دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان
دانشکده علوم، گروه زيست شناسي
پايان نامه جهت دريافت کارشناسي ارشد M.SC
گرايش فيزيولوژي جانوري

عنوان
اثر کتوپروفن بر سرطان تخمدان القاء شده
توسط DMBA در موش صحرايي ماده نژاد ويستار
استاد راهنما
دکتر کيوان کرامتي
استاد مشاور
دکتر کامران غفارزادگان
نگارش
فهيمه حبيبي
بهار 1391
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا بر منتهاي همت خود کامران شدم
اعتراف ميکنم که نه زبان شکر تو را دارم و نه توان تشکر از بندگان تو، اما بر حسب وظيفه از کليه اساتيد ارجمندم در طول سالهاي به ياد ماندني شاگرديشان تشکر مينمايم، از اساتيد ارجمند آقايان دکتر کيوان کرامتي، دکتر کامران غفارزادگان و دکتر ابوالفضل باباخاني براي راهنمايي و مشاوره و هدايت اين پايان نامه، که همواره از ايدههاي خوب آنان بهرهمند گرديدهام خاضعانه سپاسگزارم، از استاد گرامي آقاي دکتر شيروي که داوري اين پايان نامه را به عهده گرفتند ، از مديران و همکاران حوزه معاونت پژوهش و آموزش و کليه کارمندان محترم دانشگاه آزاد دامغان که عليرغم مشغلههاي متعدد، با همکاري بسيار خوب زحمات زيادي را متحمل شدهاند تشکر مينمايم، همچنين از کليه پرسنل محترم آزمايشگاه دکتر مويد که مرا در به پايان رساندن اين پايان نامه ياري رساندند صميمانه سپاسگزارم، از دوست عزيزم مرجان مهرانپور که با مهربانيهاي خواهرانهاش هميشه مايه آرامش من بود، از کيميا سنايي و ندا جمشيدي که محبتهايشان در همه حال شامل حال اينجانب گشته نهايت تشکر و قدرداني را دارم و در پايان از پدر،مادر،همسر،خواهر و برادرانم و همه فرشتگانم که بالهاي محبت خود را گسترانيدند و با تحمل دشواريها سبب شدند تا در کمال آسودگي خيال و فراغت بال، شوق آموختن در من زنده بماند با تمام وجود سپاسگزارم و اين نيست جز جلوهاي از لطف و رحمت پروردگاري که از اداي شکر حتي يک نعمت او ناتوانم…
تقديم به: پدر و مادر مهربانم و همسر عزيزم
که دريايي از بزرگواري
اقيانوسي از ايثار
کوهي از صبر
و بهترين ياورم در لحظات سخت زندگيام هستند.
تقديم به آنان که:
پيوسته جرعه نوش جام تعليم و تربيت ، فضيلت و انسانيت آنها بودهام و همواره چراغ وجودشان روشنگر راه من در سختيها و مشکلات بوده است، به من آموختند فردا از آن من است ، روشن تر از ديروز.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول: مروري بر تحقيقات گذشته
مقدمه3
1-1 سرطان چيست 3
1-2 انواع سرطان ها 3
1-3 درجه بندي ومرحله بندي تومورها 4
1-4 بدخيم شدن سرطان 4
1-5 منشا سرطان 5
1-6 تقسيم بندي تومورها 5
1-6-1 تومورهاي بدخيم5
1-5-2 تومورهاي خوش خيم5
1-7 ويژگي هاي تومورهاي بدخيم6
1-7-1 سرعت رشد سلولهاي سرطاني 6
1-7-2 رگزايي تومورها6
1-7-3 متاستاز7
1-7-3-1 هجوم به ماده زمينه اي خارج سلولي 7
1-7-3-2 گسترش عروقي و سكني گزيدن سلولهاي سرطاني8
1-8 سرطان بيماري ناشي از تمايز غير طبيعي 8
1-9 خصوصيات فنوتيپي سلولهاي سرطاني9
1-10 ژنهاي مربوط به سرطان 11
1-11 عوامل سرطان12
1-11-1 عوامل ژنتيكي12
1-11-2 سرطان زايي تابشي (فيزيكي ) 13
1-11-3 سرطان زايي شيميايي13
1-11-4 سرطان زايي در اثر ويروسها14
1-11-4-1 ويروس هاي سرطان زاي RNA دار14
1-11-4-2 ويروس لوسمي T انساني نوع 114
1-11-4-3 ويروس هاي سرطان زاي DNA دار15
1-11-4-4 ويروس پاپيلوماي انساني15
1-11-4-5 ويروس هپاتيت B 16
1-12 سرطان تخمدان 17
1-13 آمار سرطان تخمدان 17
1-14 آناتومي تخمدان 18
1-15 قشر تخمدان 18
1-16 علائم سرطان تخمدان 18
1-17 تغييرات اپي ژنتيک در سرطان تخمدان 19
1-18 بررسي تغييرات اپي ژنتيک 19
1-19 نشانگرهاي تشخيص زود هنگام 19
1-20 نشانگرهاي پيشگويي کننده 20
1-21 پيشگيري سرطان تخمدان 20
1-22 مراحل سرطان تخمدان 20
1-23 ژن هاي سرطان تخمدان 21
1-23-1 ژن BRCA1 21
1-23-2 ژن BRCA2 22
1-23-3 ژن P53 23
1-24 الگوهاي سرطاني 24
1-25 تغييرات مولکولي 25
1-26 نشانگرهاي پاسخ به درمان 26
1-27 روش هاي درماني 26
1-27-1 داروهاي ضد رگزايي 26
1-27-2 ژن درماني 26
1-27-3 هورمون درماني 27
1-27-4 جراحي 27
1-27-5 پرتو درماني Radiotherapy 27
1-27-6 شيمي درماني /27
1-28 هورمون هاي استروئيدي 29
1-29 مكانيسم سرطان زايي DMBA 29
1-30 كتوپروفن Ketoprofen 30
1-31 سيکلواکسيژنازها 31
1- 32 ساختار پروتييني سيکواکسيژناز 31
1-33 سيکلواکسيژنازها و سنتز پروستانوييدها ا31
1-34 تفاوت ها و شباهت هاي ايزوزيم هاي سيکلواکسيژناز 32
1-35 سيکلواکسيژناز و بيماري ها 32
1- 36 اعمال پروستاگلندينها33
1-37 هدف از انجام پژوهش 34
