4-2نتیجه گیری76
4-3پیشنهادات78
فصل5منابع81
ABSTRACT90
فهرست اشکال
شکل ‏21. اجسام خارجی به‌کاررفته از جنس شیشه باریوم دار، شیشه معمولی، چوب و سنگریزه بودند.38
شکل ‏22. آماده سازی محل جایگذاری جسم خارجی در سر گوسفند.40
شکل ‏23 . نحوه قرار گیری سر گوسفند در دستگاه CBCT افقی.41
شکل ‏24. ثابت سازی سر گوسفند در دستگاه رادیوگرافی دیجیتال.41
شکل ‏25. تصویر حاصل از رادیوگرافی دیجیتال از سر گوسفند در نمای لترال سفالومتریک.43
شکل ‏26. تصویرحاصلازرادیوگرافی دیجیتال در نمایSMV. جسم خارجی قرار گرفته بین استخوان مندیبل و عضلات ناحیه صورت قابل رؤیت است.44
فهرست جداول
جدول ‏11. دوز مؤثر تقریبیرادیو گرافی‌های رایج در دندان‌پزشکی و CBCT.13
جدول ‏12. بررسی شناسایی اجسام خارجی توسط روش‌های تصویربرداری مختلف در مطالعات.22
جدول ‏21. متغیرهای مطالعه.36
جدول ‏31ضریب کاپای حاصل از اندازه‌گیری های قرینه، برای ارزیابی توافق دوبه‌دوی مشاهده‌گران.50
جدول ‏32.حساسیت، ویژگی و دقت در شناسایی اجسام خارجی بر حسب روش‌های تصویربرداری مختلف.52
جدول ‏33. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی اجسام خارجی با اندازه های مختلف.53
جدول ‏34. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی اجسام خارجی بر حسب جنس جسم خارجی.53
جدول ‏35. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی اجسام خارجی برحسب روش تصویربرداری و اندازه جسم خارجی.54
جدول ‏36. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی جسم ‌خارجیبرحسب روش تصویربرداری و جنس جسم.55
جدول ‏37. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی اجسام خارجی بر حسب محل جایگذاری و روش تصویربرداری.57
جدول ‏38. کیفیت تصویر اجسام خارجی در تصویربرداری های مختلف برحسب جنس جسم خارجی.58
جدول ‏39. کیفیت تصویر اجسام خارجی در تصویربرداری های مختلف برحسب جنس جسم خارجی و محل جایگذاری آن.59
جدول ‏41. دانسیته اجسام خارجی به‌کاررفته و ساختمان‌های مجاور آن (6, 79)67
فهرست نمودار ها
نمودار ‏31.حساسیت، ویژگی و دقت روش‌های تصویربرداری مختلف در تشخیص اجسام خارجی.52
نمودار ‏32. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی اجسام خارجی توسط رادیوگرافی دیجیتال با نمای لترال سفالومتری برحسب جنس جسم خارجی.56
نمودار ‏33. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی اجسام خارجی توسط رادیوگرافی دیجیتال با نمای SMV برحسب جنس جسم خارجی.56
نمودار ‏34. حساسیت، ویژگی و دقت شناسایی اجسام خارجی توسط CBCT برحسب جنس جسم خارجی.57
فصل 1 مقدمه
1-1 زمینه مطالعه و بیان مسئله
جسم خارجی به هرگونه جسمی که خارج از بدن منشأ می‌گیرد، اطلاق می‌گردد.محافظه‌کارترین انسان‌ها هم در طول زندگی خود، تعداد زیادی آسیب جزئی مانند افتادن، بریدگی، ساییدگی، خراش و سوختگی را تجربه می‌کنند. همه افراد، دچار زخم‌های ناشی از فرورفتن اجسامی مانند باریکه‌های چوب، سوزن و خار گشته، و یا با شیشه دچار بریدگی می‌شوند (1).
اجسام خارجی از راه‌های مختلفی وارد بدن می‌شوند: یا خورده می‌شوند، یا به حفره‌های بدن داخل می‌شوند و یا از طریق تروما یا آسیب ایاتروژنیک به بدن نفوذ می‌کنند. تصادف با وسایل نقلیه موتوری و زخم‌های ناشی از گلوله از علل شایع اجسام خارجی تروماتیک هستند (2).
برخی افراد مستعد آسیب ناشی از جسم خارجی هستند. این افراد عبارتند از: کودکان و بزرگ‌سالان با توانایی کم ذهنی؛ افرادی که سابقه ترومای اخیر داشته‌اند؛ افرادی که تحت اعمال جراحی یا وسیله گذاری قرار می‌گیرند؛ افرادی که به جادوگری و شعبده‌بازی علاقمندند، سوءمصرف الکل یا مواد مخدر دارند، و یا در فعالیت‌های مجرمانه شرکت می‌کنند؛ قربانیان تجاوز بدنی یا حمله‌های تروریستی؛ و در نهایت کارکنان نظامی (2).
در ناحیه سر و گردن، اجسام خارجی اغلب به علت وقایع مختلف نظیر تصادفات ترافیکی ، انفجارها،زخم‌های ناشی از شلیک گلوله و یا در اثر مداخلات درمانی در ناحیه ماگزیلوفاسیال ایجادمی‌گردند، و مسئول 8/3 % از یافته‌های آسیب شناختی در این ناحیه هستند (3).
بسته به نوع تروما ، ترکیب و نوع جسم خارجی و مکان آنمی‌تواند متنوع باشد، برای مثال از تکه‌های چوب در کره چشم گرفته تا مواد قالب‌گیری در سینوس ماگزیلا یا تکه‌هایی از دندان در چشم (4, 5). در دندان‌پزشکی و در استخوان‌های فک، اجسام خارجی اغلب تکه‌هایی از آمالگام یا وسایل اندودونتیک هستند. اجسام شایع معمول در بافت نرم سر و گردن، شامل باریکه‌های چوب، قطعات شیشه، اجسام فلزی وذرات سنگ وشن هستند(6).
عوارض جسم خارجی در بدن عبارتند از: درد، ناراحتی، تورم و تندرنس؛ ایجاد سلولیت و آبسه؛ مهاجرت جسم خارجی به مناطق دوردست و آسیب بالقوه عروقی یا عصبی ناشی از آن (2). عفونت، التهاب و درد از مشکلات بالقوه بعد از اثر جسم خارجی می‌باشند.واکنش‌های التهابی و تشکیل گرانولوم می‌تواند ترمیم زخم را معیوب سازد. به علاوه، جسم خارجی می‌تواند منجر به عوارض جدی مانند آبسه‌های اینتراکرانیال گردد. برای جلوگیری از ایجاد عوارض، باید در زمان مناسب جسم خارجی را تشخیص داده و آن را خارج کرد (6, 7).
