سندرم متابولیک به طور فزاینده ای در حال تبدیل شدن به وضعیتی رایج است. با استفاده از بانک داده های مطالعه سلامت ملی و تغذیه از سال 1999 تا 2002، 34.5 شرکت کنندگان دارای معیارهای ATP III برای سندرم متابولیک بودند. این درحالی بود که 22 درصد افراد در بین سال های 1988 تا 1994 دارای این معیارها بودند (31, 34).
براساس گزارش سازمان جهانی دیابت در کشورهای اطراف اقیانوس آرام و کشورهای خاورمیانه شیوع ابتلا به دیابت زیاد است. دیابت موجب 90% مرگ های زودرس و بیماری ها در افراد دیابتی می شود که از این میزان 80% علت مرگ، مشکلات قلبی – عروقی می باشد. باید به این نکته توجه کرد که دیابت حتی قبل از آنکه میزان افزایش قند خون به حدی شود که علامت دار شود، می تواند با تاثیر بر روی TG و HDL عارضه خود را بر روی قلب و عروق بگذارد (افزایش تری گلیسیرید و کاهش HDL).
بروز بیماری های مزمن در کشورهای در حال توسعه بیشتر از کشورهای توسعه یافته است. پژوهش های اخیر کشور ایران نیز نشان می دهد که شانس ابتلا به بیماریهای مزمن در جوانان ایرانی زیاد است (35). در بیست سال گذشته برخلاف کشورهای پیشرفته، مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی در ایران 45-20 درصد افزایش یافته است. سندرم متابولیک یکی از علل مهم این افزایش است. به علاوه، خطر بروز دیابت را نیز سه برابر افزایش می دهد (36). یک مطالعه در تهران نشان داده است که شیوع این سندرم در میان بزرگسالان تهرانی بیشتر از 30 درصد می باشد که از اکثر کشورهای پیشرفته مثل ایالات متحده بیشتر است. به نظر می رسد عوامل ژنتیکی، متابولیک و محیطی از جمله رژیم غذایی، نقش مهمی در پیشرفت سندرم متابولیک دارند، از آنجا که شیوع چاقی و اضافه وزن در حال افزایش است، شیوع سندرم متابولیک نیز افزایش خواهد یافت (37).
با توجه به افزایش چشمگیر شیوع چاقی و دیابت نوع دو در بین کودکان و نوجوانان و ارتباط قوی بین چاقی دوران کودکی و بروز مقاومت به انسولین در اوایل بزرگسالی، به نظر می رسد همزیستی متغیرهای خطرساز قلبی- عروقی همانند بزرگسالان، در کودکان نیز وجود داشته باشد. از سوی دیگر، گرچه سنین اصلی بروز تظاهرات بیماری های اترواسکلروتیک قلبی- عروقی معمولاً در بزرگسالان است، ولی مطالعات انجام شده شروع روند آن را در کودکی ذکر می کنند (1). بنابراین تشخیص این سندرم در پیشگیری از دیابت و بیماری های قلبی- عروقی نقش مهمی دارد (36).
1- 1- 4. اتیولوژی
از عوامل موثر در ایجاد سندرم متابولیک می توان به ژنتیک ، جنس، سن، فعالیتهای بدنی، سبک زندگی، عادات غذایی و مصرف سیگار، حالت پیش التهابی و بی نظمی هورمونی اشاره کرد. به نظر می رسد که اثر این عوامل به قومیت نیز بستگی دارد (1). به طور کلی چاقی شکمی و مقاومت به انسولین دو عامل مهم در ایجاد سندرم متابولیک هستند. چاقی شکمی یا چاقی سیبی شکل به عنوان عامل اصلی و مهم شیوع سندرم متابولیک در جهان است و با بیماری های قلبی-عروقی، افزایش قند خون، فشار خون، تری گلیسرید سرمی و کاهش HDL-C ارتباط دارد (38).
کاهش حساسیت به انسولین در بافت های کبد، چربی و ماهیچه اسکلتی، منجر به بروز مقاومت به انسولین و در نهایت افزایش سطوح قند خون می شود. Bonora و همکاران با مطالعه میزان شیوع مقاومت به انسولین در افراد 40 تا 79 سال با استفاده از روش ارزیابی مدل هموستازی5 (HOMA)، نشان دادند که میزان مقاومت به انسولین با تعدادی از ناهنجاری های متابولیکی همبستگی دارد (39).