فصل دوم: روش تحقيق و مواد
2-1 مواد و وسايل مورد نياز38
2-1-1 مواد و حيوانات مورد نياز 38
2-1-2 وسايل 39
2-1-3 دستگاه ها 40
2-2 حيوانات آزمايشگاهي 41
2-2-1 گروههاي آزمايشي 42
2-3 روش هاي انجام پژوهش 42
2-3-1 روش تهيه محلول القاء كننده تومور (DMBA) 42
2-3-2 روش جراحي و القاء تومور 43
2-3-3 روش تزريق محلول القاء كننده به حيوان 45
2-3-4 روش تزريق كتوپروفن 46
2-3-5 روش خارج كردن تومورها 47
2-4 شاخصهاي مورد سنجش 47
2-5 محاسبات آماري- تجزيه و تحليل آماري 47
فصل سوم: نتايج تحقيق
3-1 گروههاي آزمايشي 49
3-2 نتايج ماکروسکپي 50
3-3 نتايج هيستو پاتولوژي 59
فصل چهارم: بحث ، نتيجه گيري و پيشنهادات
4-1 بحث 65
4-2 پيشنهادات72
فصل پنجم: فهرست منابع فارسي و لاتين
فهرست منابع فارسي74
فهرست منابع لاتين75

چكيده:
با توجه به اينكه سرطان تخمدان از شايع ترين سرطان هاي موجود در زنان و يكي از علت هاي اصلي مرگ و مير در زنان مي باشد و با توجه به نقش آنزيم هاي سيکلواكسيژناز و توليد پروستاگلندين E2 در ايجاد ضايعات توموري، به كارگيري تركيباتي به عنوان مهاركننده غير انتخابي سيکلواكسيژنازها در ممانعت از ايجاد سرطان مي تواند مؤثر باشد، لذا اين پژوهش به منظور ارزيابي نقش کتوپروفن به عنوان مهاركننده غير انتخابي، آنزيم سيکلواكسيژناز در بروز سرطان تخمدان بر روي موش هاي صحرايي ماده نژاد ويستار انجام شد.گروه هاي آزمايشي شامل گروه مورد تزريق DMBA+Saline , DMBA و گروه هاي مورد تزريق مقادير مختلف كتوپروفن هستند، حجم نمونه در هر گروه برابر با 8 انتخاب شده است . به منظورالقاء سرطان از تركيبي به نامDMBA استفاده شده كه از شركت سيگما تهيه گرديد. تركيب مذكور مستقيما به داخل تخمدان تزريق شد.به دنبال القاء تومور توسط DMBA تمام نمونه هاي حيواني از نظر بروز ضايعات سرطاني در تخمدان و ظهور نشانههاي درمانگاهي مربوطه مورد مطالعه قرار گرفتند. در پايان بررسي نيز يافته هاي كالبد شكافي و همچنين مقاطع ميكروسكپي ضايعات توموري نيز در نمونه هاي موجود در كليه گروه ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافتههاي حاصل از اين پژوهش بر مبناي آناليز واريانس يك طرفه oneway ANOVA و به منظور مقايسه بين گروه هاي مختلف از آزمونTukey استفاده شد. در اين پژوهش اندازه و وزن تومور د گروه هاي دريافت كننده دارو به شدت كاهش يافت كه نشاندهنده تاثير مثبت دارو در درمان سرطان تخمدان مي باشد. برشهاي ميكروسكپي از بافت تخمدان يافتههاي ما را تاييد نمودند.
مقدمه :
در حال حاضر سرطان دومين علت مرگ مير در ايالات متحده آمريكا پس از بيماري هاي قلبي-عروقي مي باشد و شيوع آن همچنان در حال گسترش است (89). اكثر محققين امروزه بر اين عقيده اند كه تشخيص صحيح و زود رس سرطان كليد درمان موفق آن است ، تغييرات سلول طي رشد، تغييرات سازشي و برگشت پذير است اما سرطان نتيجه تكثير غير طبيعي سلولهاي نئوپلازيا است كه منجر به تشكيل توده سلولهاي غير طبيعي نئوپلاسم (تومور) مي شود، مفهوم سرطان يعني رشد كنترل نشدهاي كه منجر به ايجاد حالتي مي گردد كه در آن زمان چرخه سلولي سلولهاي سرطاني كوتاهتر از همان سلولها در حالت طبيعي است. با سرطاني شدن يك سلول، اين سلول با دريافت حداقل محرك هاي طبيعي به تقسيم خود ادامه مي دهد. در اين ميان سرطان تخمدان از عمده سرطان هاي زنان به شمار مي رود. به دليل اهميت بيماري هاي سرطاني در اين پژوهش سعي شده است به بررسي نقش كتوپروفن به عنوان مهار كننده انتخابي آنزيم هاي سيكلواكسيژناز در بروز سرطان تخمدان در موش صحرايي ماده نژاد ويستار پرداخته شود.
1-1 سرطان چيست ؟
سرطان در معناي واژه اي به فارسي يعني چنگار يا خرچنگ و اولين بار بقراط اين واژه را براي اين بيماري به كار برده است. سرطان اصطلاحي براي اطلاق به گروهي از بيماريها است که در آن سلولهاي غير طبيعي بدون کنترل تقسيم ميشوند و ميتوانند به ساير بافتها تهاجم کنند. سلولهاي سرطاني ميتوانند از طريق خون و دستگاه لنفاوي به ساير نقاط بدن گسترش پيدا کنند(1). سرطان عبارتي براي رشد غير عادي و غير قابل کنترل است که باعث اختلال بافتي ميشود. وقتي سرطانزايي رخ ميدهد، سلول قبلا طبيعي سرطاني ميشود. سلول جهش يافته قابليت تقسيم سلولي غير قابل کنترل و ايجاد تومور دارد.تومور طبق بافت يا ارگاني که از آن منشا گرفته است ناميده ميشود(1).
1-2 انواع سرطان1
کارسينوم: تومورهاي تو پري هستند که از سلولهاي پوشاننده سطح اعضاء (اپي تليال) منشا ميگيرند. بيشتر کارسينوماها از اعضايي که داراي توانايي ترشح مواد هستند منشاء ميگيرند(4).
