تعهدنامه اصالت رساله پايان نامه
اينجانب اعظم صالحي درمنکيدانشجوي مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته/دکتراي حرفه اي/ دکتراي تخصصي در رشته حسابداري با شماره دانشجويي 860014718 که در تاريخ 5/12/89 از پايان نامه/ رساله خود تحت عنوان بررسي رابطه بين سود اقتصادي و سود حسابداري با ROE درشرکت هاي برتر پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار در بازار سرمايه تهران با کسب نمره 18.5 و درجه عالي دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1-اين پايان نامه/ رساله حاصل تحقيق پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط وروديه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2- اين پايان نامه/ رساله قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي(هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره بردراي اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4- چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي دانشجو
تاريخ، امضا، اثر انگشت:
گواهي امضاء:
دانشجوي فوق الذکر احراز هويت شد. فقط امضاي ايشان گواهي مي گردد.
فروزان کيوان فر
رئيس پژوهش دانشکده
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت، گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي رابطه بين سود اقتصادي و سود حسابداري باROE درشرکت هاي برتر پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار در بازار سرمايه تهران
استاد راهنما :
دکتر اعظم سليماني
استاد مشاور:
دکتر محمد رضا عسگري
نگارش:
اعظم صالحي درمنکي
زمستان 1389
Islamic Azad University
Arak Branch
Faculty of Management-Department of Accounting
((M.A)) Thesis

Subject:
The Survey of Economic Value Added Relationship & Accounting Profit With ROE in Better Compnies Accepted in Tehran Capital Market
Thesis Advisor:
A. Soleymani Ph.D.
Consulted by:
M.R. Asgari Ph.D.
By:
Azam Salehi Dormaneki
Winter 2011
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت، گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي رابطه بين سود اقتصادي و سود حسابداري باROE درشرکت هاي برتر پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار در بازار سرمايه تهران
نگارش:
اعظم صالحي درمنکي
زمستان 1389
هيأت داوران:
1- استاد راهنما: دکتر اعظم سليماني
2- استاد مشاور: دکتر محمد رضا عسگري
1- استاد داور: دکتر مجيد زنجيردار
2- مدير گروه تخصصي: دکتر مجيد زنجيردار
سپاسگزاري:
سپاس ايزد منان را كه توفيق فراگيري علم را برمن عطا فرمود و مرا در كوران مشكلات و سختي‌ها ياري نمود، تا اين رساله را با موفقيت به پايان برسانم.
در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و سروران عزيزي بهره ‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از همه ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استادان ارجمند و مهربانم سرکار خانم دکتر اعظم سليماني که مسئوليت استاد راهنماي اين رساله را به عهده گرفتند و همچنين جناب آقاي دکتر محمد رضا عسگري که مسئوليت استاد مشاور اين رساله را عهده دار بودند وبا حوصله ي بسيار و باريک بيني ژرف مرا در اين رساله ياري کردند صميمانه تشکر مينمايم و برايشان توفيقات روز افزون در خدمات علمي و فرهنگي و آموزشي آرزو ميکنم .
هم چنين تشکر ويژه دارم از مديريت پژوهش دانشکده سرکار خانم کيوانفر و از خداوند متعال موفقيتهاي بزرگتر در زندگي را برايشان آرزومندم
تقديم به :

” تمام کسانيکه داشته هاي خود را مديون آنان هستم .
و مادر عزيزم كه با صبر و حوصله مرا در تهيه و تنظيم اين رساله ياري داد و توفيق خود را نتيجه راهنمايي‌ها ، زحمات، فداكاريها و دعاي خير ايشان باشد كه قطره‌اي از درياي بي‌كران محبت‌ هايشان را سپاس گفته ‌باشم. ”
چكيده:1
مقدمه:2
فصل اول: كليات تحقيق
1-1 مقدمه4
2-1تاريخچه مطالعاتي5
3-1بيان مسئله7
4-1- چهار چوب نظري تحقيق9
5-1-فرضيات تحقيق10
6-1 اهميت و ضرورت تحقيق11
7-1- اهداف تحقيق12
8-1- حدود مطالعاتي :12
1-8-1 قلمرو مکاني تحقيق12
2-8-1 قلمرو زماني تحقيق13
3-8-1 قلمرو موضوعي تحقيق13
9-1تعريف واژه ها و اصطلاحات تحقيق:13
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه16
2-2- ارزيابي عملكرد16
3-2- معيارهاي ارزيابي عملكرد17
4-2- معيارهاي مبتني بر اطلاعات اقتصادي:20
1-4-2- سود باقيمانده20
5-2- نرخ بازده حقوق صاحبان سهام22
6-2- مدل سود اقتصادي23
7-2- رويكردهاي محاسبه EVA24
8-2- ميانگين موزون هزينه سرمايه:26
9-2- ميانگين منابع مالي:27
1-9-2- ساختار سرمايه بهينه:27
10-2- هزينه حقوق صاحبان سهام عادي:27
1-10-2- روش مبتني بر الگوي قيمت گذاري داراييهاي سرمايه‌اي:28
2-10-2- روش مبتني بر بازده اوراق قرضه به اضافه صرف ريسك:28