با توجه به افزایش شیوع سندرم متابولیک طی ده سال گذشته و عدم تغییر ژنوم انسان، اهمیت تأثیر عوامل محیطی در بروز این اختلال مورد توجه قرار گرفته است. از جمله عوامل محیطی مؤثر می توان به عدم تحرک و افزایش سن اشاره کرد که منجر به افزایش چربی بدن به ویژه در ناحیه شکم و مقاومت به انسولین می شود. بافت چربی از دو راه بر روی هموستازی گلوکز، ایجاد مقاومت به انسولین و بروز سندرم متابولیک دخالت دارد (40). اول اینکه، ذخیره بسیار بالای انرژی در بافت چربی باعث افزایش جریان اسیدهای چرب به سایر بافت ها و افزایش تری گلیسرید در بافت های محیطی و در نتیجه اختلال در سیگنال دهی انسولین، مهار ورود گلوکز و افزایش مقاومت به انسولین می گردد. دوم این که، بافت چربی به عنوان عضو اندوکرین مهم در ترشح فاکتورهای التهابی با نام کلی آدیپوسیتوکین یا آدیپوکین ها، تأثیر منفی روی حساسیت به انسولین دارد. جلوگیری از چاقی باعث کاهش ابتلا به سندرم متابولیک، دیابت نوع 2 و بیماری های قلبی عروقی می شود (41).
امروزه مشخص شده است که التهاب، یکی از علل مقاومت به انسولین در افراد چاق و مبتلا به دیابت نوع 2 است. در واقع، در سندرم متابولیک یک التهاب مزمن خفیف وجود دارد و مطالعات مختلفی نشان داده اند که التهاب مزمن خفیف با سندرم متابولیک و مقاومت به انسولین همراه است (42). به نظر می رسد التهاب یک جزء مشترک اختلال در متابولیسم گلوکز، چربی ها و انسولین باشد که زمینه ساز ایجاد و پیشرفت سندرم متابولیک است (42).
مطالعات زیادی، ارتباط بین سطح پلاسمایی CRP و مشخصات سندرم متابولیک مثل چاقی، هیپرانسولینمی، مقاومت به انسولین، هیپرتری گلیسیریدمی را نشان داده است، اما التهاب مزمن خفیف در سندرم متابولیک نه تنها به صورت سیستمیک با افزایش CRP و برخی مسیرهای التهابی مثل (Nuclear factor kappa B) NFk –که مسیر اصلی در پاسخ التهابی ذاتی است- همراه است، بلکه التهاب در بافت چربی با آزاد شدن آدیپوکین هایی به گردش خون همراه است که نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی سندرم متابولیک دارد (43).
1- 2. کار شیفتی6

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1- 2- 1. زمینه
کار شیفتی عبارت است از کار خارج از ساعات روز که شامل برنامه های نامنظم یا گردشی و کار عصرانه یا شبانه می شود (44). کارشیفتی با بیماری های دستگاه گوارش، بیماری های قلبی عروقی، دیابت، برخی از انواع سرطان و بیماری های متابولیک همراهی دارد (44-46).
اختلالات فوری مرتبط با شیفت کاری علائمی مانند اختلال خواب، خستگی، jet lag و اختلال دستگاه گوارش می باشد. این علائم اغلب کوتاه مدت هستند و یا مربوط به مراحل خاص از برنامه کار، به خصوص دوره هایی از کار شبانه هستند. در طی شیفت روزانه و یا در تعطیلات طولانی تر، علائم ممکن است ناپدید شوند. گاهی اوقات، این علائم نشان دهنده روند بیماری مزمن جدی است.
مکانیسمی که کار شیفتی را به مشکلات سلامت مرتبط می سازد آشکار نیست. کارهای شیفت و استرس های ناشی از شغل می تواند با تاثیر بر روی نوع غذا، میزان مصرف سیگار، فعالیت بدنی باعث بروز چاقی، دیابت و مشکلات قلبی و عروقی شود. علاوه بر این شیفتهای کاری با تاثیر بر روی ریتم سیرکادین و میزان و کیفیت خواب می تواند باعث احساس خستگی و نارضایتی شغلی در بین افراد شود. همچنین شیفتهای کاری با دوری از خانواده ، دلتنگی و مشکلات جنسی می تواند همراه باشد. تمام مشکلات ذکر شده باعث ناراحتی های روحی و روانی می شود مثل افسردگی و تنشهای عصبی. این مشکلات با افزایش زمان شیفت کاری و نیز افزایش مدت دور بودن از خانواده افزایش می یابد (46).