:اين دسته سرطانهايي هستند که از بافت همبند مثل: غضروف، استخوان و ماهيچه منشاء مي‌گيرند. سارکوم
ملانوم: رشد سرطاني ملانوسيتها (سلول بدخيم توليد کننده رنگ دانه) هستند که ميتوانند در کل بدن ديده شوند، ملانوماها بيشتر در پوست رخ ميدهند(4).
لنفوم غير هوچکين: معمولا در کل سيستم لنفاوي پخش ميشوند و شامل بدخيمي کلونال( نشات گرفته از يک سلول) ميباشد(4).
لنفوم هوچکين: اين سرطان به صورت قابل پيش بيني و توالي مشخص از يک گروه غده لنفاوي به گروه بعدي گسترش مييابد. در اين لنفوم، لنفوسيتهاي غير طبيعي و چند شکلي و ساير انواع سلولي غدد لنفاوي را درگير ميسازند(4).
لوسمي: شامل سرطانهايي است که از سلولهاي تشکيل دهنده خون و سلولهاي ايمني منشاء مي‌گيرند(4).
1-3درجه بندي و مرحله بندي تومورها:
درمان مناسب يک نوع سرطان وابسته به تشخيص و ارزيابي اوليه سرطان است. دو نوع مهم ارزيابي سرطان عبارتند از درجه بندي و مرحله بندي.
درجه بندي: بر اساس نماي ميکروسکپي سرطانها ميتوان آنها را طبقه بندي کرد. در اين روش که درجه بندي نام دارد، درجه عدم تمايز سلولي ارزيابي ميشود. هر چه توده از درجه تمايز کمتري برخوردار باشد بدخيم تر است. بنابراين تومورهاي درجه 1 تومورهاي تمايز يافته اي هستند که از نظر ساختاري مشابه سلولهاي طبيعي انسان ميباشند و از درجه تهاجم کمتري برخوردارند و رشد آهسته تري دارند. تومورهاي درجه 2و3 به ترتيب داراي تمايز متوسط و کم هستند(1و4).
1-4 بدخيم شدن سرطان:
وقتي سلول “جهش يافته” تقسيم مي‌شود، به 2 سلول جديد ” جهش يافته ” تبديل مي‌گردد و اين فرآيند به همين ترتيب ادامه مي‌يابد تا همان يک سلول موذي به توده‌اي از سلولها که تومور2 ناميده مي‌شود، تبديل مي‌گردد. گاهي اين تومورها، خوش خيم بوده و رشد نمي‌کنند. ولي در صورتي که سلولهاي تومور رشد کنند و تقسيم شوند و سلولهاي طبيعي اطراف خود را از بين ببرند و به نقاط ديگر بدن هم دست‌اندازي کنند، تومور بدخيم محسوب مي‌شود. بزرگترين خطر تومورهاي بدخيم، توانايي آنها در حمله به بافتهاي سالم و پخش شدن در بدن است و اين همان متاستاز سرطان است. هر چه تومورها رشد کنند و بزرگتر شوند، جلوي رسيدن مواد غذايي و اکسيژن را به سلولهاي سالم مي‌گيرند و با پيشرفت سرطان، سلولهاي سالم مي‌ميرند و عملکرد و سلامت بيمار از بين مي‌رود. اگر جلوي اين فرآيند گرفته نشود، سرطان به مرگ مي‌انجامد(2و4).
1-5 منشاء سرطان:
بدن از انواع سلولها تشکيل شده است، اين سلولها به شيوهاي کنترل شده رشد ميکنند و تقسيم ميشوند تا سلولهاي بيشتري توليد کنند که براي سالم نگه داشتن بدن لازم است. اما گاهي اين فرايند منظم به هم ميخورد، ماده ژنتيکي يا DNA سلول ممکن است آسيب ببيند يا تغيير کند و در آن جهشهايي رخ دهد که بر رشد و تقسيم طبيعي سلول اثر بگذارد هنگاميکه اين واقعه رخ دهد، اين سلولها هنگاميکه بايد بميرند، از بين نميروند و سلولهاي جديدي تشکيل ميشوند که بدن به آنها نيازي ندارد، اين سلولهاي اضافي ممکن است تودهاي را تشکيل دهند که تومور ناميده ميشود(1).
1-6تقسيم بندي تومورها :
تومورها با دو ويژگي شناخته مي شوند ، يكي منشاء تومور يعني بافتي كه تومور در آن ظاهر مي شود ، ويژگي ديگر چگونگي رشد و تكامل تومور است(4). تومورها دو نوع هستند ، خوش خيم و بد خيم ، ياختههاي تومورهاي خوش خيم رشد چنداني ندارند و به ديگر نقاط بدن هم پراكنده نمي شوند . ليپوم3( خالها و تومورهاي بافت چربي ) كه اغلب روي شانه و گردن ديده مي شوند، تومور غده چربي كه اكثرا در پوست سر توليد مي شوند جزء تومورهاي خوش خيم هستند(4).
1-6-1 تومورهاي بدخيم4:
1.رشد سريعي دارند و در جريان رشد با نفوذ عميق به داخل بافت هاي اطراف آن هارا نابود مي كنند.
2.متاستاز5 مي دهند.
3.ساختار بافت اوليه خود را كاملا تغيير مي دهند.
4.تقسيم ياخته اي ناهنجار و زياد است.
5.ياخته ها از نظر شكل و اندازه يكسان نيستند و به ندرت دو نمونه يكسان ديده مي شود.
6.ياخته ها داراي دو يا چند هسته به اندازه هاي متفاوت هستند(2).
1-5-2 تومورهاي خوش خيم6 :
1.معمولا رشد كندي دارند و همين طور كه رشد مي كنند بافتهاي مجاور را كنار مي زنند.
2.متاستاز نمي دهند.
3.ساختار بافت اوليه حفظ مي شود.
4.تقسيم ياخته اي در حد تقسيم ياخته هاي بافت سالم است.
5.ياخته ها از نظر شكل و اندازه يكسان هستند.
6.ياخته ها داراي يك هسته و به شكل طبيعي هستند(2).