3-10-2- روش مبتني بر ارزش فعلي جريانات نقدي:29
11-2- هزينه ديون:30
12-2- دامنه عملكرد30
13-2- تعديلات EVA:31
1-13-2- هزينه‌هاي R & D:33
2-13-2- مخارج بازاريابي:33
3-13-2- حسابداري تحصيل (سرقفلي):33
4-13-2- ماليات33
5-13-2- سرمايه‌گذاريهاي قابل داد و ستد:34
6-13-2- تأمين مالي رايگان:34
14-2- جمع بندي مراحل محاسبه EVA:35
15-2- كاربردهاي EVA35
16-2- مزاياي EVA36
17-2- معايب EVA36
18-2- ارزش افزوده بازار37
19-2- رابطه بين MVA & EVA37
20-2 تاريخچه EVA38
فصل سوم: روش‌ اجراي تحقيق
1-3 مقدمه41
2-3 روش تحقيق41
5-3- مدل تحليلي تحقيق42
6-3 متغيرهاي تحقيق43
1-6-3 متغيرهاي مستقل43
2-6-3 متغير وابسته45
7-3 جامعه آماري45
8-3 روش هاي جمع آوري اطلاعات45
9-3 اعتبار دروني و بروني پژوهش46
10-3 روش تجزيه و تحليل اطلاعات48
1-10-3 تحليل همبستگي پيرسون و رگرسيون ساده خطي:49
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
1-4 مقدمه‏56
2-4 شاخص هاي توصيفي متغيرها56
3-4 روش آزمون فرضيه ها ي تحقيق58
4-4 تجزيه و تحليل فرضيه هاي تحقيق59
1-4-4 بررسي فرض نرمال بودن متغيرها:60
2-4- 4 خلاصه تجزيه وتحليل ها به تفکيک هرفرضيه به شرح ذيل بيان مي شود:61
1-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه اصلي اول:61
2-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه اصلي دوم65
3-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه اصلي سوم69
4-2-4-4 تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه اصلي چهارم70
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
1-5 مقدمه74
2-5 ارزيابي و تشريح نتايج آزمون فرضيه ها طبق شرايط متغيرها75
1-2-5 نتايج فرضيه اصلي اول75
2-2-5 نتايج فرضيه اصلي دوم75
3-2-5 نتايج فرضيه اصلي سوم76
4-2-5 نتايج فرضيه اصلي چهارم76
3-5 نتيجه گيري کلي تحقيق77
4-5 پيشنهادها78
1-4-5 پيشنهاد هايي مبتني بر يافته هاي فرضيات پژوهش78
2-4-5 پيشنهادهايي براي پژوهش هاي آتي79
5-5 محدوديت هاي تحقيق79
پيوست ها
منابع و ماخذ
منابع فارسي:86
منابع لاتين:88
منابع اينترنتي90
چکيده انگليسي:91
جدول (1-4): شاخص هاي توصيف کننده متغيرها تحقيق، شاخص هاي مرکزي، شاخص هاي پراکندگي و شاخص هاي شکل توزيع57
جدول ( 2-4 ) آزمون کالموگراف – اسميرنوف K-S))60
جدول (3-4) : ضريب همبستگي، ضريب تعيين، ضريب تعيين تعديل شده و آزمون دوربين- واتسون بين دو متغير سود اقتصادي و بازده حقوق صاحبان سرمايه61
جدول (4-4) : تحليل واريانس رگرسيون62
جدول (5-4) : ضرايب معادله رگرسيون63
جدول (6-4) : ضريب همبستگي، ضريب تعيين، ضريب تعيين تعديل شده و آزمون دوربين- واتسون بين دو متغير سود حسابداري و بازده حقوق صاحبان سرمايه66
جدول (7-4) : تحليل واريانس رگرسيون67
جدول (8-4) : ضرايب معادله رگرسيون67
جدول (9-4) خلاصه يافته هاي حاصل از بررسي سه فرضيه مورد نظر در رگرسيون تک متغيره70
جدول(10-4) يافته هاي حاصل از بررسي فرضيه هاي تحقيق به تفكيك صنعت71

نمودار (1-3) : مدل تحليلي تحقيق42
نمودار (1-4) : آزمون نرمال بودن خطاهاي معادله رگرسيون64
نمودار (2-4) : خط و معادله رگرسيون65
نمودار (3-4) : آزمون نرمال بودن خطاهاي معادله رگرسيون68
نمودار (4-4) : خط و معادله رگرسيون69
چكيده:
متون علمي ارزش فعلي يک دارايي را مساوي ارزش فعلي خالص جريانات نقدي مورد انتظار آتي حاصل آن دارايي تعريف مي کنند. لذا، به نظر مي رسد که داده ها و اطلاعات تاريخي توانايي تعيين ارزش يک دارايي را نداشته باشند. اما شواهد نشان مي دهد که در بازار، سرمايه گذاران بر اساس گزارش هاي مالي و اطلاعات مندرج در آن ، تصميمات سرمايه گذاري خود را شکل مي دهند. در همين حال، استورات،1991 مدل ارزش افزوده ي اقتصادي را که بر مبناي داده هاي تاريخي و اطلاعات موجود در صورتهاي مالي شرکتها محاسبه و تعيين مي شود مطرح نموده و معتقد است که اين معيار مي تواند به درستي ارزش خلق شده در بازار را شناسايي نمايد. همچنين، او بر اين باور است که اين معيار، بهترين معيار شناسايي ارزش خلق شده در بازار بوده و بايد ساير معيار ها همچون: سود حسابداري، نرخ بازده سرمايه،… را رها نمود.
هدف اصلي در تحقيق حاضربررسي ارتباط بين سود اقتصاد1 وسود حسابداري با بازده حقوق صاحبان سرمايه 2مي باشد. با انجام يک مطالعه‌ي كتابخانه اي و بر مبناي تحليل همبستگي بر روي 40 شرکت برتر پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران براي دوره‌ي هشت ساله‌ي1380 لغايت 1387 درشركتهاي برتروصنعت، به اين نتيجه رسيديم که ارتباط معنادار بين سود اقتصاد وسود حسابداري با بازده حقوق صاحبان سرمايه وجود دارد.و سود اقتصاد داراي بيشترين رابطه با بازده حقوق صاحبان سرمايه است.و همچنين نتايج حاصل از آزمون فرضيات به تفكيك صنعت نشان دهنده تاثيرنوع صنعت ،برروابط بين متغيرهاست.
كليد وا‍‍ژه ها : ارزش افزوده اقتصادي ، سود حسابداري ، بازده حقوق صاحبان سرمايه
مقدمه:
وقوع انقلاب صنعتي و تداوم آن در اروپاي قرن 19 ، ايجاد کارخانه هاي بزرگ و اجراي طرح هاي عظيمي چون احداث شبکه سراسري راه آهن که سرمايه هاي پولي کلاني نياز داشت که تأمين چنين سرمايه هايي از امکانات مالي يک يا چند سرمايه گذار و حتي دولتهاي آن زمان فراتر بود و از سويي يک يا چند سرمايه گذار نيز آمادگي قبول خطر تجاري چنين فعاليتهاي بزرگي را نداشتند. از اين رو با بهره گيري از دو دستاورد بزرگ و مفيد انقلاب صنعتي يعني سازماندهي و همکاري ، نخستين شرکتهاي سهامي شکل گرفت که مسئوليت صاحبان سهام آنها محدود به مبلغ سرمايه گذاريشان بود. اين قالب نوين (يعني شرکت سهامي ) راه حل مناسبي براي تأمين سرمايه هاي کلان و توزيع مخاطرات تجاري بود. رشد و توسعه شرکتهاي سهامي در گذر زمان منجر به پيدايش و فزوني قشري از صاحبان سرمايه شد که در اداره شرکتها مشارکت مستقيم نداشته و از طريق انتخاب هيأت مديره امور شرکت را هدايت و بر آن نظارت مي کنند. اين تحول جديد گروه تازه اي از مديران حرفه اي را پديد آورد که در سرمايه مؤسسه هاي که اداره مي کنند سهمي ناچيز دارند و يا اصولاً سهمي ندارند و بدين ترتيب مديريت مؤسسه ها از مالکيت آنها تفکيک و متمايز شد. تشکيل شرکتهاي سهامي و مشارکت تعداد زياد سرمايه گذاران در بازار سرمايه تحولاتي را در مناسبات سهامداران و مديران حرفه اي اين گونه شرکتها ايجاد و عملاً مالکيت را از مديريت جدا کرده است (شباهنگ ، قرباني ،5،1377)1.
فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمه
شرکتهاي سهامي امروزي از کوشش هاي دسته جمعي گروههايي نظير مديران کارکنان سهامداران و اعتبار دهندگان تشکيل شده اند .اين گروه ها از طريق انعقاد قرار داد هاي رسمي و غير رسمي گوناگون در يک شرکت سهامي گرد هم مي آيند. براي ساليان متمادي در گذشته اقتصاد دانان فرض مي کردند که تمامي گروه هاي مربوط به يک شرکت سهامي براي يک هدف مشترک فعاليت مي کنند اما در بيست و پنج سال گذشته موارد بسياري از تضاد منافع بين گروه ها و چگونگي مواجهه شرکتها با اين گونه تضاد ها توسط اقتصاد دانان مطرح شده است . اين موارد به طور کلي به عنوان “تئوري نمايندگي3 ” مورد اشاره قرار مي گيرد . طبق تعريف جنسن و مک لينگ4 (1976) “رابطه نمايندگي ” عبارت است از قراردادي که به موجب آن يک يا چند نفر سهامدار يا سهامداران ، فرد يا افرادي را به عنوان نماينده براي انجام برخي خدمات از طرف خود انتخاب مي کنند . اين خدمات به موجب قرار داد شامل داشتن اختيار اتخاذ برخي تصميمات است . اين فرض که هر دو طرف در اين رابطه به دنبال حداکثر کردن منافع خويش است دلالت بر اين موضوع دارد که نماينده هميشه در جهت حداکثر نمودن منافع موکل عمل نمي کند. موکل (سهامدار ) مي تواند کاهش و اختلاف منافع خود را از طريق پرداخت حقوق و مزاياي مناسب براي نماينده و قبول هزينه هاي نظارت براي محدود کردن اقدامات و فعاليتهاي نابجاي نماينده تعديل سازد .نظارت بر عملکرد هر نماينده از طريق ساز و کارهاي گوناگون امکانپذير است مواردي مانند دخالت مستقيم مالک در مديريت واحد اقتصادي ، انعقاد قرارداد هاي مبتني بر مشروط بودن جبران خدمات مديران تهيه و ارائه گزارشهاي مالي در مقاطع زماني معين درباره عملکرد واحد اقتصادي و نيز استفاده از ابزارهاي مالي و اقتصادي از جمله چنين ساز و کارهايي محسوب مي شود اما از اين ميان شايد اصلي ترين ابزار نظارت مستمر بر عملکرد ، تهيه و ارائه مجموعه صورتهاي مالي واحد اقتصادي باشد.
شواهد بسياري نشان مي دهد که گزارش اطلاعات سود حسابداري واحد هاي اقتصادي نشانگر عملکرد واقعي نماينده در جهت حداکثر سازي ثروت مالکان نيست. براي ارزيابي عملکرد مديران و تعيين ارزش شرکت روشهاي متعددي وجود دارد که بسياري از آنها داراي معايب اساسي مي باشد و چنانچه به عنوان معيار ارزيابي عملکرد و تعيين ارزش شرکت مورد استفاده قرار گيرند منجر به انعکاس اطلاعات واقعي مربوط به ارزش شرکت در قيمت سهام آن نخواهد شد. در هر برهه اي از زمان معيار و ابزار خاصي براي ارزيابي عملکرد پيشنهاد شده و هر ذينفعي با توجه به ديدگاه و نوع علاقه خود از معيار هاي متفاوتي استفاده مي کند با توجه به ايرادات وارده بر معيار هاي مبتني بر سود حسابداري و در جهت رفع آن تلاشهاي فراواني صورت گرفته که به ارائه معيارهاي جديد منجر شده است . بنابراين مالکان همواره به دنبال معياري هستند که با استفاده از آن عملکرد مديران را به نحو ممکن ارزيابي نمايند.
2-1تاريخچه مطالعاتي
اقتصاد دانان معتقدند براي اينکه شرکتي ايجاد ارزش نمايد و ثروتِ سهامداران خود را افزايش دهد، بايد بازده اش از هزينه بدهي و حقوق صاحبان سهام بيشتر باشد. اين موضوع در قرن بيستم تحت عناويني شامل سود غير عادي (ولت من و اولسون 1995)5 ، سود مازاد (کنينگ1992 (6 و) پرين ريچ1936 تا 1938) 7 ، در آمد مازاد (کي 1976 و پنل 1981)8 ، سود مازاد قابل تحقق (ادوارد بل 1961) 9 و سود محض (ادبي 1957) 10 ،مورد توجه انديشمندان قرار گرفت .
شرکت جنرال موتورز11اين مفهوم را در دهه 1920به کار گرفت و جنرال الکتريک12 (سود باقيمانده)13 را در دهه 1950 ابداع کرد و در عمل از آن براي ارزيابي عملکرد بخش هاي غير متمرکزش استفاده نمود.
در اواخر دهه 1980 شرکت استرن و استوارت تبليغات گسترده را براي معرفي ارزش افزوده اقتصادي14 بکار گرفت؛ اين معيار را به نام خود ثبت و معرفي نمود ،که موج جديدي در کاربست اين روش ايجاد نمود. در سال 1997 ملبورن و همکاران15 در تحقيقي تحت عنوان در جستجوي بهترين معيار ارزيابي عملکرد مالي رابطه همبستگي بين دو معيار ارزش افزوده اقتصادي و ارزش افزوده بازار را بررسي نمودند و نتايج حاکي از اين بود که توانايي معيار ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده در پيش بيني ايجاد ارزش، بيشتر از ساير معيار هاي مورد مطالعه است. در سال 1998 پيکسوتو16 در تحقيقي رابطه بين سود عملياتي، سود خالص و ارزش افزوده اقتصادي را با ارزش بازار شركتها مورد آزمون قرار داد(در بورس اوراق بهادار ليسبون پرتقال طي سالهاي 1995تا1998). فرناندز17 نيز در سال2001 تحقيقي را جهت بررسي رابطه بين ارزش افزوده اقتصادي و ثروت ايجاد شده براي سهامداران انجام داد . نهايتا وي نتيجه گرفت که ارزش افزوده اقتصادي توان اندازه گيري ثروت ايجاد شده براي سهامداران را ندارد(رهنماي رودپشتي،1385،ص167)5.
در ايران نيز در خصوص ارزش افزوده اقتصادي تحقيقات گوناگوني به شرح زير صورت گرفته است.
در سال 1379،تحقيقي توسط نظريه، زهرا با عنوان ارزيابي رابطه بين سود سهام و ارزش افزوده اقتصادي در شرکتهاي محصولات کاني غير فلزي ،در بورس اوراق بهادار طي سالهاي 1372تا1377 صورت گرفت .نتايج تحقيق وي بيانگر آن است که بين ارزش افزوده اقتصادي و سود هر سهم رابطه همبستگي معنا داري وجود ندارد ( نظريه، 1379،ص 154)6.
در سال 1380 تحقيقي توسط غلامرضا رضايي با عنوان تاثير وجود رابطه همبستگي بين ارزش افزوده اقتصادي و بازده حقوق صاحبان سهام در ارزيابي عملکرد شرکت هاي صنعت وسائط نقليه بورس اوراق بهادار تهران به اجرا در آمد .نتايج اين تحقيق بيانگر عدم وجود رابطه معنا دار ميان ارزش افزوده اقتصادي و بازده حقوق صاحبان سهام است (رضايي ، 1380، 162)7.
در سال 1381تحقيقي توسط عباس قنبري با عنوان بررسي رابطه بين ارزش افزوده اقتصادي و نسبتهاي مالي در بورس اوراق بهادار در تهران انجام شد.
نتيجه حاکي از اين بود که بين نسبتهاي مالي مطرح شده در تحقيق با ارزش افزوده اقتصادي همبستگي معنا داري وجود دارد (قنبري ، 1381،ص 181)1.
در سال 1383 تحقيقي توسط حسن سراجي با عنوان بررسي ارتباط ميان ارزش افزوده اقتصادي ،سود قبل از بهره و ماليات ،جريان نقدي فعاليتهاي عملياتي با ارزش بازار سهام شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. و نتايج بيانگر اين است که سود قبل از بهره و ماليات در مقايسه با ارزش افزوده اقتصادي در ارتباط با ارزش بازار معيار کاراتري است (سراجي ، 1383،ص149)2.
عارفه حسيني، در سال 1385 در تحقيق به بررسي اين موضوع پرداخت که کدام يک از معيار هاي ارزش افزوده اقتصادي و معيار هاي حسابداري همبستگي بيشتري با ارزش افزوده بازار دارد؟ نتايج بيانگر آن است که ارزش افزوده اقتصادي استاندارد شده، بيش از ساير معيار هاي مورد بررسي متصل به ارزش افزوده بازار استاندارد شده مي باشد (حسيني ، 1385، ص204)3.
3-1بيان مسئله
ديدگاه اقتصاددانان در مورد هزينه با ديدگاه حسابداران متفاوت است، در نتيجه سود اقتصادي و سود حسابداري نيز يکي نيست. حسابداران اغلب تمايل دارند هزينه هاي آشکار توليد، يعني پرداختهايي که بابت دستمزد، اجاره، بهره، موادخام و اوليه انجام مي شود را جزء هزينه هاي توليد لحاظ کنند. اما اقتصاددانان هزينه استفاده از منابع را صرفا نه به عنوان آن که پرداختي بابت آن صورت گرفته است بلکه به لحاظ “هزينه فرصت” آن نيز مورد توجه قرار مي دهند.
سود حسابداري، تفاوت بين هزينه ها و درآمدهاست که بر اساس اصول حسابداري به دست مي آيد که در آن هزينه ها همان هزينه داخلي انجام کارها است ولي سود اقتصادي تفاوت بين هزينه ها و درآمدهاست که هزينه شامل هم هزينه هاي عيني کار( هزينه هاي صريح )و هزينه هاي ضمني مي شود. هزينه هاي ضمني پرداختي است که براي اطمينان دادن به منابع مالي شرکت ضروري است که به آن هزينه هاي سرمايه اي هم مي گويند. در هر موسسه تجاري ابتدا شخص سرمايه را فراهم مي کند سپس در ان کار سرمايه گذاري مي کند .
تامين کنندگان اين سرمايه ممکن است صاحبان همان شغل ، کار آفرينان يا بانکها يا سهام داران باشند. سرمايه به دست امده بستگي به هم زمان و هم ارزش پول دارد.
از رايج ترين روشهايي براي ارزيابي عملکرد موسسات ، ارزيابي ارزش افزوده اقتصادي و ارزش افزوده در بازار انهاست . ارزش افزوده اقتصادي EVA نامي ديگر براي سودهاي اقتصادي موسسات است. عوامل کليدي براي تخمين سوداقتصادي عبارتند از:
1- محاسبه سود عملياتي موسسات با استفاده از اطلاعات صورتهاي مالي، مطابقت با سودهاي حسابداري براي بهتر نشان دادن عملکرد دوره اي موسسه
2- محاسبه هزينه سرمايه
3- مقايسه سود عملياتي هزينه سرمايه
تفاوت بين سود عملياتي و هزينه سرمايه اندازه گيري در سود اقتصادي موسسات يا ارزش افزوده اقتصادي آنها است.
درباره ارزش افزوده اقتصادي مي توان گفت که اولين کساني که به بحث در رابطه آن پرداختند:
1- اقتصادانان کلاسيک بودند که سود اقتصادي را در برابر سود حسابداري مطرح نمودند از جمله آلفرد مارشال در سال 1890 سوداقتصادي را چنين تعريف نمود:
سود اقتصادي آن چيزي است که بعد از کسر کل هزينه هاي سرمايه باقي مي ماند که مي توان را سود مديريت ويا سود تعهد شده نيز ناميد.
اقتصاددانان کلاسيک اعتقاد دارند که شرکت زماني سودآور است که داراي سود اقتصادي مثبت باشد.
2- استرن واستوارت: در سال 1982 مفهوم EVA را به دنيا معرفي کردند. ارزش افزوده اقتصادي که بر مبناي نظريه سود اقتصادي بنا شده است که به آن سود باقي مانده هم مي گويند بر اين اساس است که ارزش زماني ايجاد مي شود که يک واحد تجاري بتواند تمام هزينه هاي سرمايه اي خود را پوشش داده و مبالغي نيز به عنوان سود يا ارزش افزوده اقتصادي داشته باشد. تفاوت اساسي سود حسابداري با سود اقتصادي در هزينه سرمايه منابع به کار رفته مي باشد.
مفهوم اساسي وبنيادي ارزش افزوده اقتصادي اين نيست که آيا واحد تجاري سودآور است يا خير. بلکه اين است که الف) آيا سود حسابداري براي پوشش هزينه سرمايه کافي است يا خير؟ ب) آيا بازده سرمايه گذاري ارزشي براي شرکت ايجاد مي کند يا خير؟
ودر نتيجه اين دوسوال ميتوان گفت که:ارزش افزوده اقتصادي مشخص مي کند که آيا سود عملياتي براي کل هزينه هاي سرمايه بکار گرفته شده کفايت مي کند يا خير؟
استوارت ارزش افزوده اقتصادي را حاصل کسر هزينه سرمايه از سود خالص عملياتي بعد از کسر ماليات در نظر مي گيرد:
EVA= NOPAT -(WACC*CAPITAL)
=EVA ارزش افزوده اقتصادي
= NOPAT سود خالص عملياتي پس از کسر ماليات
= WACC ميانگين موزون هزينه سرمايه در دوره t
= Acapital سرمايه ابتداي دوره t
اگرEVA بزرگتر از صفر باشد يعني شرکت موفق عمل کرده و توانسته است براي سهامداران خود ايجاد ثروت نمايد.اگر EVA مساوي صفر باشد شرکت صرفاً به بازدهي معادل هزينه سرمايه دست يافته است پس ارزش افزوده صفر است. اگر EVA کوچکتر از صفر باشد به معني زايل شدن ثروت سهامداران است در اين مواقع عموماً سهام اين گونه شرکتها به کسر فروخته مي شود.
بر خلاف EVA كه داراي مبناي اقتصادي در محاسبات مي باشد ROE براساس سود حسابداري و بر مبناي اصول پذيرفته شده حسابداري18 محاسبه مي شود.
4-1- چهار چوب نظري تحقيق
قدرت و اختيار تصميم گيري در شرکتهاي سهامي عام در اختيار طبقاتي از مديران است که داراي تضاد منافع با گروههاي برون سازماني به ويژه سهامداران ميباشد. از دير زمان به موضوع تضاد منافع که از آثار ناشي از تفکيک مالکيت از مديريت است توجه شده است و معيارهاي مختلفي جهت ارزيابي عملکرد و پرداختهاي انگيزشي براي مديران مرسوم گرديده است. پس از بحران رکود اقتصادي بزرگ تحقيقات متعددي در زمينه شناسايي مشکلهاي ناشي از تفکيک مالکيت از مديريت صورت گرفت و محققان به ريشه يابي دلايل تضاد منافع مديران وسهامداران پرداختند و در جهت تعديل تضاد منافع معيارهايي براي ارزيابي عملکرد مديران و پرداخت پاداش به آنها بر اساس نتايج اين ارزيابيها متداول گرديد .
همواره اين معيارها مبتني بر مقياسهاي حسابداري به ويژه مقياس سود گزارش شده يا درآمد هر سهمEPS 19 مي باشد. با گذشت زمان مديران به منظور حفظ سطح پاداش و بهبود آن به مديريت کردن سود از طريق تحريفهاي حسابداري پرداختند و شاهد بوديم عليرغم آنکه بر مبناي مقياسهاي حسابداري وضعيت مالي مطلوب است بعضي شرکتها با بحران مالي از جمله کمبود نقدينگي مواجه بوده اند. از معيارهاي ارزيابي مذکور و طرحهاي پاداشي مبتني بر آنها نتوانسته است کاملا در جهت منافع سهامداران و مالکيت شرکت به تعديل تضاد منافع بپردازند. با پيدايش نظرات سود اقتصادي يا سود باقيمانده مدلهايي به منظور محاسبه سود اقتصادي پيشنهاد گرديد و سود خالص عملياتي پس از کسر ماليات و هزينه سرمايه به عنوان سود اقتصادي يا سود باقيمانده تعريف شد. سود اقتصادي منبع خلق ارزش براي واحدهاي تجاري و در نتيجه موجب افزايش ارزش سهام در بازار است. همانگونه که ميدانيم هدف بارز بنگاهها حفظ و بهبود ثروت سهامداران است که ارزش آفريني براي بنگاهها تنها راه نيل به اين هدف ميباشد. خلق سود اقتصادي (ارزش افزوده اقتصادي)عامل ارزش آفريني بنگاهها است و باعث افزايش ارزش سهام در بازار و بهبود ثروت سهامداران مي گردد. در اين راستا مبتني بر ساختن پاداشهاي مديران بر معيارهاي سود اقتصادي موجب تعديل تضاد منافع و همسويي منافع ميان مديران و سهامداران مي گردد.
5-1-فرضيات تحقيق
در فراگرد و روش شناختي ، محقق بايد زمينه ها، ابزارها، محک ها و اصولي را تدارک ببيند تا بتواند فرضيه را آزمون و ان را تأييد يا رد و يا تضعيف يا تصحيح نمايد.
در پژوهش حاضر ابتدا عقيده خود را بر مبناي تئوري هاي موجود ، به صورت فرضيه هايي طرح کرده ايم و در مراحل بعدي آن فرضيه ها را مورد تجزيه و تحليل علمي قرار داده ايم تا صحت آنها معلوم گردد . بدين ترتيب فرضيه هاي پيشنهادي رد يا قبول شده اند و درستي و يا نادرستي آنها بوسيله آزمونهايي که انجام شده است ، تبيين شده اند(دلاور، 1380،58)2.
در اين تحقيق به منظور تبيين و تشريح رابطه بين ارزش افزوده بازار و معيارهاي ارزيابي عملکرد مالي نوين و سنتي ، تدوين شده است .
فرضيه هاي اين تحقيقي عبارتند از:
فرضيه اصلي 1: بين سود اقتصادي با بازده حقوق صاحبان سرمايه در شرکتهاي برتر پذيرفته شده در بازار سرمايه تهران رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه اصلي 2 : بين سود حسابداري با بازده حقوق صاحبان سرمايه در شرکتهاي برتر پذيرفته شده در بازار سرمايه تهران رابطه معنا داري وجود دارد .
فرضيه اصلي 3 : رابطه سوداقتصادي با بازده حقوق صاحبان سرمايه نسبت به رابطه سود حسابداري با بازده حقوق صاحبان سرمايه قوي تر است .
فرضيه اصلي 4 : رابطه بين سوداقتصادي و سود حسابداري با بازده حقوق صاحبان سرمايه در صنايع مختلف متفاوت است.
6-1 اهميت و ضرورت تحقيق
يكي از مسائل مهم و حياتي هر فعاليت اقتصادي ارزيابي ميزان دستيابي به اهداف تعيين شده مي باشد بي شك اين مسئله با پيشرفت روزافزون فعاليت هاي اقتصادي وارد عرصه جديدي مي شود و لزوم ايجاد روشهاي دقيق تر و نزديك تر به واقعيت بيشتر احساس مي شود و همين احساس نياز، مقدمه ايجاد روش هاي نو ارزيابي و تكميل روش هاي قديمي تر مي شود.
از طرفي با مطرح شدن جدايي مالكيت از مديريت و به دنبال آن خواسته صاحبان سهام براي شفافيت در فعاليت هاي انجام شده در شركت، روشهاي جديدتري نسبت به روش حسابداري سنتي مطرح شد. كه اين روش ها بيشتر بر مبناي پايه هاي تئوريك اقتصادي بنا گذاشته شدند و منعكس كننده واقعيت ها در سازمان ها مي باشند.
EVA يا ارزش اافزوده اقتصادي يكي از مفاهيم جديد براي ارزيابي ميزان موفقيت شركت در ايجاد ثروت براي سهامداران مي باشد و اين ابزار دستاورد تفكر جديد مديريت بر مبناي ارزش20 مي باشد. در اين تفكر مديريتي حداكثر كردن ثروت سهامداران به عنوان اصلي ترين هدف شركت مي باشد و مديريت شركت ملزم به دستيابي به اين هدف است.
مطرح شدن EVA به عنوان يك معيار جديد ارزيابي عملكرد با توجه به تعديلات انجام شده در سود حسابداري براي دستيابي به سود اقتصادي و سعي در بر طرف كردن اشكالات وارده بر حسابداري تعهدي باعث كمرنگ تر شدن معيارهاي مبتني بر داده هاي حسابداري مي شود.
البته لازم به ذكر است محاسبه EVA با روش هاي مبتني بر سود اقتصادي داراي پيچيدگي هاي مي باشد كه در روش هاي سنتي وجود نداشته است.
7-1- اهداف تحقيق
هر تحقيقي داراي سه هدف مي باشد 1) هدف علمي 2) هدف کاربردي 3) هدف خاص و اين تحقيق نيز از اين امر مستثني نبوده و به دنبال سه هدف فوق مي باشد .
سهامداران همواره به دنبال راههايي براي ارزيابي عملکرد مديران در جهت ثروت آفريني براي شرکت و برآورد عملکرد آينده مي باشند و در عمل مشاهده مي شود که از اطلاعات و معيار هاي نامناسبي براي قضاوت در مورد عملکرد مديران استفاده مي کنند. عدم استفاده از معيارهاي مناسب براي ارزيابي عملکرد و ارزش آفريني براي سهامداران از يک سو باعث مي شود قيمت سهام شرکتها به ارزش واقعي آنها نزديک نشود و اين پديده معمولاً موجب ضرر و زيان يک گروه از خريداران سهام و سود سرشار گروه ديگر خواهد شد . از سوي ديگر عدم جبران خدمات مديران به تناسب عملکرد واقعي آنها در جهت حداکثر سازي ثروت سهامداران موجب ايجاد شکاف بين منافع مديران و سهامداران شد ه و مشکلات تضاد منافع ميان نماينده و مالک به وجود خواهد آمد. بنابراين تحقيق حاضر سعي دارد به بررسي محتواي اطلاعاتي EVA شركتهاي برتر و وجود رابطه احتمالي بين سود اقتصادي وسود حسابداري با بازده حقوق صاحبان سرمايه21 شركتها بپردازد.
8-1-حدود مطالعاتي :
قلمرو تحقيق چهارچوبي را فراهم مي نمايد تا مطالعات و آزمون محقق در طي آن قلمرو خاص انجام پذيرد و داراي اعتبار بيشتر باشد.
1-8-1 قلمرو مکاني تحقيق
اين تحقيق در شركت هاي برتر پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران كه سال مالي آنها منتهي به 29/12 است انجام شده است و نمونه انتخابي مشتمل بر 40 شركت مي باشد.
2-8-1 قلمرو زماني تحقيق
اين تحقيق رابطه همبستگي بين سود اقتصادي و سود حسابداري با ROE در طي سالهاي ( 87-80 ) بررسي مي نمايد ضمناً سال مالي شركت هاي انتخابي همگي منتهي به 29/12 مي باشد.
دوره زماني اين پژوهش ، 8 ساله و از ابتداي سال 1380 تا انتهاي سال 1387 است.
3-8-1 قلمرو موضوعي تحقيق
در اين پژوهش ، بررسي رابطه بين ROE شرکت ، با متغيرهاي, EVA , RI, مورد کنکاش قرار مي گيرد.
9-1تعريف واژه ها و اصطلاحات تحقيق:
سود اقتصادي( ارزش افزوده اقتصادي )22
EVA يكي از معيارهاي اندازه گيري عملكرد است و نشان دهنده باقي مانده سود ،پس از كسرهزينه سرمايه،(ميانگين موزون هزينه سرمايه×ارزش دفتري سرمايه) از سود حاصل از عمليات است(حجازي،1386،ص248)23.
سود خالص عملياتي بعد از كسر ماليات24
NOPAT سودي كه در محاسبه آن تنها سود حاصل از عمليات در نظر گرفته مي شود و اثر ثبتهاي غير نقدي حذف و صرفه جويي مالياتي ناشي از هزينه بهره در آن ثبت شده است.از طرف ديگر نشان دهنده سودي است كه به صورت بازده نقدي براي تامين كنندگان مالي در دسترس است (همان منبع، ص248)25.
سرمايه26
مجموع وجه نقدي است كه در خالص دارائيهاي شركت و در طول عمر آن بدون توجه به شكل تامين مالي ،نام حسابداري يا هدف واحد تجاري سرمايه گذاري شده است(همان منبع ، ص248)27.
نرخ هزينه سرمايه (C)
يعني به طور متوسط براي هر 100 ريال تامين مالي ،متحمل چند ريال هزينه شده است. كه از طريق ميانگين موزون هزينه سرمايه هر يك از منابع مالي به دست مي آيد (رستگاري، 1386، ص142)28.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام29
بازده حقوق صاحبان سهام نشان دهنده درصد سودي است كه روي حقوق صاحبان سهام در شركت عايد شده است. و از تقسيم سود پس از كسر ماليات بر حقوق صاحبان سهام به دست مي آيد (حجازي،1386 ،ص247)30.
سود حسابداري
محاسبه سود خالص پس از كسر ماليات شركتها با استفاده از اطلاعات صورتهاي مالي
شركتهاي برتر
نگاهي به تجربه بورسهاي اوراق بهادار در كشورهاي مختلف نشان مي دهد كه شناسايي شركتهاي ممتاز يا داراي موقعيت برتر اغلب برپايه يكي از معيارهاي زير انجام مي شود :
1- قدرت نقد شوندگي سهام به معناي پر معامله بودن آن در تالار معاملات بورس
2- ميزان تاثير گذاري شركت بر بازار ، يا سهم آن در ارزش جاري بازار
3- وضعيت شركت از نظر برتري نسبتهاي مالي به ويژه ميزان سود آوري به ازاي هر سهم
فصل دوم
مروري بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه
ارزيابي عملكرد شركتها از مهمترين موضوعات مورد توجه سرمايه‌گذاران، اعتبار دهندگان، مديران و دولتها مي‌باشد. در عمل معيارهاي مختلفي براي ارزيابي عملكرد وجود دارد كه در اين تحقيق رابطه بين دو معيار ارزش افزوده اقتصادي (سود اقتصادي) و سود حسابداري با بازده حقوق صاحبان سهام عادي، مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
اين فصل اختصاص دارد به بررسي پيشينه تحقيقات انجام شده مرتبط با موضوع تحقيق. در اين فصل سعي شده جهت قبل از ورود به بحث و بررسي پيشينه تحقيقات انجام شده، ضمن بيان ارزيابي عملكرد و معيارهاي مرتبط به آن، به منظور ارائه تصوير روشني از معيار ارزش افروده اقتصادي نموده محاسبه آن و چگونگي انجام تعديلات براي رسيدن به سود اقتصادي، مزايا و محدوديتهاي EVA و كاربردهاي اين معيار مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
2-2- ارزيابي عملكرد
يكي از موضوعاتي كه به طور گسترده در تئوري اثباتي مورد مطالعه قرار گرفته است، قراردادهاي بين مديران و مالكان مي‌باشد. در نظريه نمايندگي، شركت به عنوان مجموعه‌اي از قراردادهاي پيچيده تعريف مي‌شود كه براساس آن، افراد ثروت خود را به صورتهاي گوناگون و در قالب قراردادهايي در اختيار شركت قرار مي‌دهند و هر يك از آنها انتظار دارند بازده مناسبي از ثروت خود بدست آورند. با تفكيك مديريت از مالكيت واحدهاي تجاري، همواره جهت كنترل و نظارت بر مديريت مطرح بوده است. با توجه به تئوري نمايندگي و تضاد منافع بالقوه موجود بين نماينده و مالك “موكل” همواره اين امكان وجود دارد كه فعاليتهاي مديران در خلاف جهت منافع سهامداران و در جهت افزايش منافع خود آنها باشد. به منظور كنترل رفتار مديران بعنوان نماينده و ارزيابي عملكرد آنها، روشهاي مختلفي وجود دارد) شريعت پناهي ،1382،104)1.
ارزيابي عملكرد شركتها از مهمترين موضوعات مورد توجه سرمايه‌گذاران، اعتبار دهندگان، مديران و دولتها مي‌باشد.
مديران به منظور ارزيابي عملكرد خود و قسمتهاي تحت پوشش از معيارهاي مختلفي استفاده مي‌كنند. سرمايه گذاران به منظور ارزيابي ميزان موقعيت در بكارگيري سرمايه آنها و تصميم‌گيري در مورد حفظ، افزايش و يا فروش سرمايه گذاري مزبور، به ارزيابي عملكرد مديريت علاقه‌مندند. اعتبار دهندگان به منظور تصميم‌گيري در مورد ميزان و نرخ اعطاي اعتبار، به ارزيابي عملكرد مي‌پردازند. هيأت تدوين استانداردهاي حسابداري در ايران نيز به اين مقوله بعنوان نياز ذينفعان توجه داشته و در تدوين هدفهاي گزارشگري مالي بيان مي‌دارد:
“سرمايه گذاران، اعطاء كنندگان تسهيلات مالي و ساير استفاده كنندگان اطلاعات مالي غالباً سودهاي گزارش شده و عوامل تعيين كننده آن را به طرق مختلف و براي مقاصد گوناگون مورد استفاده قرار مي‌دهند. برخي از مقاصد عبارتنداز:
1- ارزيابي عملكرد مديريت
2- برآورد توان سودآوري واحد انتفاعي در كوتاه مدت و بلندمدت
3- ارزيابي مخاطره، سرمايه گذاري در واحد انتفاعي يا اعطاي تسهيلات مالي به آن(متن پيشنهادي استانداردهاي حسابداري، ص 32)1 .
در نظر گرفتن اهداف استراتژيك شركت براي انتخاب مجموعه‌اي از روشهاي ارزيابي عملكرد مناسب، براي يك شركت خاص ضرورت دارد. مهمترين جنبه‌اي كه توسط سرمايه‌گذاران مورد توجه قرار مي‌گيرد اين است كه آيا ارزش سرمايه‌گذاري آنها در نتيجه عملكرد مديريت افزايش پيدا كرده است؟ به بيان ديگر آيا براي آنان ارزش خلق شده است يا خير؟
در عمل معيارهاي مختلفي براي ارزيابي عملكرد وجود دارد. در اين معيارها، شاخصها و نسبت‌هايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه در محاسبه آنها از اطلاعات حسابداري، بازار، اقتصادي و يا تركيبي از آنها استفاده مي‌شود.
3-2- معيارهاي ارزيابي عملكرد
در دهه 1980، انتظارات سهامداران به سطح بي‌سابقه‌اي رسيد و منجر به اعمال فشار فزاينده بر شركتها در جهت افزايش ثروت سهامداران شد. بر اين اساس، قرارداد پاداش مديران بر مبناي عوامل مؤثر در تغيير ثروت سهامداران منعقد گرديد. مسأله مهمي كه در طراحي اين قراردادها وجود دارد اين است كه كدام معيار عملكرد، بايد ملاك عمل قرار گيرد.
يك معيار براي قضاوت در عملكرد شركت، قيمت سهام است “مورفي 1990 و ميلبورن 1996″31. با اين حال، معيار قيمت از يك ضعف برخوردار است زيرا برخي عوامل مؤثر بر قيمت سهام مانند شرايط سياسي و اقتصادي جامعه و جهان، خارج از كنترل مديران مي‌باشند. قرار دادن قيمت سهام بعنوان معيار عملكرد، مي‌تواند در بر گيرنده ريسك فراواني براي مديريت باشد و اين ريسك، قابليت ايجاد انگيزه براي مديران به منظور حداكثر كردن ثروت سهامداران را كاهش مي‌دهد. بنابراين معيار مورد استفاده بايد از دو ويژگي برخوردار باشد:
( در معرض عواملي نباشد كه خارج از كنترل بوده و بر قيمت سهام تأثير دارند.
( بيشترين رابطه را با تغييرات در ثروت سهامدار داشته باشد32.
برخي معيارها مبتني بر اطلاعات تاريخي موجود در صورتهاي مالي اساسي و يادداشتهاي همراه است. از مزاياي اين معيارها اينست كه قابليت اتكا و اثبات دارند.
يكي از مهمترين اين معيارها، سود مي‌باشد. هندريسكون از سود بعنوان معياري جهت ارزيابي كارايي نام برده و معتقد است عمليات كارايي يك واحد تجاري بر روند پرداخت سود سهام به سهامداران تأثير مي‌گذارد. سهامداران قبل از خريد سهام شركت به ارزيابي كارايي مديريت آن شركت مبادرت مي‌ورزند. يكي از مصاديق كارايي مديريت، استفاده بهينه از منابع موجود در شركت مي‌باشد كه در نهايت باعث افزايش بازدهي صاحبان سهام مي‌گردد (هندريکسون، 1999، ص144)33.
با اين وجود، سود حسابداري داراي محدوديتهايي است كه باعث مي‌شود بعنوان معيار مناسبي براي اندازه‌گيري عملكرد در نظر گرفته نشود. از جمله اين محدوديتها مي‌توان به امكان بكارگيري روشهاي حسابداري، اشاره كرد. مبلغ سود را نمي‌توان به تنهايي تعيين كننده ارزش يك شركت و ميزان موفقيت مديريت آن دانست. زيرا علاوه بر مبلغ سود، كيفيت سود و اينكه با چه ميزان سرمايه گذاري حاصل شده است نيز مهم است.
از لحاط تئوريكي نيز انتقاداتي به سود حسابداري وارد شده است. آقاي هندريكسون عقيده دارد كه مفهوم سود حسابداري هنوز به صورت واضحي فرمول بندي نشده است و رويه‌هاي پذيرفته شده حسابداري، اجازه مي‌دهند كه تفاوتهايي در اندازه‌گيري سود دوره‌اي شركتهاي مختلف وجود داشته باشد.
همچنين تغييرات سطح قيمت، مفهوم سود محاسبه شده بر مبناي تاريخي را تغيير داده است. وي عقيده دارد براي تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران، معيارهاي ديگر مي‌تواند مفيدتر باشد34.
ROE و ROI يكي ديگر از اين معيارهاست. ROE، سودآوري شركت را از ديدگاه سهامدار مي‌سنجد و ROI سودآوري كل شركت را در نظر مي‌گيرد. با اين حال از آنجا كه در محاسبه آنها از سود حسابداري استفاده مي‌شود، مشكلات مطرح شده براي سود را دارند. ROE نشان نمي‌دهد كه شركت داراي چه عملكردي بوده است، به علت اينكه مي‌توان عملكرد ضعيف را با بدهي مخفي كرد.
نسبت قيمت به سود “P/E” هم از معيارهاي رايج در ارزيابي عملكرد است و تابعي از كيفيت سودآوري شركت مي‌باشد. با اين حال در محاسبه آن از سود استفاده مي‌شود و بنابراين حاوي همه مشكلات سود حسابداري مي‌باشد.
يكي ديگر از معيارهاي مطرح در ارزيابي عملكرد، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام 35مي‌باشد. با وجود سادگي محاسبه و قابل فهم بودن اين معيار، از آنجا كه قيمت سهام شركت تحت تأثير عواملي است كه غالباً در كنترل مديريت نيستند، اين نسبت مي‌تواند گمراه كننده باشد. از طرف



قیمت: تومان


پاسخ دهید