اجسام خارجی سطحی به طور معمول به آسانی قابل برداشتن هستند، اما اجسام خارجی نفوذی به سختی برداشته می‌شوند.تعیین این که آیا جسم خارجی نزدیک ساختارهای زنده و حیاتی هست یا نه، و میزان خطر عمل جراحی برداشتن جسم خارجی برای بیمار، ضروری است (8).
تشخیص و تعیین مکان جسم خارجی بر اساس شرح‌حال بیمار، معاینه بالینی و تصویربرداری صورت می‌گیرد(3) . اشیای فلزی به جز آلومینیوم رادیواپاک هستند. همچنین، استخوان اکثر حیوانات و همه اجسام خارجی شیشه‌ای در رادیوگرافی اپاک هستند. اغلب جسم‌های خارجی پلاستیکی و چوبی (مثل تیغ کاکتوس و باریکه‌های چوب) و استخوان اکثر ماهی‌ها در رادیوگرافی،رادیواپاک نیستند (2).
روش‌های تصویربرداری مختلفی مانند رادیوگرافی‌های ساده (دو بعدی(، توموگرافی کامپیوتری(CT) ، تصویربرداری تشدید مغناطیسی(MRI) و سونوگرافی برای یافتن اجسام خارجی به‌کار رفته‌اند(6).
روش‌های متداول تصویربرداری از جسم خارجی عبارتند از: رادیوگرافی معمولی1 و دیجیتال2، توموگرافی کامپیوتری3، تصویربرداری تشدید مغناطیسی4، اولتراسونوگرافی5 و توموگرافی کامپیوتری با پرتودهنده مخروطی6.
1-1-1 رادیوگرافی
در سال 1895 ویلیام رونتگن، پروفسور فیزیک تجربی در آلمان، اشعه x را به هنگام کار بر روی تشعشعات جریان الکتریکی در خلأ کشف کرد. وی پس از چند هفته آزمایش بر روی آن، گزارشی را به جامعه پزشکی محلی در آلمان ارائه داد و به شایستگی اولین جایزه نوبل را در سال 1901 دریافت کرد. این تکنیک و تجهیزات آن، در طول سالیان پیشرفت کرده است. در حال حاضر، تسهیلات رادیوگرافی حتی در کوچک‌ترینبیمارستان‌ها و واحدهای اورژانس که در مراقبت‌های سلامت نقش دارند، یافت می‌شود(9).
تصویربرداری از اجسام خارجی به اصول فیزیکی سیستم تصویربرداری و مشخصات جسم خارجی بستگی دارد. این دو باید به گونه‌ای سازگار باشند که جسم خارجی مورد اندازه‌گیری قرار گرفته و در تصویر ایجاد سیگنال نماید. یک جسم خارجی که رادیو-اپاک نباشد، در تصویربرداری بر پایه اشعه x سیگنال ایجاد نمی‌کند. بنابراین، ترکیب جسم خارجی تعیین می‌کند که در تصویر قابل‌مشاهده خواهد شد، و اینکه اندازه آن می‌تواند بر روی شدت و ابعاد آن در تصویربرداری تأثیر بگذارد. از این روست که جسم خارجی در یک تکنیک با موفقیت کشف می‌شود، ولی در تصویربرداری دیگر از آن چشم‌ پوشی می‌گردد(10-12).
رادیو گرافی‌های ساده معمولاً به عنوان یک روش تصویربرداری ارجح برای یافتن اجسام خارجی می‌باشند.این رادیوگرافی‌ها می‌توانند موقعیت جسم خارجی را نشان دهند و رادیولوژیست را در مشخص کردن این که جسم در موقعیت بحرانی هست یا نه، کمک کنند.اگرچه این روش به طور مکرر استفاده می‌گردد، اما روش‌های تصویربرداری اضافی برای تعیین دقیق موقعیت شیء خارجی شاید مورد نیاز باشد (6). یکی از محدودیت‌های رادیوگرافی معمولی، این است که این تکنیک برای تصویربرداری از اجسام خارجی با اپاسیته پایین و افتراق آن‌ها از بافت نرم اطراف مناسب نیست (7).

در دندان‌پزشکی به طور معمول از نماهای پانورامیک7، لترال سفالومتریک8، سفالومتریک خلفی-قدامی9 وSMV10 در رادیوگرافی‌ها استفاده می‌گردد.
1-1-2 توموگرافی کامپیوتری
در سال 1972، Godfrey Hounsfield اختراع خود که یک تکنیک تصویربرداری انقلابی به نام computerized axial transverse scanning بود را اعلام کرد. با این تکنیک او قادر بود به وسیله یک دسته پرتوی اشعه x کولیمیت شده باریک و در حال حرکت، یک تصویر مقطعی آگزیال از سر تهیه نماید. تصاویر حاصله از این تکنیک، شباهتی به تصاویر دیگر تهیه‌شده از اشعه x ندارد. ادعا می‌شود که این روش، 100 بار حساس تر از سیستم‌های معمولی اشعه x می‌باشد و تفاوت‌های بین بافت‌های نرم مختلف را که با تکنیک‌های تصویربرداری اشعه x قابل ‌مشاهده نبوده‌اند را آشکار می‌سازد. از سال 1972 نام‌های زیادی برای CT در نظر گرفته شد که هر کدام از آن‌ها به حداقل یک جنبه از این تکنیک اشاره می‌کند، اما به طور رایج به نام توموگرافی کامپیوتری و به طور اختصاری CT نامیده می‌شود(13).
در CT، اطلاعات حجمی تصویر با استفاده از پرتو دهندهx به شکل پروانه‌ای11 و ردیاب‌های نواری12 شکل به دست می‌آید. منبع اشعه x و ردیاب آن، حول بدن بیمار به صورت تکرارشونده میچرخند. طول آگزیال ناحیه اسکن شده به میزان پیشرفت بیمار به درون دستگاه بستگی دارد. (7)
CT توانایی نمایش سه بعدی و مقاطع عرضی بدون اعوجاج را دارد. CT مزایای متعددی در مقایسه با فیلم رادیوگرافی معمولی دارد. اول این که در آن روی هم قرارگیری تصاویر ساختمان‌های خارج از ناحیه مورد نظر اتفاق نمیافتد. دوم این که به علت کنتراست رزولوشن بالای ذاتی CT، تفاوت بین بافت‌هایی که اختلاف دانسیته کمتر از 1 درصد دارند، قابل تشخیص است، در صورتی که این میزان در مورد فیلم رادیوگرافی معمولی 10 درصد می‌باشد. سوم این که اطلاعات حاصل از یک تصویربرداری CT، که توسط اسکن‌های متعدد و یا یک اسکن حلقوی به دست آمده را می‌توان در مقاطع آگزیال، کرونال و ساژیتال (بسته به نیاز تشخیصی) مشاهده نمود. مطالعات نشان می‌دهد که ارزیابی ارتفاع استخوان آلوئول در تصاویر CT دقیق بوده، با این وجود CT دارای دوز اشعه و قیمت بالاست، و نیاز به فضای زیادی دارد که آن را در حیطه کار دندان‌پزشکی غیر کاربردی ساخته است (14).