1-7 ويژگي هاي تومورهاي بدخيم :
سرگذشت طبيعي يك تومور بدخيم نمادين را مي توان به اين مراحل تقسيم كرد:
تغيير ماهيت نئوپلاستيك7 يك سلول، گسترش دودماني اين سلول، تهاجم موضعي و سرانجام گسترش به مناطق دور. تشكيل يك توده بدخيم و سرطاني به وسيله فرزندان همشكل سلول تغيير ماهيت يافته، فرآيند پيچيده اي است كه عوامل متعددي در آن تاثير دارند. بعضي مثل زمان تقسيم ياخته هاي سرطاني به خود اين سلولها بستگي دارند و برخي نيز مثل رگسازي ، نشان دهنده واكنش هاي ميزبان به سلولهاي سرطاني يا فرآورده هاي آنها است(61و87و98).
1-7-1 سرعت رشد سلولهاي سرطاني:
زمان تقسيم سلولهاي سرطاني: چرخه سلولي ياخته هاي تغيير ماهيت يافته نيز همان پنج مرحله سلولهاي طبيعي را دارد.(G0 ،G1،S،G2،M) زمان كلي چرخه سلولي در خيلي از تومورها مساوي يا حتي زيادتر از چرخه سلولي ياخته هاي طبيعي است (2).
1-7-2 رگزايي8 تومورها:
غير از عوامل رشدي كه در خود سلولها بايد آنها را جستجو كرد عوامل ديگري نيز بر رشد و نمو تومورها تاثير مي گذارند از اين ميان مهمترين عامل ،پشتيباني عروقي يك تومور است (2). شواهد تجربي و باليني فراواني در دست است مبني بر اين كه تومورها بدون پشتيباني عروقي هيچ گاه نمي توانند يك يا دو ميلي متر ضخيم تر يا بزرگتر شوند(55،2). در حقيقت مي توان پذيرفت كه توانايي براي ايجاد رگ هاي جديد يكي از موارد ضروري براي تومورهاي بدخيم است.(چون بدون دسترسي عروق خوني هيچ توموري نمي تواند به نواحي دور دست اندازي كند)(13). مطالعات زيادي حاكي از اين هستند كه تومورها خود موادي ترشح مي كنند كه قادرند تمام وقايع مسئول در تشكيل مويرگهاي جديد را متأثر سازند(2،13).
مواد رگساز مشتق از تومورها را مي توان به دو گروه كلي و عمده تقسيم كرد(13).
1.آنهايي كه فرآورده هاي سلولي سرطاني محسوب مي شوند.
2.آنهايي كه از ياخته هاي التهابي نفوذ كرده به تومورها ، حاصل مي گردند(2،13).
مشخصترين اعضاي گروه اول عبارتند از: عوامل رشد فيبروبلاستي9 متصل شونده به هپارين (FGF)، اين مولكولها سه عمل انجام مي دهند:
يكي اينكه سلولهاي اندوتليال10 را به محل ترشحشان فرا مي خوانند، دوم اينكه آنان را وادار به ميتوز مي كنند و سوم اينكه باعث توليد آنزيم پروتئوليتيكي11 مي شوند كه باعث نفوذ جوانه هاي اندوتليال به بستر تومور
مي گردند (13،2).عوامل رگساز ديگر مشتق از تومورها شامل ?-Tef و Eef مي باشند.
سر دسته گروه دوم عبارت است از ?-TNF، اين ماده سلولهاي اندوتليال را به ميتوز وا مي دارد و در ضمن به مهاجرت آنها نيز كمك مي كند(11).
از آنجايي كه رگسازي براي رشد و گسترش سرطانها عامل بسيار مهمي به شمار مي آيد توجه زيادي به علت آن و اينكه به چه ترتيبي مي توان جلويش را گرفت معطوف شده است . مولكولهاي رگساز زيادي هستند كه محصول پروتوانكوژن12 هايند و در اثر وقوع جهش ها فعال مي گردند(57و132). رگسازي در تومورها ممكن است در نتيجه از ميان رفتن يك سد مهار كننده رگسازي نيز باشد كه يك ژن مهار كننده سرطان دستور ساخت آن را صادر كند(46و38). بنابراين چنانكه مي بينيم به نظر مي آيد كه رگسازي و خود مختاري رشد تومورها هر دو معلول وقايع ژنتيكي مشابهي هستند.
1-7-3 متاستاز :
مشكل درمان سرطان بيشتر به علت پراكنده شدن ياخته هاي تومور اوليه و تشكيل تومور ثانويه در اندام هاي ديگر بدن است عارضه اي كه به آن متاستاز مي گويند. متاستاز به معناي انتقال از يك نقطه به نقطه ديگر است . ياخته هاي تومور اوليه سرطاني، از راه گردش خون يا لنف به اندام هاي ديگر بدن منتقل مي شوند و تومورهاي سرطاني جديد يا ثانويه را به وجود مي آورند، البته براي رشد و تكثير تومورهاي ثانويه شرايط و زمينه معيني لازم است و متاستاز در همه سرطانها يكسان نيست و بسته به نوع سرطان اندامهاي به خصوصي در معرض حمله ياختههاي مهاجم قرار مي گيرند(4).
متاستاز براي ايجاد تومور ثانويه مراحل مختلف زير را طي مي كند:
1-7-3-1 هجوم به ماده زمينه اي خارج سلولي :
بافت ها و نسوج بدن ما به اجزايي تقسيم شده اند كه هر كدام با دو نوع ماده ي زمينه اي خارج سلولي(ECM)از يكديگر جدا مي شوند. اين دو نوع ماده زمينه اي عبارتند از غشاي پايه و بافت هم بند بينابيني كه هر يك از آنها از كلاژن و گليكو پروتئين هاي متفاوت ساخته مي شوند. يك كارسينوما نخست بايد غشاي پايه زيرين خود را از هم بگسلد، پس بايد از ميان بافت هم بندي بينابيني گذر كند و سرانجام بايد خود را با سوراخ كردن غشاي پايه عروق به جريان خون برساند(2). شواهدي وجود دارند حاكي از اينكه اتصال سلولهاي سرطاني به لامينين13 و فيبرونكتين14، براي تهاجم و دست اندازي امري ضروري است. ياختههاي اپتيليال طبيعي ،در بخش قاعدهاي خود، براي لامينين غشاي پايه، گيرندههايي دارند، اما تعداد اين گيرندهها در سلولهاي سرطاني بيشتر است(2).
دومين مرحله در تهاجم عبارت است از انهدام موضعي غشاي پايه و بافت هم بند بينابيني. سلولهاي سرطاني يا خودشان آنزيمهاي پروتئوليتيك15 ترشح مي كنند يا ياخته هاي بدن ميزبان را وادار به ترشح و ساخت پروتئازها مي نمايند. چندين آنزيم از قبيل كلاژناز نوع IV و فعال كننده پلاسمينوژن از نوع اوروكيناز و كاپتين B در جريان اين انهدام موضعي دست دارند ، كلاژناز نوع IV يك پروتئاز فلز داراست كه كلاژن نوع IV غشاي پايه اپي تليوم و عروق را تجزيه مي نمايد(2).
جابجايي سومين مرحله تهاجم است كه در آن سلولهاي سرطاني از ميان غشاي پايه عبور مي نمايند(6).
1-7-3-2 گسترش عروقي و سكني گزيدن سلولهاي سرطاني :
به محض اينكه پاي سلولهاي سرطاني به گردش خون باز شد ، در معرض تهاجم سلولهاي ايمني ميزبان قرار مي گيرند. در جريان خون، برخي از ياخته هاي سرطاني با جمع شدن به دور هم و اتصال به لوكوسيت دماي در گردش و به ويژه پلاكتها16، آمبولي تشكيل مي دهند و به اين ترتيب تا حدي از چنگ سلولهاي ضد تومور ميزبان مي گريزند. با اين حال اكثر سلولهاي سرطاني به صورت جداجدا در جريان خون منتقل مي شوند . فرآيند خروج اين سلولهاي سرطاني يا آمبولي هاي توموري از جريان خون شامل چسبيدن به اندوتليوم عروق و پس از آن خروج از طريق غشاي پايه به وسيله همان مكانيسم هايي كه در جريان تهاجم دست داشتند، مي باشد.(2)
1-8 سرطان بيماري ناشي از تمايز غير طبيعي:
سرطان از سلولهاي مشتق شده از بافتهاي طبيعي بدن تشکيل شده است. يک تفاوت مهم بين سلولهاي سرطاني و سلولهاي طبيعي عبارتست از عدم تمايز يابي طبيعي سلولهاي سرطاني. زودرس ترين تغييرات کارسينوژنيک مشاهده شده در يک سلول بالغ تمايز يافته ممکن است باعث ايجاد سلولي با مشخصات بسيار شبيه اما تغيير يافته با سلول بالغ طبيعي شوند. به طوريکه تفاوت اوليه بين سلولهاي طبيعي و سلولهاي تغيير يافته به وسيله کارسينوژن در متابوليسم،آنزيمها ساختار سطح سلولي و ديگر جوانب ممکن است بسيار ظريف باشد(1). چون تشخيص سرطان و نيز طرح ريزي عوامل انتخابي مخرب سلولهاي سرطاني به تفاوتهاي بين سلولهاي سرطاني و طبيعي وابسته ميباشد، لذا استراتژيهاي متکي به تشخيص و درمان نسبت به موقعيتي که تغيير بدخيمي زودرس تر در يک سلول ريشهاي اوليه تر و در حال تکثير اتفاق افتدتا حدودي متفاوت خواهند بود اگر چه که سلولهاي سرطاني واجد تمايز کمتري نسبت به همتاهاي بالغ خود هستند.
1-9 خصوصيات فنوتيپي سلولهاي سرطاني :
سلولهاي طبيعي با سرطاني شدن دچار تغييرات شاخصي در ساختار و عملكرد خود مي شوند كه مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1.اغلب سلولهاي بد خيم دچار آناپلازيا17 مي شوند. طي اين فرآيند تمايز يافتگي سلول كاهش يافته و ويژگي هاي تخصصي آنها تا حدي از بين مي رود(87).
2.سلولهاي سرطاني از خود اندازه ي بزرگتر با هسته اي نامنظم و هستك هاي پايدار نشان مي دهند(87).
3.سطح سلولهاي سرطاني را ميكروويلوس ها و لاملا پودياها مي پوشاند (87).
4.ميتوز در اين سلولها افزايش يافته و ميتوزهاي غير طبيعي و سلول هاي غول پيكر چند هسته اي نيز در بين آنها ديده مي شود (87).
5.تغييرات هسته اي به دنبال ترانس فرماسيون(Trans Formation)در كروموزوم ها رخ مي دهد. براي مثال اغلب سلولهاي سرطاني داراي انحرافات كروموزومي از نوع آنيوپلوئيدي(Aneuploidy)(تعداد نادرست كروموزومها)و يا جابجايي(Translocation)قطعه اي از كروموزوم هستند مانند كروموزوم فيلادلفيا كه شكلي غير طبيعي از كروموزوم است كه در نتيجه ي جابجايي قطعهاي از كروموزوم 22 به كروموزوم 9 ايجاد شده است(87).
6.حذف پاسخ هاي آپوپتوزيس18 يا برگ برنامه ريزي شده سلولي، آپوپتوزيس سلولهاي سرطاني شده را وادار به خود كشي مي كند (87).
7.كاهش سازمان يابي اسكلت سلولي يا از بين رفتن اين سازمان يابي (87).
8.بروز تغييرات گسترده در سطح سلول كه توام با كاهش يا افزايش تركيبات خاص مي باشد. در اين حال سلولهاي سرطاني پروتئينهاي سطحي جديدي به نام آنتي ژن هاي توموري (Associated Antigen Tumor) را مي سازند(87).
9.افزايش سياليت غشاي پلاسمايي(87).
10.سيستم هاي جذب قندها و اسيدهاي آمينه در سلولهاي سرطاني به فراواني فعال مي شود(87).
11.كاهش چسبندگي سلولها به يكديگر و به بستر كشت. به عبارت ديگر وابستگي تكيه گاهي(Anchoroge Dependence)در اين سلولها كاهش مي يابد و منجر به حركت آزادانه آنها در محيط هاي كشت و در بافت هاي بدن (متاستاز) مي شود(87).
12.سلولهاي سرطاني از خود تمايل به توده اي يا مجتمع (Agglutinate) شدن در برابر لكتين ها19(تركيبات پروتئيني كه داراي جايگاههاي متعدد اتصال به كربوهيدراتها هستند)را نشان مي دهند(87).
13.كاهش اتصالات فاصله دار كه منجر به كاهش ارتباط بين سلولي مي شود(87).
14.سلولهاي سرطاني ، پروتئازهاي ترشحي خاصي را ترشح مي كنند. براي مثال يكي از پروتئازهاي اصلي ترشح شده از سلولهاي سرطاني ، فعال كننده پلاسمينوژن (Plasminogen Activator) است كه واكنش شكسته شدن پلاسمينوژن (پيش ساز غير فعال) به پلاسمين 20را كاتاليز مي كند. با توجه به وجود پلاسمينوژن در غلظت بالا در محلول هاي برون سلولي، تبديل آن به پلاسمين منجر به افزايش فعاليت پروتئازي اين تركيب ، در پيرامون تومورهاي بدخيم مي شود(87).
15.برخي از سلولهاي سرطاني پروتئين هايي را ساخته و ترشح مي كنند كه معمولا توسط رويان ترشح مي شوند، براي مثال ?-فتو پروتئين(Fetoprotein-?)،پروتئيني است كه توسط سلولهاي كبدي روياني ساخته مي شود و تنها به مقدار كم در افراد بالغ قابل رد يابي است،اما در سرطان كبد، مقدار اين تركيب در جريان خون به طور ناگهاني افزايش پيدا ميكند . آنتيژن كارسينوآمبريونيك (CEA =Antigen Carcinoembryonic) گليكو پروتئيني در لوله گوارش روياني و هورمون هاي طفل درون رحمي مانند كوربونيك گنادوتروپين (Chrionic Conadotropin) و لاكتوژن جفتي (Plocental Lactogen) توسط تومورهاي انساني ترشح مي شوند(87).
16.سلولهاي سرطاني توانايي سنتز و ترشح فاكتورهاي رشد از جمله Eef و Ief را پيدا مي كنند. ازاين رو اين سلولها در محيط كشت به افزودن اين فاكتورهاي القاء كننده ي تقسيم نياز دارند(87).
17.اين نوع تومورها با كمك فاكتورهاي رشد ترشحي خود قادر به تحريك تشكيل رگ هاي خوني يا رگ زايي Angiogenesis هستند. اين توانايي عامل مهمي در تعيين قابليت رشد و تهاجمي تومورها است (87).
18.در اين سلولها ظرفيت رشد و تقسيم نامحدود مي شود. براي مثال سلولهاي طبيعي فيبروبلاست در محيط كشت در حدود 60-50 نسل به وجود مي آورند و سپس تحليل رفته، مي ميرند. اما سلولهاي بد خيم نمي ميرند. براي مثال سلولهاي هلا(Hela) كه در سال 1953 از كارسينوماي رحم به دست آمده است در محيط كشت بدون هيچ گونه علائمي از تحليل در حدود ده هزار بار تكثير شدند(87).
19.در سلول سرطاني مهار وابسته به تراكم(Denstiy Dependent inhibition) كاهش مي يابد(87).
20.در سلولهاي سرطاني مهار تماسي (Contacf inhibitiin) وجود ندارد ، در اين حال به علت ظرفيت نامحدود رشد و تقسيم حالت چند لايه اي يا روي هم قرار گرفتن لايه هاي سلولي رخ مي دهد(87).
21.در سلولهاي سرطاني چرخه سلولي غير طبيعي است. سلولهاي سرطاني در شرايط تراكم بالاي سلولها و غلظت كم سرم غذايي به رشد و تكثير خود ادامه مي دهند. اگر شرايط تغذيه اي براي اين سلولها بسيار سخت گردد سلولها ترجيحا به جاي ورود به G0 به طور تصادفي در نقاط مختلف چرخه سلولي مي ميرند(87).
1-10 ژنهاي مربوط به سرطان:
1-آنکوژن‌ها:که در شرايط عادي در فرستادن پيام به سلول براي تکثير نقش دارند. اختلال و تغيير در اين سلول‌ها منجر به تکثير نامنظم سلول شده و سلول سرطاني بشمار مي‌رود.
2-ژن‌هاي سرکوبگر تومور: اين ژن‌ها پروتئين‌هاي خاصي را توليد مي‌کنند که در شرايط عادي وظيفه معکوس آنکوژن‌ها را داشته و به سلول پيام توقف تکثير مي‌دهد.
3-ژن‌هاي خودکشي:
خودکشي سلول‌ها يا مرگ سلول يکي از مهم ‌ترين عوامل پيچيده سلولي است که به سلول توانايي خودکشي در شرايط غيرمعمول را مي‌دهد تا مانع شيوع تکثير و آسيب‌ديدگي به ساير سلول‌ها ‌شود. هنگامي که ژن‌هاي خودکشي آسيب پيدا کنند ديگر قادر به فعاليت خود براي نابود کردن سلول معيوب نبوده و سلول سرطاني است.
?- ژن‌هاي ترميمي دي ان اي (DNA repairing genes) :
اين ژن‌ها مسئول ترميم دي ان اي آسيب ديده و معيوب هستند که با ترشح پروتئين‌هاي متفاوت زمينه ترميم دي ان اي آسيب ديده را فراهم مي کنند. اما زماني که خود اين ژن هاي ترميمي دي ان اي آسيب مي بينند سلول، ديگر توانايي ترميم خود را از دست داده و اختلالات ژنتيکي و ترميم نشدن دي ان اي منجربه سرطان مي‌شود(4).
1-11 عوامل سرطان :
1) عوامل ژنتيكي :
2) عوامل فيزيكي : مانند پرتو افكني، تحريك مزمن در اثر حرارت هاي بالا و نور خورشيد(اشعه ماوراء بنفش)
3)عوامل شيميايي : مانند تركيبات پلي سكليك، آروماتيك (PAH)، نيتروز آمين ها، مشتقات بنزن
4)عوامل بيولوژيكي : مانند ويروسها و انگلها طبقه بندي گرديده است.
1-11-1 عوامل ژنتيكي :
تحقيقات نشان داده كه در ياختههاي طبيعي و سالم، ژنهاي مولد سرطان وجود دارد، اين ژنها پيش تومورزا ناميده شدند و ظاهرا مسئوليت رمز كردن پروتئينهاي فرمان دهندهي تكثير ياخته را دارند و هر گونه دگرگوني و جهش در ساختار يا توالي چهار نوكلوئتيد پايهي آنها موجب مي گردد تا فعاليت فرمان دادن آنها مداوم شود و ايجاد سرطان كنند. اين كشف از نظر فرضيه ي مبناي مولكولي سرطانها بسيار حائز اهميت بود و به دليل اين اهميت جايزه پزشكي سال 1989 را نصيب دو تن از كاشفين آن به نامهاي مايكل بيشاپ و هارولد دارموس كرد(4).