افزایش وزن در کارگران شیفتی ممکن است به مکانیسم هایی مرتبط باشد که شامل تغییرات در عوامل ژنتیکی، هموستاز گلوکز و لیپید، پاسخ ترموژنیک به علت الگوی غذاخوردن شبانه و عوامل عصبی-هورمونی مانند لپتین و گرلین می شوند (47). چاقی یکی از عوامل خطر بیماری های مزمن است و تعدادی از مطالعات گزارش کرده اند که شیوع فزونی وزن و چاقی در میان شیفت کاران بیشتر از روزکار ها است (48-50). مضاف بر این، برخی مطالعات نشان داده اند که ارتباط قابل ملاحظه ای بین شیفت کاری و وزن گیری، فزونی وزن یا چاقی وجود دارد (51).
1- 2- 2. مرگ و میر
امروزه، هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد شیفت کاری طول عمر را تحت تأثیر قرار می دهد. تنها دو مطالعه به بررسی تمام علل مرگ و میر در کارگران شیفتی پرداخته اند
یک مطالعه انگلیسی 8603 کارگر یدی مرد را از سال 1956 تا 1968 پیگیری کرد (52). در مجموع، 1578 مرگ و میر اطلاع داده شد. استاندارد غیر مستقیم برای مقایسه استفاده شد. تعداد مرگ و میر در هر گروه به تعداد مرگ های مورد انتظار محاسبه شده در جمعیت عمومی تقسیم شد. تعداد مشاهده شده و مورد انتظار از مرگ و میر در کارگران روزکار به ترتیب 736 و 756.4 بود. این ارقام برای کارگران شیفت کار 722 و 711.4 بود و برای کارگران سابقاً شیفت کار به 120 و 100.9 بود. نویسندگان نتیجه گرفتند که به نظر می رسد کار شیفتی هیچ اثر منفی بر مرگ و میر ندارد.
مطالعه همگروهی دانمارکی بر روی 5249 مورد مرگ شامل 1123 کارگران شیفت کار و 4084 کارگران روزکار به مدت 22 سال پیگیری شد (53). خطر مرگ نسبی برای کارگران شیفت بعد از تعدیل برای سن و طبقه اجتماعی 1.1 (95% فاصله اطمینان 0.9-1.3 ) بود.
1- 2- 3. بیماری های دستگاه گوارش
علائم گوارشی در جمعیت عمومی بسیار رایج است. با این حال، اختلالات گوارشی در شیفت کاران از کارگران روزکار شایع تر است(54). شکایات شایع شامل درد و تغییرات در عادات روده، به خصوص یبوست و اسهال می باشد. کارگران شیفت کار ممکن است به طور موقت دچار تغییرات در اجابت مزاج در ارتباط با کار شبانه شوند. Thiis-Evensen، زخم پپتیک در این کارگران را زخم بیماری شغلی شیفت کاران نامید و هارینگتون (55) نظر مشابهی را در سال 1978 ارائه داد. با این حال، بسیاری از مطالعات انجام شده برای بررسی ارتباط شیفت کاری و بیماری زخم پپتیک قدیمی هستند و در این مقالات اغلب تشخیص از طریق اشعه ایکس و یا آندوسکوپی تایید نشده بود. از آنجا که بسیاری از زخم ها بدون علامت هستند، اگر تشخیص تنها بر اساس علائم باشد، تعدادی از موارد تشخیص داده نخواهند شد. با این وجود، مطالعه مورد-مرجع اولیه که در سوئد بر روی 1193 مورد از سال 1930 تا 1940 جمع آوری شده بود، نشان داد که بیماری زخم پپتیک در مشاغلی که در آن ها شیفت کاری و شب کاری رایج تر است، شیوع بیشتری دارد، مشاغلی از قبیل: رانندگان تاکسی و کامیون، فروشندگان سفرکننده، کارکنان تراموا و راه آهن ، ملوانان، کارگران کارخانه ها، پستچی ها، چاپ کننده ها و نگهبانان شب (56). تشخیص در همه موارد بر اساس X-ray داده شد، به جز 10 مورد که در آن ها تشخیص بعد از کالبد شکافی گذاشته شد. یک مطالعه ژاپنی با کیفیت بالا 11657 کارمند در کارخانه ها، بانک ها و مدارس را مورد بررسی قرار داد (57). از داوطلبان مشکوک با یافته های غیر طبیعی رادیولوژیک خواسته شد تا تحت معاینه دقیق توسط آندوسکوپ قرار گیرند. شیوع زخم معده در شیفت کاران 2.38٪ در مقایسه با شیوع 1.03٪ در کارگران روزکار بود. برای زخم اثنی عشر، شیوع 1.37٪ و 0.69٪ به ترتیب برای کارگران شیفت کار و کارگران روزکار به دست آمد. بنابراین، خطر نسبی زخم اثنی عشر در کارگران شیفت کار در مقایسه با کارگران روزکار دوبرابر بود.