توموگرافی کامپیوتری، یک روش استاندارد برای تصویربرداری و مشخص کردن محل اجسام خارجی می ‌باشد. زیرا، شکل و اندازه جسم به طور صحیح بازسازی می‌شود. همچنین، محل دقیق جسم خارجی را در داخل بدن بیمار مشخص می‌کند، که در خارج کردن جسم به روش جراحی کمک ‌کننده می‌باشد. با این وجود، آرتیفکت های فلزی به عنوان منبع مهمی از خطاهای حین شناسایی اجسام خارجی با تصویربرداری CT می‌باشد(6).
1-1-3 تصویربرداری تشدید مغناطیسی
برخلاف تکنیک‌های قبلی که از اشعه x در ثبت اطلاعات استفاده می‌کردند، در MRI تابش غیر یونیزان حاصل از باند رادیوفرکانس طیف الکترومغناطیس به کار می رود. MRI، مزایای متعددی نسبت به سایر روش‌های تشخیصی دارد. اول این که بهترین رزولوشن را در بافت‌های با کنتراست ذاتی پایین فراهم می‌آورد. دوم این که در MRI اشعه یونیزان نداریم، سوم، به واسطه کنترل الکترونیکی ناحیه مورد تابش، امکان تهیه تصاویر چندوجهی بدون نیاز به جابجایی بیمار فراهم می‌گردد. معایب MRI شامل: زمان تصویربرداری نسبتاً طولانی و وجود پتانسیل خطر در صورت قرارگیری مواد فرومغناطیس در مجاورت آهنربا می‌باشد و به همین دلیل امکان انجام MRI در بیماران دارای اجسام خارجی فلزی ایمپلنت شده و یا وسایل درمانی فلزی (مانند ضربان ساز های قلبی و برخی کلیپس‌های آنوریسم مغزی) وجود ندارد. بالأخره اینکه برخی بیماران هنگام قرارگیری داخل دستگاه MRI دچار تنگناهراسی (ترس از قرارگیری در فضای بسته) می‌شوند(15).
اگر ترکیب یک جسم خارجی به طور اولیه نامشخص باشد ، نمیتوان از MRI به عنوان اولین ابزار تشخیصی استفاده کرد؛ زیرا آرتیفکت های مربوط به ترکیب اجسام مانع تشخیص آشکار آهن، شیشه، گرافیت و پلاستیک می‌شود(6). همچنین MRI می‌تواند منجر به جابجایی اجسام فرومغناطیس شده و سبب آسیب به بافت اطراف گردد (7).
1-1-4 اولتراسونوگرافی
در اولتراسونوگرافی، پرتوی اولتراسونیک (صوت با دامنه 1 تا 20 مگاهرتز) با بافت‌های دارای مقاومت‌های صوتی متفاوت تداخل می‌کند، یا از آن‌ها عبور می‌نماید و یا به علت عوامل جذب، انعکاس، انکسار و انتشار، تقلیل می‌یابد. امواج صوتی که به طرف تراگذار منعکس می‌شوند، تغییری را در ضخامت بلور پیزوالکتریک ایجاد می‌کنند و بدین ترتیب یک نشانک الکتریکی تولید می‌گردد که پس از تقویت و پردازش به صورت یک تصویر بر روی نمایشگر به نمایش در می‌آید. برخلاف تصویربرداری با اشعه x که تصویر توسط انتقال اشعه ایجاد می‌شود، پرتوهای (صوتی) انعکاس یافته باعث تولید تصویر در سونوگرافی می‌گردند. هر بافت به واسطه مقاومت صوتی خود، دارای یک الگوی انعکاس داخلی مخصوص است (13).
اولتراسوند، بیمار را در معرض هیچ‌گونه تابش رادیویی قرار نمیدهد، امکان تصویربرداری آنی را فراهم می‌سازد و می‌توان آن را در کنار تخت بیمار انجام داد. این روش برای نمایش اجسام خارجی رادیولوسنت نتایج قابل قبولی داشته است (16). هرچند ارتباط تشخیصی اولتراسونوگرافی به مشخصات تکنیکی آن بستگی دارد، مانند طول امواج صوتی (فرکانس) که توسط تراگذار تولید می‌گردد و عمق ناحیه تحت ارزیابی از بافت را تعیین می‌کند(17).
اولتراسونوگرافی می‌تواند برای پیدا کردن محل اجسام خارجی مفید باشد، با این وجود این روش نمی تواند برای اجسامی که در عمق قرارگرفته‌اند و یا در داخل حفرات پر از هوا قرارگرفته‌اند، مناسب باشد(6).
1-1-5 توموگرافی کامپیوتری با پرتودهنده ی مخروطی
سیستم‌های توموگرافی کامپیوتری با پرتودهنده ی مخروطی (CBCT) به منظور توموگرافی کامپیوتری به ویژه در ناحیه فکی ـ صورتی (Maxillofacial) توسعه‌یافته‌اند(18, 19). طراحی اولین سیستم‌هایCBCT به حدود 3 دهه گذشته مربوط می‌شود(20)، ولیکن اولین مقالات و مطالعات تحقیقی در این زمینه به حدود سال‌های 1998 تا 1999 برمی‌گردد(21). سپس در مدت کوتاهی چندین سیستم تجاری CBCT به بازار مصرف عرضه گردید(22-25).
CBCT از یک پرتودهنده ی x به شکل مستطیل یا گرد که بر روی یک حسگر دوبعدی اشعه x تمرکز یافته استفاده می‌کند، تا بدین ترتیب با یک چرخش 360 درجه‌ای حول سر بیمار، اسکن تهیه شود. در طول انجام اسکن، 360 اکسپوز (به ازای هر درجه چرخش، یک اکسپوز) انجام می‌شود تا از این طریق اطلاعات دیجیتال خام به منظور بازسازی ناحیه اکسپوز شده توسط الگوریتم رایانه فراهم شود (13).
به تجهیزات مورد استفاده، زمان تصویرگیری در CBCT بین 10 الی 70 ثانیه متغیر بوده و دوز تابشی بیماران در حدود 15-3 برابر کمتر از سیستم‌هایCT معمولی می‌باشد که این دوز قابل مقایسه با دوز دریافتی بیماران در 3 الی 4 پرتونگاری پانورامیک است (26). ابداع این سیستمها، مشکل دوز بالای بیماران را تا حد زیادی برطرف نموده و امکان تصویربرداری حجمی13 از ناحیه فکی ـ صورتی را فراهم کرده است. بدلیل اینکه تصویربرداری حجمی در یک بار چرخش 360 درجه ای تیوب فراهم می گردد، لذا دوز تابشی رسیده به بیماران در مقایسه با تکنیکهای سی تی اسکن معمول بسیار کمتر است(18, 19, 27).
در CBCT یک پرتودهنده اشعه x مخروطی شکل و یک ردیاب 2-بعدی فقط یک بار پیرامون بیمار می چرخند و بدن بیمار جابجا نمی‌شود. از این رو، بعد تصویر در جهت آگزیال بر اساس ژئومتری پرتودهنده مخروطی و ردیاب تعیین می‌گردد. دستگاههای CBCT با اندازه اسکن، تفکیک پذیری و وضعیت قرارگیری بیمار متفاوت معرفی گردیده اند (28, 29). برخی از آن‌ها، حجم بازسازی14 کوچکتری دارند، ولی کیفیت تصویر بالایی ارائه می دهند، که می‌تواند برای مثال آن‌ها را برای تصویربرداری با تفکیک پذیری بالای یک دندان مفید سازد (30, 31). دستگاه های دیگر با قدرت تفکیک پذیری کمتر ولی حجم بازسازی بزرگتر برای استفاده در طرح ریزی ایمپلنت، ارزیابی TMJ، ارزیابی شکستگی های کرانیوفاسیال و یا در ارتودنتیک برای ارزیابی رشد و تکامل به کار رود (32-34).
1-1-5-1 مزیت های CBCT
CBCT برای تصویربرداری از ناحیه فک و صورت بسیار مناسب است. این روش، تصاویری با وضوح بالا از ساختمآن‌ها بسیار متراکم ارائه می‌دهد و برای ارزیابی استخوان بسیار مفید است (24, 35). اگرچه محدودیت‌هایی در استفاده از این فناوری برای بافت نرم وجود دارد، تلاش هایی برای تکامل تکنیک ها و الگوریتم های نرم افزاری صورت می پذیرد تا نسبت سیگنال به نویز را بهبود داده و کنتراست را افزایش دهد (34).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

استفاده از فناوری CBCT در کار بالینی به عنوان روش تصویربرداری در ناحیه فک و صورت، نسبت به استفاده از CT دارای مزایای بالقوه ای است، که عبارتند از:
• محدود بودن پرتودهنده اشعه x: کاهش اندازه ناحیه تحت اشعه به وسیله کولیماسیون پرتودهنده اشعه x به محل مورد نظر، دوز رادیاسیون را کاهش می‌دهد. بسیاری از واحدهای CBCT می‌توانند برای اسکن نواحی کوچک در جهت امور تشخیصی سازگار گردند. بقیه قادرند در صورت نیاز کل مجموعه فک و صورت را اسکن کنند (34).
• دقت تصویر: مجموعه داده های حجمی یک بلوک سه بعدی از ساختارهای مکعبی شکل کوچکتر به نام ووکسل15 را شکل می دهند. هر ووکسل بیانگر درجه خاصی از جذب اشعه x است. اندازه این ووکسل ها، رزولوشن تصویر را تعیین می‌کنند. در CT معمولی، ووکسل ها آنیزوتروپیک هستند (یعنی مکعب های مستطیلی که طولانی ترین بعد ووکسل ضخامت برش آگزیال بوده و به وسیله درجه برش و طبق تابع حرکت گانتری تعیین می‌گردد). هرچند سطوح ووکسل های CTمی‌تواند به کوچکی mm2625/0 باشند، عمق آن‌ها چیزی در حدود 1 تا 2 میلی متر است. تمام واحدهایCBCT، رزولوشن ووکسل ایزوتروپیک فراهم می آورند (یکسان در سه بعد). این سبب می‌شود که رزولوشن تا حد زیر میلی متر ایجاد گردد (که غالباً از CT با بیشترین درجه برش نیز کوچکتر است). محدوده رزولوشن CBCT از 4/0 میلی متر تا 125/0 میلی متر (Accuitomo) تغییر می‌کند(34).
• زمان کوتاه اسکن: چون CBCT تمام تصاویر پایه را در یک چرخش می گیرد، زمان اسکن بسیار کوتاه است (10 تا 70 ثانیه)، که با دستگاه های MDCT چرخشی پزشکی قابل مقایسه است. اگرچه زمان اسکن کوتاه تر معمولاً به معنی تصاویر پایه کمتر جهت بازسازی حجمی است، ولی آرتیفکت ناشی از حرکت بیمار کاهش می‌یابد(34).
• کاهش دوز: گزارشات منتشر شده، بیانگر آنند که دوز مؤثر رادیاسیون (به صورت میانگین در محدوده 9/36 تا 3/50 میکروسیورت [/Sv]) نسبت به دستگاه های معمولی CT با پرتودهنده پروانه‌ای به طور قابل ملاحظه ای تا 98% کاهش یافته است (36).در نتیجه دوز مؤثر تقریباً با بررسی دندان‌ها با فیلم های رادیوگرافی یا 4 تا 15 بار رادیوگرافی پانورامیک برابر خواهد بود (37, 38). جدول 1-1، میزان دوز مؤثر در رادیو گرافی‌های رایج در دندان‌پزشکی و CBCT را نشان می‌دهد(39, 40).
جدول 11. دوز مؤثر تقریبیرادیو گرافی‌های رایج در دندان‌پزشکی و CBCT.تکنیک تصویربرداریدوز مؤثررادیوگرافی معمولیتصاویر Bitewing های خلفی چهارگانه با PSP یا کلیشه F-speed و کولیماسیون مستطیلی0/5رادیوگرافی پانورامیک با دستگاه قابل شارژ3/24-03رادیوگرافی سفالومتریک، خلفی-قدامی یا جانبی همراه با PSP6/5-1/5رادیوگرافی کل دهانهمراه با انبار PSP یا کلیشه F-speed و کولیماسیون مستطیلی
همراه با PSP یا کلیشه F-speed و کولیماسیون گرد9/34- 7/170CBCTCBCT دنتوآلوئولار (میدان دید [FOV] کوچک و متوسط)(61) 674-11CBCT ماگزیلوفاسیال (FOV بزرگ)(87) 1073-30• نمایش های مختص تصویربرداری از فک و صورت: ارزیابی و فعل و انفعال بر روی اطلاعات حاصل از CT پزشکی امکان پذیر نیست، چون نیازمند ایستگاه های کاری است. هرچند این اطلاعات می‌توانند تبدیل شده و به برنامه های دیگری جهت استفاده در رایانه های شخصی وارد شوند، ولی این فرایند گران بوده و نیازمند یک مرحله وساطت است که فاز تشخیصی را گسترش دهد. بازسازی اطلاعات CBCT ذاتاً به وسیله رایانه شخصی انجام می گیرد. به علاوه نرم افزار لازم می‌تواند در دسترس کاربر و نه فقط رادیولوژیست باشد. در نتیجه، این امکان برای پزشک فراهم می‌آید که به صورت آنی تصاویر را ببیند و آن‌ها را تحلیل کند. چون مجموعه داده های حجمی CBCT، ایزوتروپیک هستند، کل حجم تصویر را می‌توان دوباره جهت دهی کرد تا ویژگی های آناتومیک بیمار تراز شوند (34).
• کاهش آرتیفکت تصویر: الگوریتم های مهار آرتیفکت توسط شرکت سازنده و افزایش تعداد پرتوافکنی ها، سبب شده اند که تصاویر CBCT آرتیفکت فلزی کمی داشته باشند؛ به ویژه، در بازسازی های ثانویه که جهت نمایش دندآن‌ها و فک ها بازسازی شده اند (36).
1-1-5-2 کاربردهای بالینی CBCT در دندان‌پزشکی
برای بسیاری از دندانپزشکان، استفاده از تصویربرداری های پیشرفته به علت هزینه، دسترسی و توجه به دوز اشعه محدود است؛ با این وجود، معرفی CBCT برای ناحیه فک و صورت فرصتی برای آن‌ها فراهم می‌آورد تا تصویربرداری چند صفحه ای تجویز کنند. بسیاری از دندانپزشکان با تصاویر برشی در صحفه آگزیال حاصل از CT های متداول آشنا هستند.CBCT امکان تولید تصاویر آنی را نه تنها در صفحه آگزیال بلکه تصاویر دوبعدی در صفحات کرونال، ساژیتال و حتی مایل یا منحنی را فراهم می‌سازد (فرایندی که به آن بازسازی چندصفحه ای می گویند). به علاوه، اطلاعات حاصل از CBCTمی‌تواند به صورت حجمی بازسازی شود و اطلاعات سه بعدی به دست دهد (34).
کاربردهای CBCT در ناحیه فک و صورت در رابطه با جراحی های فک و صورت، ایمپلنتولوژی و ارتودنسی بوده است (18). دندان نهفته و تحلیل ریشه، از ناهنجاری هایی هستند که CBCTمی‌تواند با دقت بالاتری تشخیص دهد (41, 42). در ذیل، به کاربرد های CBCT در حیطه های مختلف دندان‌پزشکی اشاره شده است:
ایمپلنتولوژی: تکنیک‌های تصویربرداری مقطعی می‌توانند در طول طرح ریزی پیش از عمل برای اعمال کاشت ایمپلنت های دندانی درون استخوانی پیچیده یک ابزار بسیار با ارزش باشد(43). توموگرافی خطی معمولی و CT به طور مرسوم در تصویربرداری پیش از عمل مورد استفاده قرار گرفته‌اند، هر چند مورد اول آرتیفکت های شبحی مخدوش کننده دارد و CT اکسپوژر تابشی نسبتاً بالا و هزینه بیشتری را تحمیل می‌کند(44).
دندانپزشکان استفاده از اسکنرهای CBCT متناسب با مطب (با توجه به قابیت دسترسی از نظر مالی و ملاحظات مربوط به دوز پایین در تصویربرداری پیش از عمل) را برای اعمال ایمپلنت آغاز کرده اند. در یک بررسی توسط Guerrero و همکاران(32)جنبه های بالینی و تکنیکی CBCT که این تکنولوژی جدید را محبوب کرده است به طور خلاصه عنوان کرده است. شواهد مقدماتی نشان دهنده آنند که CBCT توانایی مشخص کردن ریخت شناسی استخوان مندیبولار و آلوئولار، و همچنین به تصویر کشیدن سینوس های ماگزیلاری، کانال اینسیسیو، کانال مندیبولار، سوراخ چانه ای و تمام ساختمان‌هایی را داراست که در طرح ریزی جراحی برای ایمپلنت گذاری ضروری است (44-46). تعدادی از مقالات، دقت تصویربرداری CBCT در نواحی ماگزیلودنتال و مندیبولار را شرح داده اند (21, 47-49).
شکستگی های کرانیوفاسیال: تصویربرداری پاتولوژی ساختارهای استخوانی پیچیده دارای کنتراست بالا مانند شکستگی های کرانیوفاسیال یک کاربرد منطقی برای CBCT است. Terakadoو همکاران (50)در سال 2000 یک مطالعه case series شامل 2 بیمار دارای ترومای صورتی که در آنها از CBCT استفاده شده بود، تا شکستگی سر مندیل مندیبل، شکستگی های ریشه دندان و جابجایی دندان‌های قدامی ماگزیلا را آشکار نماید گزارش کرد. از آن زمان، گزارشات متعدد دیگری خصوصیاتی مانند دوز اندک و رزولوشن بالای تصویربرداری در آشکار سازی پیش از عمل شکستگی های مندیبل و کف اوربیت را ستوده اند(24, 51, 52). در شکستگی های کف اوربیت اگرچه CBCT میتواند بیرون زدگی(Herniation) محتوای اوربیت را نمایش دهد اما فاقد کنتراست رزووشن کافی جهت افتراق ترکیب بافتی مواد بیرون زده شده است(51).
کاربردهای حین عمل سیستم‌هایC-arm CBCT برای شکستگی های کمپلکس زایگوماتیکوماگزیلاری (ZMC) ارزیابی شده اند، که نشان دهنده قابلیت کاربرد CBCT در هدایت جراحی (Navigation)، تعیین موقعیت قطعات استخوانی و ارزیابی انکوریج پیچ ها (Screw) و Fitting پلیت ها با حداقل سطوح آرتیفکت فلزی است(53, 54). این نتایج در مطالعه بیماران مبتلا به شکستگی های ZMC پس از عمل نیز به اثبات رسیده است هر چند محققین متذکر شده اند که سلول های هوایی اتموئیدی که به میزان کافی هوادار نشده اند توانایی CBCT جهت مشاهده دیواره اوربیتال مدیال را محدود می‌کنند(55). دانسیته پایین استخوان در بیماران مسن تر نیز امکان تعیین مشخصات و حدود ساختارهای استخوانی در تصاویر آنها را کاهش می‌دهد. همچنین کارایی حین عمل در تثبیت شکستگی مندیبل ارزیابی شده است(56).
اورتودنسی: تصویربرداری Cross sectional امکان مشاهده عاری از پوشسش ارتباطات ساختاری و آناتومیک مهم برای آشکارسازی بسیاری از ابهامات رادیولوژیک در اورتودنسی را فراهم می‌کند. استاندارد حاضر برای ملاحظات تصویربرداری عاری از پوشش و اورلپ در اورتودنسی CT معمولی است(57). تصویربرداری CBCT با هزینه پایین و قابل کاربرد در مطب اخیراً برای کاربردهای اورتودنتیک شامل ارزیابی ضخامت استخوان پالاتال ، الگوهای رشدی اسکلتال، تخمین سن دندانی، ارزیابی مسیر هوایی فوقانی، و مشاهده دندآن‌های نهفته مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته‌اند(58, 59). اگرچه نتایج مقدماتی دلگرم کننده اند، تکنیک‌هایcross-sectional اثبات شده مانند CT معمولی کیفیت تصویری برتری را از ساختارهای دندانی و احاطه کننده برای طرح ریزی درمان‌های پیشرفته اورتودنسی مهیا می‌کنند(57). به نظر می رسد ملاحظات مربوط به دوز پایین به عنوان یک امتیاز CBCT در مقایسه با CT معمولی باقی مانده است به طوریکه با انجام یک بررسی CBCT اورتودنتیک روتین یک دوز موثر کمتر از 1/61 میکروسیورت در مقایسه با 7/429 میکروسیورت در Multisection CT به بیمار می رسد. سفالوگرام های لترالی 4/10 میکروسیورت تشعشع را به بیمار می رسانند هر چند بدون مزیت مشاهده سه بعدی ساختاری این تکنیک می‌باشد(60).
مفصل تمپورومندیبلولار:تغییرات ریخت شناسی در مفصل تمپورومندیبولار (TMJ) که در تصاویر MRI، CT و رادیو گرافی‌های معمولی مشاهده می‌شوند، غالباً در تشخیص فرآیند های آسیب شناختی مانند تغییرات دژنراتیو و انکیلوز، رمدلینگ مفصل بعد از دیسککتومی، مال اکلوسیون و بدریختی های مادرزادی و تکاملی سودمندند (61). CBCT، تکنیکی است که اخیراً تحقیقات در زمینه تصویربرداری TMJ را تحت تأثیر قرار داده است، هرچند تحقیقات مقدماتی باید در مطالعات بالینی نیز امتحان شوند. تعدادی مطالعه بر روی اجساد انجام شده تا کاربرد CBCT از ناحیه TMJ را در ارزیابی نقایص استخوانی اطراف مفصلی، صاف شدگی، استئوفیت ها و تغییرات اسکلروتیک را مورد بررسی قرار دهد (62-65). اگرچه نتایج اولیه دلگرم کننده هستند، ولی تحقیقات بیشتری برای استفاده بالینی CBCT در ارزیابی TMJ مورد نیاز است (60).
اندودونتیک:کارایی CBCT برای استفاده در اندودونتیک بررسی شده است، ازجمله: طرح ریزی جراحی پری رادیکولار، سنجش آسیب شناسی پری آپیکال و ارزیابی ترومای دنتوآلوئولار (66). در مطالعات همگروهی گذشته نگر و گزارشات موردی، پیشنهاد شده است که CBCT نسبت به رادیوگراف های پری اپیکال در مشخص کردن ضایعات لوسنت پری آپیکال، نمایش قابل اعتماد مجاورت ضایعه به سینوس ماگزیلا، درگیری غشای سینوس و مکان ضایعه در ارتباط با کانال مندیبولار، ارجح است (30, 67, 68). همچنین CBCTمی‌تواند در شناسایی زودهنگام بیماری پری اپیکال نقش مؤثری بازی کرده و سبب نتایج درمانی بهتری گردد (66).
پریودونتیک:اولین کاربرد گزارش شده CBCT در پریودونتولوژی، استفاده از آن برای ارزیابی های تشخیصی و نتیجه درمان پریودونتیت بود (69). بعدها، مطالعات ex vivo توان CBCT در بازسازی دقیق نقایص درون استخوانی و پنجره ای پریودونتال، شکفتگی16 های پریودنتال و درگیری انشعاب ریشه دندان را درمقایسه با رادیوگرافی، MDCT و اندازه‌گیری های بافت شناختی مشخص کردند (70-74). دقت ژئومتریک سه بعدی CBCT برابر با رادیوگرافی و MDCT بوده، ولی کیفیت تصویری که توسط مشاهده گر درجه بندی می شد، بالاتر از MDCT و رادیوگرافی در شناسایی نقایص پریودونتال بود (70, 71, 73). اگرچه نقایص استخوانی پریودونتال به خوبی توسط CBCT به تصویر کشیده می‌شوند، رادیوگرافی معمولی همچنان کنتراست استخوانی با کیفیت بالاتری را ارائه می‌دهد(72).
1-2 دلایل انتخاب موضوع
1- شیوع جسم خارجی در ناحیه فک و صورت بالاست و مسئول 8/3% از کل پاتولوژی های این ناحیه می‌باشد. سالانه تعداد زیادی جراحی برای برداشتن جسم خارجی در کشورهای مختلف دنیا و در ایران انجام می‌شود. جسم خارجی می‌تواند سبب عوارض متعدد و گاه خطرناک گردد. همچنین جسم خارجی با ایجاد التهاب و تشکیل گرانولوم ترمیم زخم را معیوب می‌سازد. جسم خارجی تشخیص داده نشده، یکی از علل سوء درمان است.
2- تعیین دقیق محل جسم خارجی و نوع جسم برای ما مهم می‌باشد، زیرا که در فراهم آوردن اطلاعات کافی برای جراح در خارج ساختن جسم خارجی بسیار کمک ‌کننده است. به علاوه، جراح باید بداند که آیا جسم خارجی در مجاورت اعضای حیاتی قرار گرفته است، و خارج کردن آن با خطر بالایی برای بیمار همراه است، یا نه.
3- هرکدام از روش‌های رادیو گرافی‌های ساده، CT، MRI و اولترسونوگرافی برای تشخیص جسم خارجی ایراداتی دارند.رادیوگرافی ساده، هرچند به عنوان اولین مدالیته تشخیصی مورد استفاده قرار می گیرد، دقت تشخیصی کمی داشته و نمی‌تواند محل دقیق جسم خارجی را مشخص سازد. CT اسکن، گران بوده و بیمار را در معرض میزان بالایی از اشعه قرار می‌دهد. اگر جنس جسم خارجی نامشخص باشد، نمی‌توان از MRI به عنوان اولین مدالیته تشخیصی استفاده کرد. و در نهایت، اولتراسونوگرافی برای تشخیص اجسامی که در عمق قرار گرفته‌اند یا درون حفرات پر از هوا هستند، نامناسب است.
4- تا به امروز هیچ مطالعه ای کارایی CBCT در شناسایی ابعاد و محل جسم خارجی در حفرات بدن را مورد ارزیابی قرار نداده است.
5- انجام این تحقیق از نظر تخصصی، مواد، ابزار و تجهیزات در کشور امکان پذیر است.
6- منابع و تجهیزات کافی جهت انجام این تحقیق در دسترس می‌باشد، که از این پیشینه جهت انجام این تحقیق کمک گرفته شده است.
7- موضوع این تحقیق جنبه تئوری قابل قبولی دارد، در ضمن کاملاً عملی بوده و در مدت زمان کوتاهی قابل اجرا می‌باشد.
8- هزینه انجام این تحقیق در برابر دستاوردهای حاصل از آن ناچیز است.
1-3 بررسی متون
مطالعات متعددی در رابطه با ارزیابی کارایی روش‌های رادیوگرافی، تصویربرداری تشدید مغناطیسی، توموگرافی کامپیوتری و اولتراسوند در شناسایی اجسام خارجی صورت پذیرفته است. جدول 1-2، نتیجه جستجوی اینترنتی ما را در Pubmed و بانک اطلاعاتی Medline و نیز جستجوی دستی در منابع مرتبط با استفاده از ترکیبات مختلف لغات imaging، foreign body،radiography، computed tomography، ultrasonography، magnetic resonance imaging، cone beam computed tomography و digital volumetric imaging در بازه زمانی از سال 1990 تا 2013 خلاصه می‌کند. همانطور که از این جدول برمی‌آید، تا به حال مطالعه ای در زمینه ارزیابی قدرت شناسایی جسم خارجی توسط دستگاه های CBCT صورت نپذیرفته است.
جدول 1-2. بررسی شناسایی اجسام خارجی توسط روش‌های تصویربرداری مختلف در مطالعات.نویسندگانسالروش تصویربرداریجسم خارجیمحل جسم خارجیAras et al
(6)2010CT، US و رادیوگرافی معمولیفلز، شیشه، چوب، سنگ، آکریلیک، گرافیت و باکلیتسر گوسفند (نزدیک به استخوان، درون بافت نرم، درون حفره هوادار)Shrestha et al
(75)2009USمشکوک به وجود جسم خارجی غیر رادیواپاکبافت نرم اندامOber et al
(76)2008CT، MRI و USچوبدست سگTurkcuer et al
(17)2006US، رادیوگرافی معمولی و رادیوگرافی بافت نرمچوب و پلاستیکران مرغVenter et al
(77)2005CT، MRI و USچوبران مرغLue et al
(78)2000CT و رادیوگرافی معمولیاستخوان ماهیبافت نرم جسد انسانTrommer et al
(79)1997CTمشکوک به وجود فلز، چوب، شیشه و سنگکره چشم انسانManthey et al
(80)1996US و رادیوگرافی معمولیسنگریزه، فلز، شیشه، خار کاکتوس، چوب و پلاستیکران مرغAl-Zahrani et al
(81)1995US و CTمشکوک به وجود جسم خارجی چوبیبافت نرم اندامBray et al
(82)1995USچوب، شیشه و فلزدست جسد انسانMizel et al
(83)1994CT، MRI و USچوب خشک و مرطوبعضله خوک (نزدیک به استخوان و دور از آن)Roobottom et al
(84)1994رادیوگرافی معمولی و دیجیتالچوب خشک، چوب تازه و پلاستیکگوشت خوکOikarinen et al
(3)1993رادیوگرافی معمولی، CT، MRI و USتاج دندان شکسته، آمالگام، شیشه، آسفالت، کمپوزیت، چوب خشک و سنگزبان گاوUS: Ultrasonography, CT: Computed Tomography, MRI: Magnetic Resonance Imaging, CBCT: Cone-Beam Computed TomographyAras و همکاران در سال 2010 مطالعه ای با هدف مقایسه حساسیت رادیوگرافی معمول، CT و اولتراسونوگرافی در تشخیص اجسام خارجی بر روی مدل های in vitro انجام دادند.آن‌ها هفت ماده از جنس فلز، شیشه، چوب، سنگ، آکریلیک، گرافیت و باکلیت را به عنوان جسم خارجی و با ابعاد تقریبی 1*1*1/0 سانتیمتر انتخاب کردند. این اجسام در سر گوسفند در نواحی بین تنه فک تحتانی و عضله، در زبان و در سینوس ماگزیلاری جاگذاری شدند. رادیوگرافی معمولی، CT و اولتراسونوگرافی مورد مقایسه قرار گرفتند تا حساسیت آن‌ها در تشخیص این اجسام خارجی مورد ارزیابی قرار گیرد. نتیجه مطالعه حاکی از آن بود که هر سه تکنیک تصویربرداری می‌توانند فلز، شیشه و سنگ را در همه نواحی تشخیص دهند. با این وجود، در تصویربرداری CT اجسام خارجی با رادیواپاسیته پایین که در حفره هوادار قرار دارند، تشخیص داده می‌شوند، درون بافت عضلانی و یا بین بافت‌های استخوانی و عضلانی کمتر قابل ‌مشاهده بوده و تقریباً غیر قابل ‌مشاهده اند. کارایی اولتراسونوگرافی برای مصورسازی اجسام با رادیواپاسیته پایین به نسبت بهتر از CT است. محققان به این نتیجه رسیدند که اولتراسونوگرافی در تشخیص و تعیین محل اجسام خارجی سطحی با رادیواپاسیته پایین در بافت‌های بدن، مؤثر تر از CT و رادیوگرافی معمول عمل می‌کند. گرچه، CT تکنیک مؤثرتری در مصورسازی اجسام خارجی در هوا نسبت به اولتراسوند و رادیوگرافی معمول است (6).
در مطالعه ای که Shrestha و همکاران در سال 2009 انجام دادند، نقش اولتراسونوگرافی در یافتن و تعیین محل اجسام خارجی رادیولوسنت در بافت نرم اندام ها مورد تحقیق قرار گرفت. 23 بیمار که مشکوک به وجود جسم خارجی غیر رادیواوپاک در بافت نرم اندام هایشان بودند، توسط اولتراسونوگرافی (با پروب خطی 8 مگاهرتزی) و اشعه x تحت ارزیابی قرار گرفتند. تظاهر بالینی، طول علائم، مکان آناتومیکی و اجسام خارجی پس از عمل جراحی ثبت شدند. نتایج حاکی از آن بود که اشعه x نتوانست هیچ کدام از اجسام خارجی را درکل 23 بیمار تشخیص دهد. یافته های اولتراسوند، وجود جسم خارجی را در 19 بیمار پیشنهاد کرد که به جز در یکی از آن‌ها که فقط گرانولوم جسم خارجی وجود داشت، در بقیه توسط جراحی تایید شد. نویسندگان نتیجه گرفتند که اشعه x ساده برای یافتن اجسام خارجی غیر رادیواپاک در بافت نرم حساس نیستند. اولتراسونوگرافی برای یافتن و تعیین مکان جسم خارجی حساس و اختصاصی است. نویسندگان توصیه کردند که اولتراسونوگرافی در ارزیابی موارد مشکوک اجسام خارجی غیر رادیواپاک باقی مانده در بافت نرم اندام ها مورد استفاده قرار گیرد(75).
در مطالعه ای که توسط Ober و همکاران در سال 2008 صورت گرفت، محققان حساسیت تشخیصی اولتراسوند، CT و MRI را در یافتن اجسام خارجی چوبی در دست سگ مورد ارزیابی قرار دادند. آن‌ها باریکه های چوب را به دست 30 سگ مرده وارد کردند، و سپس توسط مشاهده گرهای مستقل تصاویر حاصل از اولتراسوند، CT و MRI را مورد بررسی قرار دادند. با آنالیز داده های حاصل، به این نتیجه رسیدند که CT دقیق ترین مدالیته تشخیصی برای یافتن اجسام خارجی چوبی در کل و در هر سه منطقه بخصوص بوده، و بعد از آن به ترتیب اولتراسونوگرافی و MRI قرار دارند. بیشترین محدودیت ارزیابی با اولتراسوند در ناحیه متاکارپ بود، جایی که سایه آکوستیک ناشی از استخوآن‌های کف دست مانع ارزیابی بافت نرم در برخی نمونه ها شده بود (85).
Turkcuer و همکاران، در سال 2006 مطالعه ای با هدف مقایسه سه روش تصویربرداری (رادیوگرافی ساده، رادیوگرافی بافت نرم و اولتراسونوگرفی) در تشخیص اجسام خارجی غیر رادیواپاک در بافت نرم انجام دادند. در این مطالعه in vitro تصادفی، کورشده و توصیفی، 40 ران مرغ با 2 نوع از اجسام خارجی غیر رادیواپاک (چوب و پلاستیک) و 40 ران مرغ به عنوان گروه شاهد، توسط رادیوگرافی ساده، رادیوگرافی بافت نرم و اولتراسونوگرافی با فرکانس بالا برای تشخیص جسم خارجی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از آن بود که حساسیت اولتراسونوگرافی با فرکانس برای تشخیص جسم خارجی غیر رادیواپاک بسیار بیشتر از رادیوگرافی ساده و رادیوگرافی بافت نرم است، و این دو روش اخیر در یافتن اجسام خارجی غیررادیواپاک ضعیف عمل می‌کنند(17).
Venter و همکاران در سال 2005 مطالعه ای با هدف تعیین سودمندی روش‌های رادیولوژیک مختلف در تشخیص اجسام خارجی چوبی انجام دادند.آن‌ها هفت مرغ را مورد استفاده قرار دادند و در هر ران آن‌ها یک سوراخ ایجاد کرده، در یکی از آن‌ها باریکه چوب وارد کرده و جاگذاری کردند، درحالی که در طرف مقابل باریکه چوب را وارد کرده ولی سپس آن را خارج ساختند (گروه شاهد). بعد از 7 روز این حیوانات کشته شدند و ران آن‌ها جهت بررسی با رادیوگرافی معمولی، اولتراسونوگرافی، MRI و CT بریده شد. تصاویر توسط دو رادیولوژیست زبده و مستقل مورد مشاهده قرار گرفتند. نویسندگان نتیجه گرفتند که رادیوگرافی معمولی کارایی پایینی برای یافتن اجسام خارجی در مرغ ها داشت، در حالی که US و CT به نظر بهترین انتخاب می آیند، و در رده بعد MRI قرار دارد (77).
در سال 2000 مقاله ای توسط Lue و همکاران منتشر شد. محققان دو رادیوگرافی معمول و CT را برای شناسایی استخوان ماهی به عنوان جسم خارجی در بدن با هم مقایسه کردند ( با توجه به اینکه استخوان ماهی شایعترین جسم خارجی aerodigestive در بزرگسالان هستند، و غالبا بررسی های رادیوگرافی برای تشخیص آن درخواست می‌گردد). آنان با استفاده از لارینگوسکوپ استخوان 10 گونه ماهی را در مکان‌های مختلفی از جسد انسان قرار دادند و اطلاعات حاصل از رادیو گرافی‌های معمول و CT را که توسط مشاهده گران کورشده به دست آمده بود، مورد مقایسه قرار دادند؛ نویسندگان مقاله در یافته های خود به این نتیجه رسیدند که رادیو گرافی‌های معمول در شناسایی استخوان ماهی در بافت نرم ضعیف عمل می‌کنند و قابلیت مشاهده به گونه ماهی، محل و جهت استخوان بستگی دارد.CTتست رادیوگرافی انتخابی برای تشخیص استخوان نهفته در بافت نرم است (78).
در سال 1997 Trommer و همکاران در جهت اثبات قابلیت به تصویر کشیدن اجسام خارجی در کره چشم توسط CT مطالعه ای انجام دادند. آن‌ها در یک مطالعه in vitro، اشیای کوچک معین از جنس های مختلف (فلز، چوب، شیشه، سنگ) که جزو اجسام خارجی شایع در کره چشم هستند، را مورد آزمون قرار دادند تا به تراکم و حداقل اندازه قابل ردیابی دست یابند. یافته های حاصل از 27 بیمار مشکوک به جسم خارجی اوربیتال با نتایج رادیوگرافی معمولی، رادیوگرافی Comberg، سونوگرافی و جراحی مقایسه شد. یافته های مطالعه حاکی از آن بود که حداقل اندازه قابل ردیابی برای آهن mm3 02/0 است. CT نمی‌تواند همیشه بین مواد مختلف تمایز حاصل کند، به ویژه وقتی که شیء کوچک است. محققان همچنین یافتند که تراکم چوب محدوده گسترده ای از -600 HU تا +130 HU را شامل می‌گردد، که به سختی و میزان رطوبتش بستگی دارد. CT اسکن، به درستی تعداد و محل اجسام خارجی را نشان داد و دیگر روش ها در رده بعدی قرار می گرفتند.آن‌ها نتیجه گرفتند که در تشخیص آسیب های ناشی از جسم خارجی در کره چشم، CT روش تصویربرداری انتخابی است (79).
Manthev و همکاران در سال 1996 مطالعه ای جهت تعیین سودمندی اولتراسوند و رادیوگرافی در یافتن اجسام خارجی در مدل بافت نرم انجام دادند. در این مطالعه توصیفی تصادفی و کورشده، دو رادیولوژیست به صورت مستقل 120 ران مرغ را با استفاده از رادیوگرافی استاندارد در دو نما و اولتراسونوگرافی با مبدل 5/7 مگاهرتزی جهت یافتن جسم خارجی مورد ارزیابی قرار دادند. در 60 ران مرغ یک جسم خارجی وارد گردید (از هر کدام از جسم های سنگریزه، فلز، شیشه، خار کاکتوس، چوب و پلاستیک 10 عدد). محققان به این نتیجه رسیدند که یافتن اجسام خارجی توسط اولتراسوند در این مدل حیوانی از حساسیت و ویژگی کمی برخوردار بوده است. حساسیت رادیوگرافی برای یافتن اجسام خارجی رادیواپاک بالاست. آن‌ها پیشنهاد کردند که نباید جهت رد احتمال وجود جسم خارجی باقی مانده در انتهای اندام ها به اولتراسوند اعتماد کرد (80). هرچند مطالعات بعدی از این ایده حمایت نکردند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید