائه دانش موردنياز و به موقع به افراد در زمان درست مي باشد و به افراد کمک مي کند تا اطلاعات را به اشتراک بگذارند و عملکرد سازماني را بهبود بخشند. اين مهم، مستلزم تبديل دانش فردي9 به دانش سازماني10 است. در اين صورت يک ارتباط کارا بين (آنها که مي دانند) و (آنها که نياز دارند بدانند) شکل مي گيرد(Bierly&Kesslere Christensen,2000:95).
استانکوسکي معتقد است که مديريت دانش، استفاده موثر از بهترين شيوه هاي مديريتي و تکنولوژي اطلاعات مي باشد، به طوري که به کارآترين و موثرترين شکل ممکن، باعث دستيابي به اهداف سازمان مي شود. مديريت دانش کليد دستيابي به مزيت رقابتي، توجه بيشتر به مشتريان، بازگشت فزآينده سرمايه، دسترسي سريعتر به بازار، عملکرد بهتر و نوآوري است. مديريت دانش استفاده از يک نگرش بين رشته اي



قیمت: تومان


پاسخ دهید