اگر عوامل جهش زا21 مثل رتروويروس ها، مواد شيميايي سرطانزا و يا پرتوهاي فيزيكي، مثل پرتو فرا بنفش به بخش داخلي گيرنده هاي عامل رشد ياخته صدمه بزنند، به دليل صدور فرمان تكثير، ياخته، بي وقفه به كار تكثير شده و اين تكثير ياخته غير قابل كنترل مي شود و سرطان به وجود مي آيد(4).
تحقيقات آزمايشگاهي نشان داد كه رترو ويروسها مي توانند پروتئين كامل را از ياخته بربايند و آنها را وارد ماده ژنتيكي خودشان كنند. اين انتقال ژن به ياخته، لطمه مي زند، به طوريكه ياخته، ديگر نمي تواند روند طبيعي خود را ادامه دهد و به طور عادي عمل كند. البته اين تجربه اي آزمايشگاهي است و در طبيعت به ندرت اتفاق مي افتد. ولي همين يافته آزمايشگاهي به پژوهشگران كمك مي كند تا بتواند ساير عوامل تومورزا را شناسايي كنند. تاكنون حدود 20 نوع از اين ژنهاي پيش تومورزا شناسايي شده اند. اين ژنها در اثر كليهي عوامل جهش زا توالي نوكلئتيد طبيعي پايه خود را در زنجير DNA از دست مي دهند. تحقيقات جديد تر نشان داده است كه نقص حاصل از جهش مولكولي، روي ميتوكندريهاي داخل ياخته است. ضمنا تومورزايي ژنها تنها در اثر يك جهش نيست، بلكه دهها جهش لازم است تا ژن، ياختهاي را تومورزا كند، سرطان روده بزرگ در راست روده به علت رشد، آرامي كه دارند از نظر مطالعه جهشهاي ژنتيكي بسيار ارزنده است (4،98).
مهم ترين عامل سرطانزايي آسيب ژنتيكي است ولي چه عواملي اين گونه آسيب ها را پديد مي آورند؟
به طور كلي 3 دسته عامل سرطان زا شناخته شده اند :
براي خاصيت سرطانزايي مواد شيميايي و انرژي تابشي در آدمي مدارك مهمي در دست است. همچنين ويروسهاي سرطانزا نيز در تعدادي از سرطانهايي كه بشر را مبتلا مي كنند دخيل هستند(2).
1-11-2 سرطان زايي تابشي (فيزيكي):
پرتوها، صرف نظر از منبع توليد خود، سرطان زا هايي بي چون و چرا هستند. معدن چيان معادن راديواكتيو 10 با بيشتر از بقيهي افراد به سرطانهاي شش مبتلا مي شوند. همچنين پيگيري بازماندگان انفجار دو بمب اتمي در شهر هاي هيروشيما و ناگازاكي نشان داده است كه پس از طي دوره نهفتهاي به اندازه تقريبا 7 سال، ميزان بروز لوسمي در آنها به نحو چشمگيري افزايش يافته است . حتي پرتو درماني، نيز سرطان زاست و تقريبا 9 درصد آنهايي كه در دوران نوزادي و كودكي خود سرو گردنشان در معرض پرتو تابي قرار داشته سرطان تيروئيد در آنها به وجود آمده است. اثر جهش زايي پرتوهاي يونيزان كاملا به اثبات رسيده و معلوم شده كه مثل سرطانزاهاي شيميايي ، پرتوهاي يونيزان نيز ژنهاي سرطانزاي Ras را فعال و ژن سركوب كننده تومور Rb را غير فعال مي كنند. از آنجايي كه دوره نهفته سرطانهايي كه در اثر پرتو تابي پديد مي آيند بسيار طولاني است به نظر مي رسد كه سرطان در اين موارد فقط وقتي ايجاد مي شود كه اولا سلولهاي آسيب ديدهي اوليه در اثر عوامل محيطي ديگر دچار جهشهاي بيشتري مي شوند(2). اثر سرطانزايي پرتو هاي فرابنفش UV قابل توجه است. پرتوهاي UV طبيعي، كه از نور خورشيد منشاء مي گيرند قادر به ايجاد سرطان هاي پوست هستند(ملانوماها22، كارسينوماي سلول سنگزشي، كارسينوماي سلول قاعدهاي ). نور فرا بنفش روي سلولها، آثار متنوعي از خود بر جاي مي گذارد ولي اثري كه از همه بيشتر به سرطانزايي مربوط مي شود توانايي آن براي صدمه زدن به DNA است. در افراد طبيعي DNA اي كه آسيب مي بيند معمولا توسط آنزيمهاي ترميم كننده به حالت اول باز مي گردد ولي در بعضي از اختلالات اتوزومي مغلوب يك يا تعداد بيشتري از اين آنزيمها يا ناقص اند يا اصلا وجود ندارند و بيماران مبتلا به چنين اختلالاتي استعداد بيشتري براي دچار شدن به سرطانهاي پوست دارند، به ويژه در جاهايي از پوستشان كه در معرض نور آفتاب است(2).
1-11-3 سرطان زايي شيميايي:
عوامل شيميايي سرطانزا در شكل فعال خود با پيوند كوولان به ماكرومولكولهاي سلولي از قبيل RNA و DNA و پروتئينها متصل شده و تركيب اضافي(adduct)مي دهند. مشخص شده است كه تركيبات سرطانزا با پورين و پيريميدن يا گروههاي فسفودياستر DNA تركيب اضافي مي دهند و بيشترين جايگاه تهاجم آنها باز گوانين بوده است(48).
اولين بار سرطانزاهاي شيميايي توسط پرسي وال پوت (Percivall pott) در سال 1775 ميلادي مطرح شد. مولكول DNA به عنوان گيرنده خوبي براي تركيبات ژنوتوكسيك (Genotoxic) عمل نموده و از ناحيه اتم هاي N2، N3، N7، O6، O8 گوانين و پيوند فسفودياستري مربوط به آنها تركيب شده و ايجاد تركيب اضافي مي نمايد و به اين ترتيب در مولكول DNA ناهنجاري ايجاد مي شود و در صورت عدم ترميم به يك اشتباه ژنتيكي پايدار تبديل شده و در صورت پشت سر گذاشتن يك چرخه سلولي و دائمي شدن اين تغيير در سلول، سلول آغاز گر تثبيت مي گردد و در صورت حضور پروموتورهاي مطلوب و پايدار و ناپايداريهاي بيشتر و شكست هاي كروموزمي بعدي و تقسيمات پي در پي به توموري قابل تشخيص تبديل مي گردد(48). چندين نوع ماده شيميايي سرطانزا كه ژنوتوكسيك بوده و باDNA ايجاد تركيب اضافي مي نمايد در زير معرفي شدهاند :
آلكيل هاليدها، اتيلين اكسيد، اپوكسيدهاي يك استخلافي، دي هالوآلكانها، پلي هالوآلكانها، نيتروزآمينها، هيدروكربنهاي چند حلقهاي آروماتيك، بنزن و مشتقات آن، سيتومايسين، سيس پلاتين و ترانس پلاتين و …..
1-11-4 سرطانزايي در اثر ويروسها:
معلوم شده كه تعداد زيادي از ويروسهاي DNA دار و RNA دار در حيواناتي مثل قورباغه مي توانند سرطان پديد آورند. ولي با وجود تحقيقات زيادي كه صورت گرفته اند فقط تعداد اندكي ويروس را با بروز سرطان در آدمي مربوط دانسته اند در اينجا نيز توصيفهاي ما بيشتر به ويروسهاي سرطانزاي انسان محدود ميشود(2).
1-11-4-1 ويروس هاي سرطان زاي RNA دار:
مطالعه رتروويروسهاي سرطانزا در حيوانات باعث عميق شدن بينش ما درباره اساس ژنتيكي ايجاد سرطان شده است. اين ويروسها از طريق دو مكانيسم موجب تغيير ماهيت سلول مي شوند :
برخي از آنها كه ويروس هاي تغيير ماهيت دهنده ي سريع خوانده مي شوند، حاوي يك ژن سرطان زاي ويروسي تغير ماهيت دهنده مثل Src، abl يا myb هستند. onc-vها از پرتوانكوژن هاي انساني انتقال يافته محسوب مي شوند(2).
ويروس هاي ديگر كه ويروسهاي تغيير ماهيت دهنده آهسته خوانده مي شوند، onc-v ندارند ولي DNA پيش ويروسي هميشه در كنار يك پرتو انكوژن قرار مي گيرند(2).
1-11-4-2 ويروس لوسمي T انساني نوع 1:
اين ويروس (1- HTLV) باعث پيدايش نوع لوسمي لنفوم سلول T مي شود مانند ويروس AIDS ،1-HTLV به سلول هاي T داراي CD4 متصل مي شود. براي اينكه يك نفر با 1-HTLV آلوده شود، بايد سلولهاي T آلوده از طريق آميزش جنسي يا فرآوردههاي خوني يا شير دادن از فردي ديگر به وي منتقل گردند و پس از سپري شدن يك دوره نهفته طولاني 20 تا 30 ساله تنها در حدود 1 درصد كساني كه به اين ترتيب آلوده شده اند ، لوسمي پديد مي آيد(2).
يافتههايي كه به تازگي حاصل شده اند نشان داده اند كه پروتئين tax، نسخه برداري از چندين ژن موجود در سلول ميزبان را نيز تحريك مي نمايد. مثل C-fosو C-sis و ژن هاي سازنده سيتوكين IL-2 و گيرنده ي آن و ژن مسوول ساخت عامل رشد ميلوئيد (GM-CSF) با توجه به يافته هاي مذكور، مشاهداتي به اين صورت خواهيم داشت :
آلودگي با HTLV-1 با اثر بر روي ژن tax كه ژن هاي سازنده يك عامل رشد سلول T و IL2 گيرنده آن را فعال مي نمايد و از طريق يك سير اتوكريني ، باعث تكثير سلول هاي T مي شود. در همين موقع با افزايش توليد GM-CSF يك سير پاراكرين (كنارريز) نيز فعال مي گردد. اين عامل رشد ميلوئيد باعث افزايش ترشح ميتوززاهاي ديگر سلول T مثل IL-1 مي شود. سلولهاي T در حال تكثير در معرض خطر بيشتري براي وقوع جهش هستند و همين امر سرانجام باعث تشكيل شدن يك جمعيت سلولي، از سلولهاي T نئوپلاستيك مي گردد(2).
1-11-4-3 ويروسهاي سرطانزاي DNA دار:
چندين ويروس سرطانزاي DNA دار نيز شناخته شده اند كه درجانوران باعث ايجاد سرطان مي شوند، اما دو ژن وجود دارد كه اين دو ژن در انسانها باعث ايجاد سرطان مي شوند. اينها عبارتند از: ويروس پاپيلوما، ويروس هپاتيتB . قبل از پرداختن به نقش ويروس هاي نام برده در جريان سرطان زايي دو نكته كلي را بايد درباره فرآيند تغيير ماهيت به وسيله ويروس هاي DNA دار متذكر شويم:
اين ويروسها با ژنوم سلول ميزبان ارتباطي پايدار و پابرجا برقرارمي كنند. ويروسي كه به ژنوم سلول ميزبان وارد شده نمي تواند چرخه تكثير خود را كامل كند چرا كه ژنهاي ويروسي لازم براي اين كار در جريان دخول DNA ويروسي از هم گسسته مي شوند(2).
آن دسته از ژنهاي ويروسي كه در چرخه زندگي ويروس از آنها نسخه برداري مي شود براي تغيير ماهيت خيلي مهم هستند و در سلولهاي تغيير ماهيت يافته بارز مي گردند(2).
1-11-4-4 ويروس پاپيلوماي انساني:
نزديك به 50 نوع آسيب ژنتيكي مختلف از ويروس پاپيلوماي انساني (HPV) شناسايي شده است. بعضي از انواع اين ويروس باعث ايجاد پاپيلوماهاي(زگيل) خوش خيم سنگفرشي مي شوند. HPVها در بروز چندين سرطان ديگر نيز به ويژه كارسينوماي سلول سنگفرشي گردن رحم و ناحيه مقعدي



قیمت: تومان


پاسخ دهید