به طور خلاصه، شواهد قوی برای ارتباط شیفت کاری با بیماری زخم پپتیک وجود دارد.
1- 2- 4. بیماری قلب و عروق
بیماری های قلبی عروقی (CVD) ممکن است علل مختلفی داشته باشد. در طول 15 سال گذشته، شواهد انباشته شده نشان می دهد که شرایط محیط کار در علت شناسی CVD دخیل است. از جمله عوامل خطر مربوط به کار می توان به ترکیبات شیمیایی، سر و صدا و ارتعاش اشاره نمود. علاوه بر این، تعدادی از عوامل روانی اجتماعی، به عنوان مثال سازماندهی کار، برنامه کار و رفتار با کارگر با افزایش خطر CVD همراه است.
در یک مقاله که در سال 1999 منتشر شده است، 17 مطالعه در رابطه با شیفت کاری و CVD مورد بررسی و مرور قرار گرفت (45). طراحی 13 مطالعه طولی بود: چهار مورد از طراحی مورد-مرجع استفاده کرده بودند و نه مطالعه از نوع همگروهی بودند. نتیجه گرفته شد که کارگران شیفت کار 40٪ خطر اضافی برای CVD در مقایسه با کارگران روزکار دارند.
بررسی نتایج مطالعات پیشین حاکی از آن است که شواهدی قوی برای همراهی بین کار شیفتی و بیماری کرونری قلب وجود دارد.
1- 2- 5. دیابت و اختلالات متابولیک
Theorell و Åkerstedt (58) نشان دادند که غلظت سرمی پتاسیم، اسید اوریک، گلوکز، کلسترول و چربی کل در طول شب کاری افزایش یافت. پس از بازگشت به روز، این سطوح به حالت عادی کاهش یافت. نویسندگان پیشنهاد کردند که این نتایج حاکی از آن است که کار در شب کاتابولیک بوده و به نوبه خود می تواند اثراتی بر سلامت قلب و عروق در دراز مدت داشته باشد. مطالعه دیگری (59)، بر روی 46 پلیس، نشان داد که جهت چرخش شیفت می تواند بر متغیرهای سوخت و ساز بدن تاثیر گذارد. در طول چرخش شیفت در جهت عقربه های ساعت، تری گلیسیرید سرم، گلوکز و اسید اوریک پایین تری نسبت به چرخش در خلاف جهت عقربه ساعت مشاهده شد. تعدادی از مطالعات اپیدمیولوژیک نشان داده اند که کارگران شیفت کار دارای سطوح بالاتری از تری گلیسیرید نسبت به کارگران روزکار هستند.
مطالعات اندکی فاکتورهای انعقادی را در رابطه با کار شیفتی مورد ارزیابی قرار داده اند. Peternel و همکاران (60) نشان دادند که پلاسمینوژن و مهار کننده پلاسمینوژن بافتی در میان کارگران شیفت کار سطح پایین تری دارد. یک مطالعه سطوح فیبرینوژن بالاتری را در میان کارگران شیفت کار نسبت به کارگران روزکار گزارش کرد (61).
مطالعات بر روی وزن و BMI در کارگران روزکار و شیفت کار نتایج متناقض به همراه داشته است. در یک مطالعه که نتایج آن حاکی از شاخص توده بدنی مشابه در روز و شیفت کاران بود، نشان داد که بافت چربی در کارگران شیفت کار مرکزی تر است (62). Niedhammar و همکاران (63) 469 نفر از پرستاران را به مدت 5 سال پیگیری کردند، و متوجه شد که افزایش وزن (به ویژه > 7 کیلوگرم) در پرستاران شب کار از پرستاران روزکار بیشتر بود. نتایج مطالعه ای که توسط van Amelsvoort (64) انجام شد، نشان داد که بین BMI و مدت سابقه کار شیفتی همراهی وجود دارد. با این حال، تعدادی از مطالعات، قادر به تأیید تفاوت وزن بین شیفت کاران و روزکاران نبودند (45).
مطالعات اندکی شیوع دیابت را در ارتباط با کار شیفتی گزارش کرده اند. Koller همکاران (65) 300 کارگر را در یک پالایشگاه نفت اتریشی بررسی کردند و دریافتند که شیوع بیماری های غدد درون ریز و سوخت و ساز برابر بود با 3.5٪ در کارگران شیفت کار، 1.5٪ در کارگران روزکار. یک مطالعه ژاپنی (66) شیوع 2.1٪ دیابت را در افرادی که مشغول به کار در هر سه شیفت بودند، در مقایسه با شیوع 0.9٪ در کارگران روزکار گزارش کرد. Kawachi و همکاران (67) مطالعه ای آینده نگر برای بررسی شیفت کاری و خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب در پرستاران زن انجام دادند. شیوع دیابت استانداردشده سنی با افزایش قرار گرفتن در معرض شیفت کاری، افزایش پیدا کرد: هرگز، 3.5٪؛ 1-2 سال، 3.2٪؛ 3-5 سال، 3.5٪؛ 6-9 سال، 4.4٪؛ 10-14 سال، 5.0٪؛ ≥15 سال، 5.6٪.
مطالعه ای که اخیر توسط Nagaya و همکاران (68) انجام شد، رابطه بین شیفت کاری و شاخص های مقاومت به انسولین مورد بررسی قرار گرفت. محققان دریافتند که در گروه سنی <50 سال، همه شاخص های مقاومت به انسولین در کارگران شیفت کار از کارگران روزکار شایع تر است.
روی هم رفته، این نتایج نشان می دهد که شیفت کاری ممکن است بر متغیرهای سوخت و ساز بدن تأثیر داشته باشد، و نیز می تواند عامل خطری برای ابتلا به دیابت باشد، اگر چه شواهد قطعی نیست.
1- 2- 6. سرطان
مطالعات کمی به بررسی ارتباط میان سرطان و شیفت کاری پرداخته اند. مطالعه مرگ و میر توسط Taylor و Pocock (52) افزایش قابل توجه بروز نئوپلاسم در کارگران شیفت کار را در مقایسه با جمعیت عمومی(SMR = 116) گزارش کرد. به تازگی، یک مطالعه دانمارکی مورد شاهدی (69) افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان را در بین زنان 30 تا 54 ساله که عمدتا در شب کار می کردند، گزارش کرد (OR = 1.5، 95٪ حدود اطمینان =1.3-1.7 ). نتایج برای سن، طبقه اجتماعی، سن در زمان تولد اولین فرزند، سن در زمان تولد آخرین فرزند و تعداد فرزندان تعدیل شده بود. مطالعات اپیدمیولوژیک بر روی زنان دارای انواع مختلف شیفت کاری و شب کاری، نشان دهنده افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان بود؛ گروه های شغلی شامل خدمه پرواز، پرستاران، و اپراتورهای رادیویی و تلگراف بود. با این حال، قرار گرفتن در معرض مواد سرطان زا می تواند مسئول افزایش خطر در برخی مشاغل خاص باشد، به عنوان مثال، پرتوهای یونیزان در کابین خدمه هواپیمایی.
بحث و جدلی در مورد اینکه آیا سطح پایین هورمون ملاتونین ممکن است خطر ابتلا به سرطان های خاص (70) را افزایش دهد، وجود داشته است. این فرضیه توسط مطالعاتی که کاهش خطر سرطان را در افراد نابینا نشان می دهند، حمایت شده است.
با این حال، تا به امروز هیچ شاهد قطعی وجود ندارد، که نشان دهد کار در شب به خودی خود خطر ابتلا به سرطان را افزایش می دهد.
1- 2- 7. بارداری

رابطه بین شرایط کار و سرانجام حاملگی در سه مطالعه بر اساس نظرسنجی مونترال بر روی حدود 22700 تولد زنده گزارش شده است. نتایج نشان دهنده ارتباط بین شیفت کاری و وزن کم هنگام تولد بود (71) (72). همچنین مک دونالد و همکاران (71) ارتباط معنی داری بین شیفت کاری و تولد زودرس پیدا کردند. بر اساس همین مجموعه داده ها، مقاله ای مرگ جنین را در رابطه با کار در دوران بارداری گزارش کرد. آنها افزایش خطر سقط خود به خود را در میان کارگران شیفت کار (RR = 1.25) یافتند (71). یک مطالعه چینی (73) گزارش داد که نسبت شانس (OR) شیفت کاری برای تولد زودرس برابر با 2.0 (95%CI = 1.1-3.4) و برای وزن کم هنگام تولد 2.1 (95%CI = 1.1-4.1) بود. اثر برآورد کار شیفتی چرخشی بر وزن تولد 79- گرم بود.
مطالعه سوئدی، ارتباطی بین شیفت کاری و وزن کم هنگام تولد نشان داد (74). این مطالعه همچنین افزایش خطر سقط جنین را در زنانی که ساعت نامنظم کاری و یا شیفت ها چرخشی داشتند، در مقایسه با کارگران روزکار گزارش کردند (RR = 1.44, 95% CI = 0.83–2.51). Uehata و Sasakawa (75) مطالعه ای بر روی 2264 زن انجام دادند و نشان داد که قاعدگی نامنظم و سقط جنین در کارگران شیفتی شایعتر بود.
Mamelle و همکاران (76) نشان دادند که شیفت کاری با افزایش خطر تولد زودرس همراه بود. در مطالعات قبلی به ارتباط بالقوه بین شیفت کاری و ناهنجاری های مادرزادی پرداخته نشده است.
به طور خلاصه، شواهد قوی در حمایت از ارتباط بین شیفت کاری و سرانجام حاملگی در رابطه با سقط جنین، وزن کم هنگام تولد و تولد زودرس وجود دارد. حتی در صورت عدم اثبات بیشتر، این امر می تواند برای زنان عاقلانه باشد که از چنین کارهایی در دوران بارداری پرهیز کنند و یا مرخصی بگیرند.
1- 2- 8. تشدید اختلالات موجود
بسیاری از متغیرهای زیستی از یک ریتم شبانه روزی پیروی می کنند، و شیفت کاری می تواند با اختلالات مربوط به این متغیر تداخل کند. الگوهای دوز-پاسخ بسیاری از داروها نیز از یک الگوی شبانه روزی دنباله روی می کنند. حتی اگر کارگر شیفت کار یک دارو را هر روز در ساعت مشخصی مصرف کند، اثر بیولوژیکی آن می تواند با توجه به عدم همزمانی با ساعت داخلی بدن متفاوت باشد. همچنین کمبود خواب می تواند اختلالات پزشکی و اثربخشی داروها را تغییر دهد. به عنوان مثال، افراد مبتلا به صرح ممکن است به دلیل محرومیت از خواب مکرراً تشنج را تجربه کنند (77).
دیابت و آسم اختلالات دیگری هستند که در آن ها برنامه کاری ممکن است بر وضعیت بیماری تاثیر داشته باشد.
1- 2- 9. ساز و کار
مساله کلیدی هنگام بحث در مورد مشکلات سلامتی در کارگران شیفت کار نقش ریتم شبانه روزی آشفته است. روشن نیست که آیا جابجایی مکرر ریتم شبانه روزی ریسک CVD را افزایش می دهد. با این حال، مکانیسم محتملی که ریتم شبانه روزی را با بیماری متابولیک و CVD ارتباط دهد اخیرا پیشنهاد شده است. همپتون و همکاران (78) یافتند که پس از تغییر فاز کاری، سطح قند بعد از غذا به طور قابل توجهی بالاتر از قبل بود. نتایج مشابهی در رابطه با انسولین به دست آمد. ریبیرو و همکاران (79) یک مطالعه با طراحی مشابه انجام دادند، که در آن افراد مورد مطالعه محتوای بالای چربی قبل از وعده غذایی داشته، و این بار هیچ تغییری در گلوکز و پاسخ انسولین پس از صرف غذا دیده نشد. این یافته ها نشان داد که هم کیفیت مواد غذایی و هم زمان مصرف مواد غذایی می تواند در پاسخ متابولیک نقش داشته باشد.
مشکلات سلامتی در کارگران شیفت کار نیز می تواند با میانجی گیری مشکلات خواب ایجاد شود. اثرات بهداشتی محرومیت از خواب اساساً ناشناخته است، اما یافته های اخیر نشان داده اند که محرومیت از خواب می تواند بر تحمل گلوکز تاثیر گذارد (80).
شیوه زندگی و استرس نیز واسطه های بالقوه بیماری در کارگران شیفت کار هستند. مدلی که در شکل 1 نشان داده شده است، مکانیسم های احتمالی بیماری در کارگران شیفت کار را خلاصه می کند.
شکل 1. مکانیسم های بیماری در شیفت کاران -برگرفته از رفرانس (81)
فرآیندهای صنعتی مداوم نیاز به یک الگوی شیفت 24 ساعته برای پوشش عملیاتی هستند. افزایش تقاضا برای ارائه 24 ساعته خدمات، همراه با افزایش استفاده از تجهیزات پیچیده و پر هزینه، ممکن است منجر به مشکلات متنوعی گردد که سبب افت معیارهای سلامت، بهره وری و ایمنی گردد [2]. در صنعت پتروشیمی و نفت و گاز به عنوان یک فرایند مداوم، شیفت کاری همواره معمول بوده است.
در بعضی از مناطق نفت و گاز ایران، به ویژه در منطقه عسلویه (بخش جنوبی ایران، استان بوشهر)، شیفت کاری طولانی (12 ساعته) سال هاست که در حال اجرا است در این مناطق، شیفت کاری معمولا شامل یک دوره بدون وقفه وظیفه (یا تور) به شکل 14 شیفت متوالی 12 ساعته و به دنبال آن 7 روز استراحت است. تورها به شکل روزهای پی در پی و سپس تغییر در وسط تور به شکل شیفت های شبانه می باشند. علت به کار گیری این نوع از آرایش شیفت کاری در این منطقه عبارت است از شمار کارمندان بالا، کاهش هزینه حمل و نقل، وضعیت آب و هوایی دشوار، نبود کارگران محلی و همچنین امکانات مورد نیاز برای ارائه مسکن برای خانواده های کارگران در این منطقه. در این الگوی شیفتی، ساعات کار طولانی (به عبارت دیگر، 12 ساعت شیفت)، سبب فشار اضافی بر کارکنان می شود.
ناحیه عسلویه که یک ناحیه فعال نفت و گاز کشور است، آب و هوای گرم، شرجی و گرد و غبار زیادی دارد. افراد شاغل در این منطقه تحت استرسهای شغلی مثل آلودگی هوا، آلودگی صوتی، انفجارهای نفت و گاز، دوری از خانواده و شیفتهای طولانی کاری می باشد.
عوامل ذکر شده با تاثیر نامطلوب خود باعث بروز کاهش کیفیت زندگی در اثر نارضایتی شغلی، افسردگی و مشکلات جسمانی می شوند. این افراد با کاهش فعالیت بدنی ، مصرف غذاهای آماده، افزایش مصرف سیگار، مصرف زیاد نوشیدنی های شیرین به علت نوع آب و هوا در خطر ابتلا به چاقی، مقاومت به انسولین و مشکلات قلبی و عروقی می باشند.
مطالعات انجام شده بر روی شیفت های کاری طولانی حاکی از عواقب مثبت و منفی بوده است. نگرانی های عمده ای که با این نوع از الگوی کار شیفتی گزارش شده است شامل خستگی مفرط، کاهش عملکرد، افزایش خطا، مشکلات تمرکز و در نهایت اثرات مضر بر روی سلامت افراد است (82). در این وضعیت، راه حل هایی باید ارائه شوند که با اثرات سوء بر کارگران شیفت کار مبارزه کنند.
در این مطالعه بر آنیم که ارتباط بین سندرم متابولیک و عوامل مرتبط شغل را در کارکنان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در بندرعسلویه را مورد ارزیابی قرار دهیم.
علاوه بر این با پیگیری مناسب افراد شاغل سعی به شناخت افرادی داشته باشیم که احتمال درگیر شدن به سندرم متابولیک در آنها زیاد می شود. در نتیجه می توانیم زودتر این افراد را شناسایی کنیم و اقدام لازم برای آنها صورت گیرد. با جلوگیری از سندرم متابولیک کیفیت زندگی افراد افزایش می یابد و شیوع مرگ و میر ناشی از این بیمای هم کاهش می یابد. آموزشهای لازم را به مدیران بدهیم. در ابتدا می توانیم با آموزشهای مناسب در مورد سبک زندگی مثل عادات غذایی، فعالیت بدنی، نوشیدن و سیگار کشیدن باعث پیشگیری اولیه بشویم و از شیوع این بیماری در بین کارمندان جلوگیری کنیم.
1- 3. دلایل انتخاب موضوع
سندرم متابولیک یکی از اصلی ترین عوامل خطر حملات قلبی می باشد. یک چهارم افراد بزرگسال در جهان مبتلا به سندرم متابولیک می باشند.
کارهای شیفتی و استرسهای ناشی از شغل می تواند با تاثیر بر روی نوع غذا، میزان مصرف سیگار و فعالیت بدنی باعث بروز چاقی، دیابت و مشکلات قلبی و عروقی شوند.
امروزه با افزایش نیاز به نفت و گاز در کشورها این صنعت توسعه یافته است. در نتیجه افراد بیشتری در این صنعت مشغول به کارند. این گروه افراد جز گروه هایی هستند که استرس شغلی، شیفتهای کاری و دوری از خانواده در آنها زیاد می باشد.
مطالعات محدودی در کشور به بررسی ارتباط بین کار شیفتی و عوامل شغلی دیگر با بروز سندرم متابولیک در کارکنان صنعت نفت و گاز پرداخته اند.
انجام این تحقیق از نظر تخصصی، مواد، ابزار و تجهیزات در کشور امکان پذیر است.
موضوع این تحقیق جنبه تئوری قابل قبولی دارد، در ضمن کاملاً عملی بوده و در مدت زمان کوتاهی قابل اجرا بود.
هزینه انجام این تحقیق در برابر دستاوردهای حاصل از آن ناچیز است.
فصل 2. بررسی متون
نتایج مطالعات پیشین حاکی از آن است که سندرم متابولیک در بین کارمندان خصوصا کارمندانی که بصورت شیفتی کار می کنند شایع است. این سندرم باعث کاهش کیفیت زندگی این افراد می شود. در مطالعات مختلفی اثرات متغیرهای گوناگونی را بروی این سندرم مطالعه کرده اند.
در مطالعه ای که توسط Brown و همکاران (83) در کشور امریکا در سال 2009 انجام شد، رابطه بین شیفت چرخشی شب و افزایش ریسک ابتلا به سکته مغزی مورد مطالعه قرار گرفت. از سال 1988 تا 2004، 80.108 نفر که اکثریت (69%) موارد سکته مغزی را شامل می شدند، مورد بررسی قراردادند. محققان از مدل خطر نسبتی Cox برای ارزیابی ارتباط بین سال های کار شیفت شب چرخشی و سکته مغزی استفاده نمودند. از بین کل افراد، 60% حداقل یک سال شیفت شب چرخشی داشتند. تعداد کل1660 نفر دچار سکته مغزی شده بودند. در این بررسی نشان داده شده که با افزایش تعداد سالهای شیفت چرخشی شب احتمال بروزز سکته مغزی هم بیشتر می شود، به طوری که کار شبانه چرخشی با 4% افزایش خطر سکته مغزی به ازای هر 5 سال همراه بود (نسبت خطر 1.04). در این رابطه دیابت HTN و مشکلات عروقی هم دخیل بوده است. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که به نظر زنان پس از دوره های کار شبانه چرخشی خطر بیشتری برای ابتلا به سکته مغزی دارند.
Pan و همکاران (84) در مطالعه ای دیگر که در سال 2011 در کشور آمریکا بصورت کوهورت انجام دادند، ارتباط بین شیفت شب چرخشی با دیابت نوع II را بررسی کردند. در این مطالعه 269/69 نفر خانمی که بین 67-42 سالگی (2008-1988) و 915، 107 خانمی که بین 42-25 سالگی (2007-1989) مشغول بکار بودند و سابقه مشکلات قلبی – عروقی، سرطان و دیابت را نداشته اند، مورد پیگیری قرار گرفتند. از شرکت کنندگان در رابطه با طول مدتی که به صورت شیفت شب چرخشی کار می کردند، سؤال شد. اطلاعات هر 2-4 سال به روز شد و دیابت تیپ 2 که توسط فرد گزارش شده بود با استفاده از پرسشنامه تکمیلی معتبر تأیید شد. نتیجه حاصل از این مطالعه نشاندهنده این بود که میزان دوران شیفت شب چرخشی باعث افزایش ریسک ابتلا به دیابت نوع II در خانم های مورد مطالعه می شود و به نظر می رسد این مسأله به واسطه وزن بدن میانجی گری می شود. محققان توصیه کردند که استراتژی های مداخله ای در کارگران شب کار چرخشی برای پیش گیری از دیابت مورد نیاز است.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید